پیامی از استاد صمدی آملی به مخاطبین
۵ شهریور ۱۴۰۱
این پیام در ضیافتواره عشق (یادواره شهدای خوشواش) در تاریخ ۵ شهریور ۱۴۰۱ از استاد صمدی آملی در حال پخش زنده گرفته شد.
پیامی از استاد صمدی آملی به مخاطبین در ضیافتواره عشق (یادواره شهدای خوشواش) در تاریخ ۵ شهریور ۱۴۰۱ :
انشاءالله خیر ببینید
ما دعاگوی مخاطبین هستیم از دل و جان
انشاءالله بتوانند توفیق پیدا کنند
مکتب امیرالمومنین و شیعه امیرالمومنین را به خوبی توسعه بدهند انشاءالله.
.........
علی علی آقا جان ما به تیر محبتت دلهایمان زخمی شده
خوب تیر محبتت به دل ما نشسته، این تیری که تو زدی چه مزه داره، این زخمی که تو بزنی چه مزه داره،
علی علی، علی علی
رسول الله فرمود هرجا مشکل گیر کردی، ناد علی
داد بزنید بگید علی
جزا عین عمل است
علامه حسن زاده آملی: عمل ما عین پاداش ما است.
متن بیانات علامه حسن زاده آملی:
عمل ما، عین پاداش ما است.
آقا جنابعالی نفرمایید ما از این مجلس آمدنمان چه بهرهای بردیم؟ از رفتن سر کلاس چه استفادهای بردیم؟ همینها که شنیدیم، همین اندازه که پیش آمدیم، همین اندازه که بذر گرفتیم، همینقدر که آب حیات گرفتیم، همین معنا عین پاداش ماست عین عمل ماست.
جناب خواجه نصیرالدین طوسی مثالی میزنند، میفرمایند: «این انگشت زغال، آبدار، خیس، نمور، رطوبی»؛ این را که پهلوی آتش گذاشتی، این زغال با این اوصاف تو که آتش نمیگیرد که! یواشیواشیواش باید کمال همنشین در وی اثر کند، باید رطوبتش گرفته بشود، رطوبتها که حاجب بودند، مانع بودند، برکنار میروند، کمکم میبینی دارد داغ میشود، بعد حرارت در او نفوذ میکند، کمکم کمکم میبینی آتشش به دیار او افتاده،
آنچنان آتش به دیارش افتاده، این زغال سیاهِ ظلمانیِ نمورِ رطوبیِ خیسشده در آب، حالا ماشاءالله زبان درآورده، میگوید: «من آتشم.»
دقت کنید، یه چند صباحی صبر کنید، آمدید درست عرض کنید: الهی آمدم، تا ببینید که چه موجود نورانی میشوید، و خدای صادقالوعد به ما فرمود: «مَنْ جَاهَدَ فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا».
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدنکات مهم تربیت فرزندان از منظر استاد صمدی آملی
خانه را بهشتِ فرزندانمان کنیم؛ پناهگاه محبت و اخلاق
متن بیانات استاد صمدی آملی:
مسائل اخلاقی امروز ما، محتاج زندگی ماست. ما بنا داریم باید با همدیگر انسانی زندگی کنیم.
پدر، مادر، در منزل، در محیط، زبانشون، الفاظتون جوری نباشه، حرف رکیک چرا؟ خوب حرف درست بزنیم، الفاظ رو درست ادا کنیم.
میبینید قرآن رو از اول تا آخرش یک حرف، یک کلمه رکیک تو قرآن نیست.
همهش داره خب نظام هستی رو برای من و شما بررسی میکنه.
تازه اونجایی هم که خیلی اوقات خدا میخواهد به تعبیر خودمونی، تلخ بشه، ناراحت بشه، «أَلَم نَخْلُقْكُمْ مِّن ماء مَّهِینٍ».
مسائل اخلاقی رو مراعات کنیم.
ما الان در بحرانیم. ما تو بحران دشمنانمونیم. دشمنان ما رو محاصره کردند.
کشور ما رو محاصره کردند، نمیبینید دور در دور مرزهای ما همهاش دشمن چیده شد؟ همهاش دشمنه.
اینا شبانهروز ماهوارهها، اینترنتها، کامپیوتر همینجور داره بد، فحش، ناسزا، عکسهای نامربوط، فیلمهای نامربوط همینجور دارن توی سر ما میریزند، توی اجتماع ما میریزند.
دیروز تانک تی-۷۲ بود تو شلمچه قلب بچههای ما رو هدف میگرفت، سه راهی مرگ یکیک را شهید میکرد، ریزریز میکرد، تیکه تیکه میکرد.
امروز به صورت عکسها، ماهواره، فیلمها اینا به سوی قلب ایمان جوانهای ما به نشانه رفت.
و همینجور داره روزبهروز بچههای ما رو میزنه، جوانهای ما رو میزنه.
این دیگه حالا جا باقی نمیمونه که یه پدر و مادر شیعه و مسلمان هم در منزل بخواد بازم او حرف رکیک به بچه بزنه دیگه چی جامونده؟
خب او هم که بزنه من و تو هم بزنیم این بچه پس کی باید اصلاح بشه؟
اینترنت که داره همینجور شبانهروز ذهن بچهها و جوانهای ما رو خراب میکنه، حالا شما پیران یه عدهای هستید حوصله اینترنت ندارید، بالاخره جوانه، درس خونده، کامپیوتر درس میخونه، باید شبانهروز با کامپیوتر سروکار داشته باشه.
همینجور از بیرون بچههامون دارن بمباران میشن، جانهایشون، روانشون، حالا اینجا دیگه باز حالا جا مونده که توی پدر و مادر هم تو خونه حرف رکیکبزنی؟
دیگه حالا جا مونده واقعاً؟ بداخلاقی کنی؟
پدر عزیز! تو در منزل، کانون محبت منزلی باید شوهر، فرزندان دور تو طواف کنند در محبت.
اگه تو هم بخوای بداخلاقی کنی، خب این دختر منزل، این پسر منزل، منزل میشه یک جهنم،
این فردا میره در میره از این جهنم در میره دیگه بابا، یه جوری میشه، حالا میره یا تو یک جهنم دیگر میافته یا تو بهشت میافته،
خلاصه از اینجا در بریم، از این از این منطقه بیرون بریم، اینجا زهر مار شده، اینجا الان یک پارچه آتشه.
هر جا آدم بخواد شبانهروز غذا بخوره، همه غذاها آتشه، سر سفره آتشه، خوابیدن آتشه، کار کردن آتشه، سلام کردنها همه آتشه، از اینجا در برم، کجا بره؟ یا میره تو یک جهنم دیگر گاهی آدم حوصلهاش میآد میخوام برم اصلاً جهنم.
گاهی متعارف ما هم می گویند میخوام برم گورستون.
خب مثل قبرستون بره، چیکار کنه؟
از اینجا در برم بابا، برم یک جهنم دیگر، خلاصه این جهنم نباشم.
الان جای دیگر رفتم هم میدونم پدر نیست، حالا یا فامیل، یا دوست، یا دشمن، یا غیر، خلاصه پدر نیست، مادر نباشه.
باید آنچنان خانهها را متدینین چادر بسر، باید آنچنان خانه را شما مأمن قرار دهید که فرزند شما وقتی از منزل بیرون رفت، دلش برای خونه تنگ بشه، میخواد که تا ظهر توی مدرسه باشه،
چطوره الان یه بچه کوچکِ شما ۶ ساله رو میخوای ببری برای دبستان، برای آمادگی، میبینی که تا ظهر طاقت نداره، باید او را ببری، چه بسا باید پیشش هم باشی، این الان چقدر تو کانون گرم دامن مادر عزیزه، میبینی مادر رو رها بکن نیست، چنگش زده، ولش نمیکنه.
بعد تا ظهر هم میخواهن توی مهدکودک او رو نگهش بدارند نمیمونه، برم، دلم برای مامان تنگ شده،
همین بچه میبینید دوره ابتدایی که اومده، راهنمایی که میاد، میره برنمیگرده، حالا مادر هرچی میخواد بره پیداش کنه پیداش نمیشه، چیکار کردی برنمیگرده؟
تو اگه اینجا را کانون محبت درست میکردی، دل او با دل تو، همونجوری که در اون دوران شیرخوارگی بود، هیچ خانومی رو تحویل نمیگرفت جز تو را، اگر اون محبت رو تو دلش ادامه میدادی، الان هم تو رو رها نمیکرد، پس چرا داره میره؟
چرا کم کردی؟ چرا خونه رو محبت قرار نمیدید؟ اینا رو میگن صلهرحم.
نه اینکه حتماً، پدر عزیز! اگر آمدی، این یک لقمه روزی خدا را به کسب حلال آوردی، با تمام حقیقت به این فرزندت خورانیدی، این شکمی که کسب حلال، مال حلال در این شکم است، این شکم، این انسان، این فرد، این فرزند محبت پیدا میکند، این تو رو دوستت داره.
اما ببینه پدر لاابالی است، هرچی بیاره بده به خورد فرزند، فرزند بیمحبت میشه، آن کسی که باید دوستیها را برقرار کند، از راه حرام دوستی برقرار نمیشه.
با فرزندان صلهرحم کنید. مربی فرزندید، خدا شما رو مربی قرار داد.
شما رو به خدا گریه میکنید. محض رضای خدا، خانوادههاتون را حفظ کنید.
اخلاقمون را، برنامههامون را. میخوانم چشم، مصیبت میخوانم اما واقعاً من مصیبتم، این مصیبتهای اجتماعی است.
نباید ما خدایناکرده بداخلاق باشیم.
نمیگم بالاخره انسان است، بالاخره فرازونشیب پیش میآید، تند میشه، نمیگم نمیشیم، میشیم.
من الان به شما بالای منبر بگم، بگم خودم تو خونه تند میشم مگه میشه؟ آدم تند میشه.
یه وقتی از کوره در میره، یه وقتی ناراحت میشه، صحنهای رو دوست نداره ببینه.
چه بسا برای بچه زحمت میکشی این بچه شاید زحمتها رو بازم هدر میداد، خستهتر میشه، اینا همه برای آدم پیش مییاد.
یا اینکه بالاخره در محیط زندگی یه حرف بی جا.
اما یه جوری باید بکنیم ما بمونیم امام حسین را، به تعبیر آقامون گریههای صادقانه کنیم.
درس معرفت نفس را صادقانه بخوانیم.
قرآن رو صادقانه بخوانیم، آنچه روایات میگن صادقانه بخوانیم.
اخلاقمون را، کردارمون را، رفتارمون را.
خدا رو ناظر ببینیم، اگه سختیای در زندگی پیش آمده، دست به دامن الهی بشیم، بار الها! دیگه داریم با دست خودمون جهنم درست میکنیم، یه جوری این جهنم ما رو به بهشت تبدیل کن:
«رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ».
پشیمون بشیم، توبه کنیم، خوشاخلاق باشیم، بچههای ما، دخترهای ما، فرزندان عزیز ما، خانه رو براشون مأمن قرار بدهیم، پناهگاه قرار بدهیم، بگذارید اینا در خانه از ناحیه من و شما خدا ببینند.
خدا در دلشون محبوبشون بشه، دوست پیدا کنند خدای متعال را، زمینه گمراهیشون را فراهم نکنیم.
```
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویددیدار حضرت استاد صمدی آملی از مادر شهید ولیالله کارگر
این دیدار در تاریخ ۹۸/۱/۵ در روستای چندر محله آمل میباشد. مادر شهید کارگر در تاریخ ۴ آذر ماه ۱۴۰۰، به فرزند شهیدش پیوست.
دیدار حضرت استاد صمدی آملی از مادر شهید ولیالله کارگر در تاریخ ۹۸/۱/۵ در روستای چندر محله آمل.
🌷و خدایی که در این نزدیکی است.
🔸#شهید « ولی الله کارگر » از خانواده ای فقیر ساکن روستای چندر محله از دهستان لیتکوه آمل بود .
وی در ابتدا کارگری ساده بود و سپس به سپاه می رود، ایشان از اعضای شورای پایگاه محل بود؛
سه و ماه نیم قبل از ۶بهمن یکدفعه ایشان اسلحهی m1 پایگاه که ۵ تیر بیشتر نداشت دستش بود و به طرف میخران می رفت. از میانبرهایی رفت که به سمت جنگل امام زاده عبدالله علیه السلام بود.
در همین زمان کمونیست ها در این جنگل مخفی شده بودند و قصد حمله به شهر آمل را داشتند که سه گروه بودند در کل بیش از ۲۰۰ نفر جمعیت داشتند(۱۸ آبان ۱۳۶۰).
🔹#شهید متوجه می شود به طرف نیروهای جنگل تیری شلیک می کند و به معنای واقعی خدا تیر را به هدف اجابت کرد و تیر به فرمانده این گروه بهنام اکبر سحابی که گروه پیشرو به سمت آمل در حرکت بودند میخورد؛ فرمانده که کشته شد ، آنها بی مهابا شلیک کردند و « ولی الله کارگر »شهید می شود.
🔸کمونیست ها بعد از این حادثه که بصورت اتفاقی و بدون برنامه رخ داده بود، می ترسند و به گروه های دیگر اعلام می کنند که عملیاتشان لو رفته و به عقب برمی گردند. با این عقب نشینی تعداد زیادی از کمونیست ها از ادامه کار منصرف شدند و در نهایت تعدادشان پس از ۲، ۳ ماه در۶بهمن ۱۳۶۰ به نصف رسید.
🔹قبل از این درگیری، نیروهای سپاه از وجود کمونیست ها در جنگل و سازماندهی شان خبر چندانی نداشتند و معلوم نبود اگر در ۱۸ آبان ، خداوند شهید کارگر را وسیله قرار نمی داد، چه بر سر شهر آمل و مردمانش می آمد!
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویددعای سلامتی امام زمان علیه السلام
با نوای استاد صمدی آملی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ
صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ
فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة
وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً
حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدثواب چیست؟
معنای ثواب درکلام استاد صمدی آملی
دستورهایی که در مفاتیح الجنان آمده است، همه آن دستورها را مصدّر میفرمایند به کلمه ثواب.
میگویند اگر این دعا را به این مقدار از وقت بخوانی، یا اینکه در فلان عدد، در فلان زمان، در فلان مکان بخوانی، این مقدار ثواب دارد.
این لفظ ثواب را باید دنبال کرد که معنای او چیست.
اما در کتابهای عرفانی، حرف از ثواب پیدا نمیفرمایی.
در کتابهای عرفانی میفرماید که فلان آقا، من این عمل را انجام دادم، برای من اینجور تمثّل حاصل شد.
هر دویشان درست میگویند.
برای اینکه در کتاب مفاتیح الجنان، به منزله اینکه ادعیه را از ائمه نقل میفرماید و احیاناً روایاتی که در باب آن دعاها هست راجع به ثوابشان نقل میکنند، تا اینکه این بذرها را شما در جانتان بکارید، ببینید آن نحوه ثوابی که در سرّتان برمیخیزد چیست.
اما در کتابهای عرفانی، معمولاً عارف میگوید من این دستورات را که فرمودهاند انجام دادهام و از انجام این دستورات، این نتائج برای من حاصل شده است.
که وقتی میگوید این نتیجه برای من حاصل شد، باید خواننده گرامی بداند که این نتیجه به مطابق ظرفیت و جدول وجودی آن عارف جلوه کرده است.
به مقدار قابلیت آن آقایی که این دستورات را انجام داده است بر او، حقتعالی از ماورای طبیعت تجلی کرد. که این تجلیات به منزله آن ثوابی است که ایشان از این اعمال به دست آورده است.
پس اگر عارف میگوید من این تمثلات برای من حاصل شد، و اگر در مفاتیح الجنان و دیگر کتابهای ادعیه مثل «اقبال» سید ابنطاووس، «عدة الداعی» ابنفهد و دیگر کتابها، «مصباح» جناب کفعمی و «صحیفه سجادیه» اگر حرف از ثواب ادعیه پیش آمده است، این به این معناست که با همدیگر تقارن دارند. ثوابی که برای این دعا نوشته شده، آن آقا میگوید من این دعا را انجام دادهام، خواندهام، آن ثواب برای من به این صورت جلوه کرد.
و این جلوه هم به مطابق ظرفیت اوست.
پس در آن کتابهای ادعیه رمز کلی را میدهند.
میگویند هر کسی به این دعا تلبّس بفرماید، برای او برکاتی تحت عنوان لفظ ثواب فرمودهاند حاصل میشود.
اما عارفان میگویند ما انجام دادهایم و همچو ثوابهایی که فرمودهاند، برای ما به این تمثلات حاصل شده است.
اما این تذکر را باید توجه داشت که برای هر کسی هر چه حاصل شده است، به مقدار ظرفیت وجودی اوست؛ بر اساس جدول اوست.
کسبوکاری که داره، شغلهایی که افراد، اشخاص در مسیر زندگی دارند، پدر و مادرهایی که داشتند، نطفههایشان را این پدر و مادر منعقد فرمودند، مزاج ایشون، غذاهای ایشون، محیط اطراف، معاشرتهایی که با افراد، اشخاص داره، اینها همه در تمثلات دخیله.
همه در رنگ دادنِ جدول وجودی شخص دخالت دارند.
که شخص از تمامی این ناحیهها رنگ میگیرد و بر اساس این رنگهایی که گرفته است، آن ادعیهای را که میخواند، از جدول وجودیاش به مطابق این رنگهایی که داره برای او جلوه میکند.
حالا اگر کسباش حلال باشه، خب البته آن تمثلات براش صافیه.
اگر خدای ناکرده کسب حلال نباشه، جدول وجودی بسته میشه، محل ظهور تمثلات نمیشه.
ولذا سالیانی ادعیه رو میخواند و برای او تمثلات که در قوه خیال او، در قوه عاقله او، در لوح جان و نفس ناطقه او ظهور بفرماید، ظهور نمیکند، نمییابد.
همچو نیست که آن ادعیه بیاثر باشند، بلکه دعا اثر میکند، اما جدول وجودی او نمیتواند آنچه را که باید ظهور بدهد، آنها رو ظهور بدهد.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید24 دستور اول حدیث نکاح
آداب انعقاد نطفه و زمان های مناسب بچه دار شدن از رسول الله (ص)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على ابن ابى طالب (عليهما السلام ) چنين سفارش كرد و فرمود:
امالى شيخ صدوق ، مجلس 84 حديث اول
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على ابن ابى طالب (عليهما السلام ) چنين سفارش كرد و فرمود:
((يا على چون عروس را به خانه تو آرند وقتى نشست كفش او را بكن و پايش را بشوى و آبش را به در خانه ات بريز كه چون چنين كنى خداوند از خانه ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد و هفتاد هزار رنگ بركت در آن در آورد و هفتاد هزار رحمت بر تو فرو فرستد كه بر سر عروس بگردد تا بركت آن به هر گوشه خانه ات برسد. و خداوند عروس را از جنون و خوره و پيسى امان دهد كه به او رسند مادامى كه در آن خانه است .
سپس فرمود:
اى على عروس را در هفته نخستين از خوردن شيرها و سركه و گشنيز (سبزى امزنا) و سيب ترش باز دار زيرا كه زهدان از اين چار، سرد و نازاينده گردد؛ و بوريا در گوشه خانه به از زن نازاينده است . اگر عروس بر سركه خوردگى خون حيض بيند هيچگاه به خوبى از آن پاك نگردد. و گشنيز آن خون را در درونش بشوراند و زايمان را بر وى دشوار گرداند. و سيب ترش آن را از آمدن باز بدارد و بيمارى بر وى گردد.
سپس فرمود:
1- اى على در هنگام جماع سخن مگو مبادا كه فرزند گنگ و لال گردد.
2- و به عورت زن (در حين جماع ) نگاه نكن كه سبب نابينايى فرزند شود.
3- و با شهوت زن ديگرى در خاطرات با زنت جماع مكن كه فرزند مخنث آيد.
4- و ايستاده با زنت جماع مكن كه از كار خران است و اگر فرزندى آيد در فراش كميز ميزنده شود. (يعنى بول كننده .)
5- اول و ميانه و آخر ماه مجامعت مكن كه ديوانگى و خوره و گيجى بسوى فرزند شتابند.
6- بعد از ظهر جماع مكن كه اگر فرزندى آورد قيچ (لوچ و دوبين ) شود و شيطان به لوچ بودن انسان شاد است .
7- كسى كه با زن خود در بستر جنب است قرآن نخواند مى ترسم آتشى از آسمان فرود آيد و هر دو را بسوزاند.
8- جماع مكن جز آنكه خودت دستمالى داشته باشى و زنت نيز پارچه ديگر كه با يك پارچه خود را پاك نكنيد كه شهوت بر شهوت افتد كه مايه دشمنى بين شما مى شود و پس شما را به جدايى و طلاق كشاند.
9- در شب عيد فطر جماع مكن كه اگر فرزندى آيد بسيار شرور گردد.
10- در شب عيد اضحى (قربان ) جماع مكن كه فرزند شش انگشت يا چهار انگشت آيد.
11- زير درخت باردار جماع مكن كه فرزند جلاد و آدمكش و كدخدا آيد.
12- در مقابل آفتاب و نور آن جماع مكن اگر آنكه هر دو با روپوش باشند كه اگر فرزندى آيد دائما در سختى و فقر باشد تا بميرد.
13- ميان اذان و اقامه جماع مكن كه اگر فرزندى آيد خونخوار گردد.
14- اگر زنت باردار شد بى وضو با او جماع مكن كه فرزند كوردل و بخيل آيد.
15- در نيمه شعبان جماع مكن كه فرزند، شوم و با خال چهره آيد.
16- در آخر ماه دو روز از آن مانده جماع مكن كه فرزند گمركچى و كمك كننده ظالم آيد و جمعى از مردم بدست او هلاك شوند.
17- بر سر پشت بامها جماع مكن كه فرزند منافق و رياكار و بدعت گزار آيد.
18- چون قصد سفر دارى در شب آن جماع مكن كه فرزند ولخرج آيد، رسول خدا اين آيه را خواند (سوره اسراء /30) براستى مبذرين برادران شياطين باشند.
19- چون در سفر رفتى تا سه شب جماع مكن كه فرزند كمك كننده ظالم و ستمگر بر عليه تو شود.
20- در ساعت اول شب با زنت جماع نكن كه اگر فرزندى آيد، بسا باشد كه جادوگر و دنيا طلب در آيد.
📚منبع : کتاب انشاء صورت انسانی، استاد صمدی آملی
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدراز آیه «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»
استاد صمدی آملی، جلسه سوم طهارت، سال ۱۳۷۶
مربوط به این جلسهدر سورهی تکاثر نیز آمده است: ﴿ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ﴾، در آنجا از نعمتهایی که به شما دادهایم، سؤال میکنیم. امام صادق علیهالسلام در ذیل این آیه فرمودند: منظور از این آیه این نیست که در روز قیامت از غذاهایی که به ما دادهاند سؤال میکنند که چرا این غذاها را خوردهاید؟ زیرا دور از شأن خدا است که انسان را محتاج به غذا بیافریند، سپس در انتها او را به خاطر نعمتی که مصرف کرده، بازخواست کند.
در ادامه امام صادق علیهالسلام میفرمایند: آن نعمتی که در روز قیامت از شما سؤال میکنند، ما اهل بیت هستیم. در آنجا به شما میگویند: ما اهل بیت را برای شما فرستادیم، و سپس میپرسند: شما با آنها چه کردید؟
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدتاثیر طهارت بر افزایش رزق مادی و معنوی
استاد صمدی آملی، طهارت ۳، ۱۳۷۶
مربوط به این جلسه«اگر روح و جان ما طهارت پیدا کند رزق معنوی زیاد میشود.چه اینکه اگر جسم ظاهری ما طاهر باشد، رزق حسّی و مادی ما هم زیاد میشود. » پس هر کسی روزی و مال هم میخواهد باید پاک و طاهر باشد.
رزق و روزی غیر از مال مادی است. در روایات فرمودهاند: «روزی و رزق، مقسوم است.» یعنی روزی هر کسی تقسیم شده است. در باطن عالَم روزی را برای افراد به مقدار وسعت وجودی هر شخصی ـچه در امور مادی و چه در امور معنویـ تقسیم کردهاند، که اگر شخصی بیش از آن اندازهی معیّن پرسه بزند و مانند مورچه مال به دست بیاورد، آن مقدار دیگر روزیاش نیست بلکه فقط مالی است که به دست آورده است، زیرا مال به دست آوردن، غیر از روزی به دست آوردن است. «روزی» آن مقداری را میگویند که شخص برای زنده ماندن به آن محتاج است. (همانند تنفس که بدن فقط آن مقدار لازم را جذب میکند نه بیشتر و نه کمتر از آن را)، همانند اینکه فردی خانهای به طول هزار متر مربع برای خود بسازد در حالی که فقط به قسمتی از آن برای زندگی کردن نیازمند باشد. در این صورت، باطن عالم این خانهی هزار متری را منزل آن فرد نمیداند، بلکه فقط آن مقداری که شخص برای زندگی به آن نیاز دارد را منزل او میداند و مابقی را اضافه به حساب میآورد. همان طور که در باطن نظام عالم، میزان عمر هر شخصی معیّن شده است، به همان مقدار هم رزق و روزی او تنظیم شده است.
وقتی کودکی به دنیا میآید و پستان مادر به دهانش گذاشته میشود آن مقداری که از شیر میمکد رزقش است و مابقی که از دهانش میریزد رزق کودک نیست. بنابراین رزق و روزی هرگز کم نمیآید. امکان ندارد کسی صدسال زنده باشد امّا خداوند روزی هشتاد سال او را تأمین کند و بیست سال دیگر را بدون روزی باشد.
حضرت آقا در عبارت فرمودند: «طهارت ارواح و قلوب، موجب مزید رزق معنوی و قبول عطایای الهیه علی ما ینبغی است.» در لفظ «علی ما ینبغی» سِرّ فراوانی وجود دارد. یعنی آن مقداری که سزاوار یک شخص است به او میدهند و آن مقدار نیز من حیث لا یحتسب است و هرگز به حسابش نمیآورند.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویداستاد صمدی آملی، طهارت ۳، ۱۳۷۶
مربوط به این جلسه«اگر روح و جان ما طهارت پیدا کند رزق معنوی زیاد میشود.چه اینکه اگر جسم ظاهری ما طاهر باشد، رزق حسّی و مادی ما هم زیاد میشود. » پس هر کسی روزی و مال هم میخواهد باید پاک و طاهر باشد.
رزق و روزی غیر از مال مادی است. در روایات فرمودهاند: «روزی و رزق، مقسوم است.» یعنی روزی هر کسی تقسیم شده است. در باطن عالَم روزی را برای افراد به مقدار وسعت وجودی هر شخصی ـچه در امور مادی و چه در امور معنویـ تقسیم کردهاند، که اگر شخصی بیش از آن اندازهی معیّن پرسه بزند و مانند مورچه مال به دست بیاورد، آن مقدار دیگر روزیاش نیست بلکه فقط مالی است که به دست آورده است، زیرا مال به دست آوردن، غیر از روزی به دست آوردن است. «روزی» آن مقداری را میگویند که شخص برای زنده ماندن به آن محتاج است. (همانند تنفس که بدن فقط آن مقدار لازم را جذب میکند نه بیشتر و نه کمتر از آن را)، همانند اینکه فردی خانهای به طول هزار متر مربع برای خود بسازد در حالی که فقط به قسمتی از آن برای زندگی کردن نیازمند باشد. در این صورت، باطن عالم این خانهی هزار متری را منزل آن فرد نمیداند، بلکه فقط آن مقداری که شخص برای زندگی به آن نیاز دارد را منزل او میداند و مابقی را اضافه به حساب میآورد. همان طور که در باطن نظام عالم، میزان عمر هر شخصی معیّن شده است، به همان مقدار هم رزق و روزی او تنظیم شده است.
وقتی کودکی به دنیا میآید و پستان مادر به دهانش گذاشته میشود آن مقداری که از شیر میمکد رزقش است و مابقی که از دهانش میریزد رزق کودک نیست. بنابراین رزق و روزی هرگز کم نمیآید. امکان ندارد کسی صدسال زنده باشد امّا خداوند روزی هشتاد سال او را تأمین کند و بیست سال دیگر را بدون روزی باشد.
حضرت آقا در عبارت فرمودند: «طهارت ارواح و قلوب، موجب مزید رزق معنوی و قبول عطایای الهیه علی ما ینبغی است.» در لفظ «علی ما ینبغی» سِرّ فراوانی وجود دارد. یعنی آن مقداری که سزاوار یک شخص است به او میدهند و آن مقدار نیز من حیث لا یحتسب است و هرگز به حسابش نمیآورند.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدشعر زیبا درباره حبیب بن مظاهر، محرم ۱۴۱۸ ، اردیبهشت ۱۳۷۶
مربوط به این جلسهباز سیمای دلم را تور هاست باز در نای وجودم شورهاست
کیست امشب در تکلم با من است با من است این یار شیرین یا من است
کیست امشب شور حالم میدهد وعدهٔ صبح وصالم میدهد
حبیب پاشو از کوفه برو. برو کربلا کمک زینب و امام حسین
کیست امشب شور حالم میدهد وعدهٔ صبح وصالم میدهد
چند کوشی بر مداوا ای طبیب درد من باشد غم روی حبیب
درد من باشد غم روی حبیب.
چه خوب است حالا که نود سال سن کردهام، حالا که سختی و گرمی روزگار گذراندهام،
این آخر عمرم بروم این محاسن سفید پیرمردم را با خون سَرم خضاب کنم.
بوده هر شب ورد ذکرم با حبیب یا حبیبی یا حبیبی یا حبیب
سینهام مشتاق پیکان بلا پیر عشق من حبیب کربلا
حسین جان، حسین جان
گرچه حبیب ابن مظاهر پیرمرد است،اما جواندل است، زندهدل است.
اون جوانمردی که آمد پیر عرش عاشق،اما عاشق شمشیر عشق
تشنه اما از همه سیرابتر پیر اما از همه شادابتر.
به یاد شب عاشورا میافتد انسان، وقتی حبیب ابن مظاهر و زهیر ،شب عاشورا گرد خیمهٔ حسین دارند نگهبانی میدهند.
ای قربان این پیرمرد زندهدل کربلا.
در شب عاشورا جوونها هم خندانند، حنا دارند میبندند، همه خندانند و شادابند.
زهیر شوخی میکند، حبیب مطایبه میکند، دارد خوشحالی میکند.
زهیر اینقدر خوشحالی چرا؟ حبیبم اینقدر خوشحالی چرا؟
چرا خوشحال نباشیم که داریم پیش پای حسین فاطمه قربانی میشویم،
تشنه اما از همه سیرابتر پیر اما از همه شادابتر
آنچنان گردیده محو روی دوست که ز شوق او نمیگنجد به پوست
ساخته از آتش و خون ساز و برگ جنگ را کرده بهانه بحر مرگ
دست از جان شسته قید تن زده دوست گشته بر صف دشمن زده
پیش تیر و نیزه و شمشیر و سنگ بر لبش باگ رجز در حال جنگ
کی گروه از محبت بینصیب من حبیبم من حبیبم من حبیب
بعضی هم نقل کردن روز عاشورا ،حبیب ابن مظاهر وقتی موقع اذان ظهر شد
آمد نزد اباعبدالله،
عرض کرد: آقا جان اذان ظهر.
آقا فرمود: خدایت رحمت کند.
بایستین نماز بخوانیم.
مثل اینکه این عاشق سفر تیر بلای حسین است.
آقای ایستاد به نماز، حبیب ابن مظاهر، پیرمرد نود ساله بیشتر، ایستاد جلو حسین.
آقای من به من اجازه بده آقا تیر ها به سویت روانه میکنه
من جلوت بایستم ،مبادا تیرها به بدن امام حسین فاطمه برخورد کند
حسین جان، حسین جان، حسین جان
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدخاطرهای شنیدنی از دیدار حاج آقا کاوه آملی علامه حسنزاده آملی با ایشان؛
دستورالعمل زیارت امام رضا (علیهالسلام)
توصیههای عارفانه حضرت علامه حسنزاده آملی
مقدمه و ماجرای هدیه دستخط
بسم الله الرحمن الرحیم. خاطره چهلم از کنار مضجع شریف و نورانی حضرت حجة مولانا امام رضا (روحی و روح العالمین لهم الفداء) که با همه فقر و نداریم، نیابةالزیارة همه دوستان و عزیزان هستم. این خاطره را محضر عزیزان بیان میکنم.
در خاطره ۳۵ وعده داده شد دستورالعملی که آقاجان در باب زیارت حضرت رضا (روحی فدا) در قبال هدیه دستخط حضرتش فرموده بودند را محضر دوستان عزیز بیان کنم؛ لذا شرح آن دستورالعمل نوری را حسن ختام این خاطرات قرار داده و این دفتر را به پایان میبرم که: «پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقیست».
چهارم فروردین بود که تابلوی دستخط شریف و مبارک حضرت رضا (روحی فدا) را محضر آقاجان تقدیم داشتم (سال ۹۱ در خاطره ۳۵ به طور مبسوط شرح داده شد). چون آقاجان دلشان میخواست که آن دستخط نورانی را بدون قاب داشته باشند تا زیارتش کنند و ببوسند، قرار شد یک نسخه بدون قاب محضرشان تقدیم نمایم. فردای آن روز، پنجم فروردین بود؛ به محضر باهرالنورشان مشرف شدم و یک نسخه بدون قاب تقدیم داشتم. چقدر بر آن بوسه زدم! دست کشیدند، به سر و صورت خویش کشیدند، بر سینه خودشان چسباندند و به روی سر گذاشتند.
خواستم از حضورشان مرخص شوم، فرمودند: «به پاس هدیهای که آوردی که سبب روشنایی چشمان و شادی جانمان گردید، دقایقی بنشین تا نکاتی در باب زیارت حضرت ثامنالحجج (روحی فدا) عرض نمایم.» خیلی خوشحال شدم. عرض کردم: فدای شما آقاجان، لطف میفرمایید، به چشم؛ با دل و جان و همه وجود در محضر و خدمت شما هستم. واقعاً نه تنها با دو گوشم بلکه همه اعضا و جوارحم گوش شدند؛ طوری که بعد از گذشت سالها همچنان دقیق و بیکموکاست یادم هست، گویا آن فرمایشات نوری و عرشی بر لوح جانم حک شد.
بخش اول: دستورالعملهای زیارت حضرت رضا (علیهالسلام)
آقاجان فرمودند:
۱. انس با زیارتنامه و روزهداری قبل از سفر
سعی کن با زیارتنامه حضرت انس داشته باشی؛ حداقل هفتهای یک بار هم که شده در منزل زیارتنامهشان را بخوان، به خصوص زیارت روز چهارشنبه که در مفاتیح نیز آمده است.
هرگاه قصد زیارت حضرت نمودی، تا مشرف شدن اگر فرصت و زمان داشتی، ۳ روز قبل از حرکت روزه بگیر. اگر به یکباره تصمیم به زیارت گرفتی و فرصت نبود، وقتی مشهد مشرف شدی آنجا اگر فرصت بود ۳ روز روزه بگیر یا حداقل یک روز را هم که شده روزه بگیر. اگر سفرت کمتر از ۱۰ روز بود، یک روز را از خوردن و آشامیدن امساک کن؛ نیت روزه نگیر، اما همچون روز عاشورا که روزه گرفتن جایز نیست، بهتر است که از آب و غذا امساک کنی.
۲. آداب غسل زیارت و صدقه
از منزل که حرکت میکنی، غسل زیارت به جا آور؛ غسل زیارتی که همه انبیا، اولیا، حضرت رسول و دیگر ائمه طاهرین (سلام الله علیهم) و ملائکةالله را نیز نیت کن. چرا که در آن مضجع شریف و نورانی تنها حضرت رضا (روحی فدا) را زیارت نمیکنیم، بلکه خیل عظیمی از انبیا و اولیا و دیگر ائمه طاهرین (سلام الله علیهم اجمعین) و ملائکه حافظین که غیر قابل شمارشند را زیارت میکنیم. هنگام غسل همه آن ذوات مقدسه را مد نظر داشته باش که این نشان ادب است.
هنگام حرکت، جدای از رفع خطر در طول سفر که صدقه میدهی، مبلغی هم به جهت زیارت حضرت صدقه بده. تعداد روزی که در مشهد هستی نیز به جهت و نیت زیارت حضرت صدقه بده. صدقهای هم از جهت اینکه مقیم مشهد شدی و نیز غسلی هم از این جهت که غسل اقامت در مشهد، این را هم داشته باش.
۳. مراقبتهای مسیر و اذکار تشرف
در طول مسیر از حرفها و سخنان نسنجیده و نامربوط احتراز کن. سعی کن مشغول به صلوات بوده باشی یا ذکر شریف «یا ستار العیوب» و «یا غفار الذنوب» را تا حال و نشاط داری بیان کن.
برای تهیه اسکان (مسافرخانه یا هر جای دیگر) سعی کن به حرم مطهر خیلی نزدیک نبوده باشد (البته اگر عذری نیست)، تا هرگاه خواستی از اسکان به زیارت مشرف شوی، پیاده و قدمزنان و با طمأنینه و با سلام و صلوات و ذکر شریف «لا اله الا الله» و اذکار دیگر مشرف شوی؛ به خصوص با تکرار این دعا که:
«یا بَدیُ و یا بَدیع، یا قَوِیُّ و یا مَنیع، یا عَلِیُّ و یا رَفیع، صَلِّ عَلی مَن شَرَّفتَ الصَّلاةَ بالصَّلاةِ عَلَیه»
تکرارش کن و با این حال و با این اذکار به سمت حرم مشرف شو.
۴. آداب حضور در حرم مطهر و پوشش مناسب
سعی کن تا جایی که امکان دارد قبل از هر وعده که به زیارت مشرف میشوی غسل زیارت کن. اگر صبح مشرف شدی قبل از تشرف غسل کن، اگر بعد از ظهر مشرف میشوی باز غسل کن، اگر شبهنگام قبل از سحر مشرف میشوی باز هم غسل کن. یعنی در هر نوبت با لباسی طاهر و تمیز، با سر و وضعی مرتب و منظم مشرف شو.
مبادا با پیراهن آستینکوتاه و یا لباسهای منزلی و راحتی مشرف شوی، چرا که در آن مضجع مبارک و نورانی چشمهای فراوانی تو را نظارهگر است، تمام حالات و سکنات را دقت دارند و کمترین بیادبی را برنمیتابند. به مقدار و اندازه بیادبی از حقیقت و روح زیارت کم میکنند؛ آن انوار قدسی مأمور به این امر هستند.
گرچه حضرت امام رضا (روحی فدا) امام رئوف هستند، لکن بخشش و عنایت رحیمیهشان به مقدار ادب ظاهر است. البته بُعد رحمانیت حضرت برای همگان خواهد بود.
۵. زیارتنامهها، نمازها و ادعیه سفارشی
هرگز بدون اذن دخول وارد نشو. دستوراتی که در مفاتیح آمده به احسن وجه انجام بده. در باب زیارت که آمد، از جمله زیارت امینالله و زیارت جامعه کبیره را حتماً بخوان. حدالمقدور هر زیارتنامهای که میخوانی ایستاده بخوان.
نماز زیارت حضرت که دو رکعت هست، رکعت اول بعد از حمد سوره مبارکه یاسین و در رکعت دوم بعد از حمد سوره مبارکه الرحمن است را بخوان.
از جمله نمازهایی که حضرت امام رضا (روحی فدا) خیلی دوست دارند، نماز حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و نماز جعفر طیار (علیه السلام) است. در آن مضجع شریف حداقل یک بار هم که شده بخوان. کیفیت و نحوه به جا آوردن این دو نماز در مفاتیح آمده و شرحش توضیح داده شده است.
درباره نماز جعفر طیار سعی کنید در طول روزگار و زندگانی خودتان، ایام هفته، ماه و سال با آن انس داشته باشید. حداقل یک بار هم که شده در طول هفته به خصوص اگر فرصت شد در روز جمعه این نماز را بخوان، چرا که این نماز آثار و برکات زیادی دارد. نماز حضرت جعفر طیار (علیه السلام) نه فقط برای خواننده آن سبب نور و خیر و برکت میباشد، بلکه برای اهل خانوادهاش، پدر و مادرش، برادر، خواهر، همسر و ویژه فرزندانش (به خصوص در تربیت فرزند) تاثیر به سزایی دارد. چقدر خوب است که انسان برای برآوردن حاجات خود که نذر میکند، نذرِ به جا آوردن نماز حضرت جعفر طیار (علیه السلام) نماید.
۶. پرهیز از رفتارهای نامناسب در حرم
در حرم شریف چیزی نخور. هرگز در آن مضجع نورانی نخواب.
(توضیح راوی داخل پرانتز: در این سالهای اخیر تولیت محترم آستان قدس جهت رفاه زائران قسمتی از زیرزمین را در محدوده حرم اختصاص به استراحت و بیتوته شب زائران قرار داده؛ آن بحثش مجزا و مفصل است و فضای آن فرق میکند که اصلاً نوع کاربریاش برای این موضوع است؛ اینجا اشتباه نشود.)
بله، تا زمانی که حال و نشاط داری داخل حرم مشغول به زیارت باش. هر وقت احساس خستگی و کسالت نمودی و یا خوابت گرفت به محل استراحت خود برگرد. کیفیت زیارت مهم است نه کمیت آن، چرا که در همه اعمال کیفیت شرط است.
در هیچ جایی از صحن و سرا پا دراز نکن. از صحبتهای بیهوده بپرهیز. با صدای بلند نخند، بهتر این است که اصلا نخندی و در آن مضجع شریف محزون باش. هنگام نماز جایی از حرم باش که مضجع شریف حضرت روبهرو یا سمت چپ و راست تو بوده باشد، طوری نباشد که به حضرت پشت کنی.
۷. زیارت قبور علماء و بزرگان مدفون در حرم
در حرم شریف بزرگانی از علمای امامیه مدفونند؛ اکثراً آثاری ندارند، اما بعضی از بزرگان مثل شیخ بهایی، شیخ حر عاملی و بعضی دیگر قبور شریفشان مشخص است؛ روی سنگِ دیوارِ آن فضاهایی که مدفونند نام و نشانشان مشخص است. حتماً به زیارت قبورشان مشرف شو.
استاد عزیزم جناب حضرت شیخ محمدتقی آملی (رحمت الله علیه) در قسمت باغ رضوان نزدیک قبر شریف فقیه سبزواری مدفون هستند؛ محضر ایشان عرض ادب و ارادت نما، چرا که این بزرگان واسطه فیض و رحمتند و در محضر حضرت گاهی حتی شفاعت میکنند زائران را.
۸. سحرخیزی، قرائت قرآن و ذکر یونسیه
سعی کن حداقل یک ساعت یا سه ربع مانده به اذان صبح در حرم باشی. بهتر است که نافله شب بخوانی. در حالات حضرت آمده که هر سه روز یک ختم قرآن میدادند؛ تا توان و حال داری در حرم قرآن بخوان، به خصوص قبل و بعد از نافله شب.
بعد از آداب زیارت گوشهای خلوت اختیار کن، سر به سجده بگذار و ذکر یونسیه را زیاد تکرار کن:
«لا إلهَ إلّا أنتَ سُبحانَکَ إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ»
که اگر در دل شب بوده باشد خیلی بهتر است.
زیارتنامه دیگر ائمه (علیهم السلام) را حداقل یک بار هم که شده در حرم شریف بخوان، به خصوص زیارتنامه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و زیارت حضرت امام موسی بن جعفر و حضرت جواد و حضرت معصومه (سلام الله علیهم) را، و صلوات بر حجج طاهره را حتماً بخوان، به خصوص صلوات بر حضرت صدیقه طاهره را زیاد بخوان؛ این صلوات شریف که از حضرت امام حسن عسکری (روحی لهم فدا) بوده و در مفاتیح بعد از زیارت جامعه کبیره بیان شده است.
۹. مراعات حال همسفران و آداب معرفتی زیارت
اگر همسفر داری مراعات حال همسفر و نیز در آن مضجع نورانی مراعات حال دیگر زائران را بنما.
به نیت همه مؤمنین و مؤمنات و شیعیان و عالمان و پدران و مادران زیارت نما، مرا نیز یاد داشته باش و به نیت من نیز زیارت کن.
بدان هر زائری که مشرف میشود، آقاجان حضرت رضا (روحی فدا) به استقبالش میآید و هر زائری که از حریمش برمیگردد به سمت موطن خود، حضرت بدرقهاش میکند. طوری زندگی و رفتار کن که این استقبال و بدرقه را بچشی و یا حداقل حس کنی.
استاد عزیز و بزرگوارم حضرت الهی قمشهای (رحمت الله علیه) میفرمودند: همیشه با دعوت از جانب حضرت امام ثامنالحجج (روحی فدا) به زیارتش مشرف میشویم. البته همه زائران دعوتشده از جانب حضرت میباشند، لکن از دعوتشدگان، مهمانان ویژهای هستند. گاهی آن ذوات مقدسه مظهر رحمانیت و رحیمیت حق متعال هستند. ارتباط خود را با حضرت چنان کن که هنگام تشرف به مضجع شریف و نورانیاش، شأنی از شئون رحیمیهاش میزبان تو بوده باشد.
روز چهارشنبه که روز زیارتی حضرت هست، روزی هست که در زمان حضورشان در مرو بارعام و ملاقات عمومی داشتند، بدون هیچ حاجب و نگهبان. این سنت حضرت همچنان باقی است.
تا به ملائکپاسبان مشرف شدی و به مقصد رسیدی، مبادا به خاطر یک سری حاجات خاکیِ کمارزش و بیاهمیت پنداری که حاجتروا نشدی، که این عین بیادبی و جهالت محض است. بعضی عوامالناس بیادبند، میگویند ما که رفتیم هیچ گرهی از کار ما باز نشد، رفتیم یک و برگشتیم دو! پناه بر خدا، پناه بر خدا!
از جمله امور مهمی که سبب میشود ملائک به چشم و گوش و دل و جان انسان مهر بزنند و مانع ورودش به ملکوت عالم شوند، بیادبی به ساحت قدسی ائمه طاهرین به ویژه حضرت امام رضا (روحی فدا) میباشد. مبادا چنین پنداری داشته باشی، که پنداری بدتر و بیادبی و بیشرمی از این بیشتر و بالاتر سراغ ندارم.
زائرِ حجتِ خدا (روحی فدا) شدی، چه چیزی از این برتر و بالاتر و شریفتر؟ چگونه میتوان شکر این نعمت عظمی را به جا آورد؟ لذا در آن مضجع شریف جهت ارزانی این نعمت حتماً نماز شکرانه به جای آور و سجده شکر زیاد داشته باش که بدین نعمت ارزانی شدی. و خواستهای جز وجود مقدسش در حضور حضرتش نداشته باش؛ گرچه خود آن ذوات مقدسه فرمودند حتی نمک سفره خود را از ما بخواهید.
خب، یک سری حاجات مد نظر هست، لکن رشد و تعالی و متخلق شدن به صفات الهی و مشرف شدن به محضر نوری جناب انسان کامل مقدم بر همه حاجات بوده باشد؛ که این حاجات صرفاً با لقلقه زبان برآورده نمیشود، بلکه باید با تمام وجود و از لوح جان عامل به اوامرشان بوده تا وقتی محضرشان مشرف شدی و درخواست نمودی، إنشاءالله آن بزرگوار عنایت فرماید. خب، آنچه برایت لازم بود که در باب زیارت حضرت ثامنالحجج امام رضا (روحی فدا) بدانی و عمل کنی به عرض رسید.»
بخش دوم: راهکارهای درک مقام و شأن رحیمیه حضرت
با این فرمایش از آقاجان متوجه شدم که نکاتی که مد نظرشان بود به مقدار سطح معرفت و ظرفیتم که مرا تحمل آن بود بیان فرمودند. قطعاً دستورات شریفتر و لطیفتر و قویتر از این امور نیز میباشد که برای اهلش خواهد بود.
وقتی فرمایش آقاجان به پایان رسید، خیلی سپاسگزاری و تشکر نمودم و عرض کردم: آقاجان، حضرتعالی فرمودید طوری با حضرت امام رضا (سلام الله علیه) ارتباط داشته باشم که هرگاه به مضجع نورانیشان مشرف میشوم، حضرت با آن شأن رحیمیهاش حقیر را بپذیرند. با لطف و محبتی که فرمودید و این نکات نوری را که بیان داشتید، منت بر این کمترین تمام کنید؛ بفرمایید که چه اعمالی سبب توفیق بیشتر این امر خواهد بود؟ یعنی اینکه چگونه و با چه رفتار و اعمالی میتوان آن بُعد رحیمیه حضرت را درک کرد؟
همانطور که با لطف و محبت به حقیر نگاه میکردند، تبسمی نمودند و فرمودند:
«اینکه گفتند "نه خیمه نه خیمهجالسین" راست گفتند! اول که آمدی سریع خواستی برگردی، به قول خودت خواستی زیاد مزاحم نشوی، بعد از بیان این همه نکات و لطائف اشتهایت باز شد! چه اینکه از گذشته خوشاشتها بودی و به راههای مختلف مرا به حرف میآوردی. خوشم میآید طوری ورود میکنی که نمیشود به تو نگفت!
۱. رعایت ادب کامل در گفتار و رفتار
خب، در همین نکاتی که به عرض رسید چند عمل مطرح شد، دقت کن: اول اینکه عرض شد اهل ادب باش، مؤدب و عاقل. بزرگان فرمودند ادب نگه داشتن حد هر چیز است. ادب را در پوشش، گفتار، اعمال و رفتار خود مراعات کن، که در اعمال و اذکار و عبادات جای خود دارد. به تبع، اولاً باید در حد نهایت ادب را مراعات نمود. عاقل را اشاره کافیست. چقدر عالی فرمود:
از خدا خواهیم توفیق ادب / بیادب محروم ماند از لطف رب
میدانی که این لطف، لطف خفیه رحیمیه حضرت رب است. ظهور اسم شریف رب مظاهری دارد که آن سر حدات و عالیاش حضرات معصوم (روحی لهم الفداء) هستند، که حضرت امام رضا (روحی فدا) را در این امر حظی وافر و دستی گشاده است. (دو سه جمله دیگر نیز در مورد حضرت و شأنیت آن بزرگوار فرمودند که اجازه بفرمایید بگذرم.)
۲. انس با قرآن کریم و سحرخیزی
و عرض شد که حضرت (سلام الله علیه) هر سه روز یک ختم قرآن میدادند. حالا نه اینکه هر سه روز یک ختم قرآن بدهی، اما انس خود را با قرآن بیشتر و بیشتر کن. و اینکه اهل سحر باش.
۳. حسن خلق و انفاق به نیازمندان
از بهترین خصلتها که سبب جلب نظر رحیمیه صاحبان عصمت و ائمه اطهار (علیهم السلام) به ویژه حضرت امام رضا (سلام الله علیه) میشود، حسن خلق و انفاق (اعم از صدقه و قرضالحسنه) است که باعث گرهگشایی امور مادی و مالی بندگان خدا میشود. تا جایی که شرایط اقتضا میکند در این امر انفاق کوتاهی نکن. چیزی که انسان را در خیلی از خصوصیات نیک موفق میکند و اثر به سزایی دارد، انفاق است.
اگر میخواهی اهل عفو و بخشش باشی، دارای خلق نیکو و روزی گسترده چه در امور مادی و چه در امور معنوی و بالاتر از همه مورد عنایت آن ذوات مقدسه قرار بگیری تا آن بزرگواران تو را زیر چتر و خیمه خویش جا دهند، اهل انفاق باش. امامان، بلندهمت و بلندنظر هستند؛ انسانهای کوتاهفکر، بدخلق، کینهتوز و بخیل را در خیمه رحیمیه خویش راه نمیدهند.»
وقتی فرمایشات آقاجان به اینجا رسید، کمی مکث نمودند و فرمودند: «حالا راضی شدی؟ دانستی که از جمله جوازهای ورود به ساحت قدسیِ خفیهٔ رحیمیهٔ حضرت چه هست؟ این گوی و این میدان! تو و این شبانهروز و این امام رضا (روحی فدا).»
جمعبندی راوی و ارکان مشرب سلوکی علامه
قطعاً عزیزان مستحضرند که اساس مشی سلوکی آقاجان، ترک محرمات، عمل به واجبات، کسب حلال و دارا بودن صفات عالیه هست. گرچه در این دستورالعمل شریف، آقاجان مشخصاً صفات عالیه را نفرمودند، لکن از بیان خصلتها و روشها و منشها، کسب و استفاده از صفات عالیه مد نظر بوده که در کنار آن سه ویژگی، از ارکان مشرب سلوکیشان میباشد؛ تا حدی که این صفات عالیه را سبب به ثمر نشستن سلوک و به مقصد رسیدن سالک میدانند. چه اینکه حضرتش (روحی لهم الفداء) قریب به یک قرن چنین زندگانی و صاحب حیات طیبه بودند:
«وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ ۚ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا»
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویددستورالعمل غسل و نماز توبه یکشنبههای هر ماه
این دستورالعمل را پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از حضرت جبرئيل در معراج گرفته اند
💠 استاد صمدی آملی:
🌺 دستور العمل نماز توبه یکشنبه های هر ماه
زمان : از اذان صبح تا اذان مغرب
🔸 اول، غسل به نیت توبه روز یکشنبه؛
🔹وضو به نیت نماز توبه( حتی اگر وضو دارید)
🔸بعد، نیت نماز توبه ، چهار رکعت نماز پشت سر هم بدون قنوت و تشهد؛
🔹در هر رکعت، یک مرتبه حمد و سه مرتبه توحید و معوذتین( سوره فلق و ناس) را یک بار، بخوانید و بعد رکوع و دو سجده؛
رکعت دوم و سوم و چهارم مانند رکعت اول
🔸در پایان دو سجده در رکعت چهارم ، تشهد و سلام
🔹بعد نماز ، هفتاد بار استغفرالله ربّی و اتوبُ اِلیه؛
بعد، یک بار( حوقله) لا حَول و لا قوة الّا بِا الله العَلیّ العَظیم بگویید؛
بعد، بگویید: "یا عزیز یا غفار اغفرلی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین والمؤمنات فانّه لا یَغفر الذّنوبَ الّا انت"؛
و تا آخر اذکار ، اصلا بدن را تکان ندهید.
🔸بعد از نماز، هفت فرشته نازل میشوند.
🔹اولی میگوید؛ انشاءالله یکشنبه آینده توفیق بشود که دوباره نماز بخوانید.
🔸دومی میگوید؛ بر اهل تو و ذریّه تو مبارک باشد.
🔹سومی میگوید؛ تمام دشمنانت از تو راضی باشند.
🔸چهارمی میگوید؛ مرگت بر اساس ایمان هست.
🔹پنجمی میگوید؛ پدر و مادرت از تو راضی میشوند هر چند غضب داشته باشند و بلکه، پدر و مادرت هم بخشیده می شوند و روزیت در دنیا و آخرت وسعت مییابد.
🔸وفات، صد سکرات دارد.
بعد جبرئیل میگوید؛ من با ملک الموت نازل می شوم که سَکرات، کمتر شود.
🔹این دستورالعمل را پیامبر(ص) در معراج از جبرئیل گرفتند.
✅ جلسه بیست و نهم؛ شب عید سعید فطر ۱۴۴۵ (ه.ق)؛ ۲۱ فروردین ۱۴۰۳ (ه.ش)
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدخاطره ای شنیدنی از استاد صمدی آملی درباره شهید حجت الله نعیمی
سلسله جلسات امامت، ۱۵ مهر ۱۴۰۵
متن خاطره استاد صمدی آملی از شهید حجهالله نعیمی:
«بله، سال فکر کنم اوایل ۶۷ بود یا اواخر ۶۶ که دیگه داشت کمکم جنگ به پایان میرسید. توی شلمچه، تیپ ۲ لشکر ۲۵ کربلا خدمت عزیزان بودیم. ما هم این طلبه تماشاگر، چیزی که دستمون برنمیآمد. نه جنگجو بودیم، نه رزمنده بودیم،. همینجوری بین دوستان بودیم، عشق و علاقه و اینها بود.
خدا رحمت کنه، یه عزیز داشتیم بعداً توی عملیات بازپسگیری جزیره مجنون، شمالی و جنوبی توسط عراقیها، ایشون اگر اشتباه نکنم توی جزیره مجنون شهید شده؛ شهید حجتالله نعیمی. بله، بچه آمله. پدر بزرگوارشون هم هنوز ظاهراً در قید حیات تشریف دارند، مرد محترم. همه خانوادههای شهدا و اینها محترمند، آره.
اینجا میرفتیم شلمچه، اون ایام بارون هم بود، همین نزدیکیها پشت کانال ماهی مستقر بودیم، یعنی نیروها اونجا خط دوم، این سنگر اطلاعات بود. آقای شهید نعیمی فکر کنم مسئول بچههای اطلاعات این بخش توی خط شلمچه بود، خیلی خط سختی هم بود. این عکسشوت الان با لباس غواصی توی والفجر ۸ به عنوان غواصه، اما اونجا توی شلمچه خطنگهدار بود تا بعد قضایای پیش اومد و اینها. آره.
ما حالا غروب میآمدیم، چون خب آملی بود، دوست ما بود و با هم اینجا همشهری بود، میشناختیم. بعد من اومدم که غروب نماز جماعت رو توی سنگر اطلاعات لشکر، تیپ ما میخوندیم که اینها سنگرشون بود. بله، اومد. یه دندون جلوش شکسته بود. یه مقداری میخندید، یه چیز... بله، بعد رسید و حالا بارون اومده بود، گلا جوری شد ما همه چکمه داشتیم، تقریباً گلا تا ساق پا رو، این چکمهها رو گلهای زرد چسبیده بود و چسبندگی داشت، تا زانو را گرفته بود. دیگه همینجوری به زور پا رو از لا به لای گلا با چکمه بیرون میکشیدیم!
بله، رسیدم و حجت جان رسید به من خندید، گفت: «حاجآقا! نمیه بریم، همین آقا جون {علامه حسن زاده} را برداریم بیاریم؟ همینجا تو سنگر خبر از آن سمت بیاره، از سمت دشمن خبر ها را به ما بده، آخه خیلی سخته برین به دست نفوذ کنیم و اطلاعات از پشت خط دشمن بیاریم» خب شلمچه بود دیگه، خطش خیلی حساس بود. گفت: «نمیتونیم. بریم آقا رو برداریم بیاریم!» بله، اینطور. میخندید، یه چیز خاصی... خیلی جوان پاکی بود. نامزدم داشت طفلی، شهید شد. آره. خداوند ایشون و همه شهدای عزیز دیگر رو بر درجاتشون بیافزاید.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویداثبات نا متناهی بودن عالم ماده و طبیعت
علامه حسن زاده آملی تنها فیلسوف و عارف جهان اسلام است که نا متناهی بودن عالم ماده و طبیعت را اثبات کردند.
هرچه علم جلوتر میرود، یک سؤال عجیبتر میشود:
آیا عالم ماده واقعاً انتهایی دارد؟
علامه حسنزاده آملی سالها پیش نامتناهی بودن ابعاد عالم ماده و طبیعت را اثبات کرد؛
و امروز، پیشرفت علم بیش از پیش ما را با عظمت و بیکرانگی جهان روبهرو میکند...
فلاسفه و دانشمندان بزرگ جهان اسلام مانند ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا هر سه قائل به تناهی ابعاد عالم ماده بودند. و دلایل بسیاری بر تناهی ابعاد آورده بودند که حضرت علامه حسن زاده آملی رضواناللهتعالیعلیه تنها فیلسوف و عارف جهان اسلام است که تمامی دلایل تناهی ابعاد را رد کردند و اثبات کردند که عالم ماده و طبیعت مانند عوالم مثال و ملکوت نا متناهی است.
البته در بین دانشمندان غربی، دانشمندان زیادی نا متناهی بودن ابعاد عالم طبیعت را اثبات کردند مانند:
لوکرتیوس (Lucretius)، فیلسوف رومی و پیرو اپیکور: عالم را دارای فضای نامتناهی و ماده نامتناهی میدانست. پژوهشهای فلسفی درباره او این را صریحاً گزارش میکنند.
اپیکور (Epicurus) نیز در سنت اتمگرایی، به نامتناهی بودن عالم و تعداد نامتناهی اتمها باور داشت؛ لوکرتیوس این دیدگاه را بسط داد.
دموکریتوس (Democritus) نیز در همین سنت، عالم را نامتناهی میدانست.
جوردانو برونو (Giordano Bruno) حتی صریحتر از اینهاست: او معتقد بود عالم فیزیکی/جسمانی از نظر امتداد نامتناهی است و در فضای نامتناهی، عوالم بیشمار وجود دارند. دائرةالمعارف فلسفه استنفورد صراحتاً میگوید برونو «physical universe» را دارای infinite extent میدانست.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدغزل کعبه امید با نوای استاد صمدی آملی
محبوب من که دائم هستم به گفتگویت معشوق من که دائم هستم به جستجویت آیا شود که روزی، روزی شود حسن را احسان گونه گون و الطاف نوبنویت بشنیده ام که خویت چون روی تست دلکش ای من فدای رویت ای من فدای خویت آیا شود که روزی با چشم خویش بینم آن قامت رسا و رخسارۀ نکویت ای که به لیله القدر کرّ و بیان بالا اسرار هر دو عالم گویند مو به مویت آیا شود که روزی تفتیده جان ما را از تشنگی رهایی زآب زلال جویت ای آستان قدست دارالسلام جانها بس کاروان که بسته بار سفر بسویت آیا شود که روزی این زار ناتوان را باری دهی ز لطفت پایی نهد به کویت ای شاهد دل آرا در بزم آفرینش وی شاهدان عالم مشتاق دید رویت آیا شود که روزی این عاشق وصالت دستی رساند اندر دامان مُشکبویت ای کعبه امید خوبان درگه عشق چون تو خدیو باشی خود آبرو خدویت آیا شود که روزی اندر برت حسن را گویی چه خوش رسیدی اینک به آرزویت
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدغزل آستانه عشق علامه حسن زاده آملی با نوای استاد صمدی آملی
اى نبُرده بکوى دلبر راه سوزى از شعْلههاى حسرت و آه لذّت ار هست عاشقان دارند از لقاى جمال آن دلخواه چه جمالى که پرتوى از وى به تجلّى در آمد و شُد ماه اى فرومانده از مقاماتت اى ز جاهت فتاده اندر چاه همه عالم بذات تو جمع است تو نه اى از جهان خود آگاه بمجاز این سخن نمیگویم بحقیقت نگفتهاى اللّه اى گرفتار نفس دون تا کى بایدت بود سخرۀ افواه واى بر تو اگر رها نشوى از کف این ستمگر گمراه آگه از درد خویشتن گردى چو رسیده است پیک حق ناگاه گر نهى سر به آستانۀ عشق ناامیدى ندارد این درگاه حسن از فطرت خُدادادش سخن نغز گوید و کوتاه
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدسِر و حکمت وضو، استاد صمدی آملی
مربوط به این جلسهشاخصهی مرتبهی طهارت را «وضو» تشکیل میدهد. در یک روایت آمده است که «الوضوء علی الوضوء نور». وضو گرفتن نور است. در روایتی دیگر آمده: «اگر شخص با وضویی قبل از اینکه وضویش را باطل کند، وضوی دیگری بگیرد، او نور بر نور افزوده است.» که «الوضوء علی الوضوء؛ نورٌ علی نور».بنابراین سعی کنید از جلسه بعد همه ان شاالله با وضو وارد جلسه شوید.
در نکتهی ۷۳۰ «هزار و یک نکته» حضرت مولی مکرّم آمده است:«شیخ رئیس در فصل دوم مقالهی اولی قانون در حفظ صحت عین گوید: «و ممّا یجلو العین و یحدّها الغوص فی الماء الصافی و فتح العین فی داخله.» یعنی: از جمله چیزهایی که جلا دهد چشم را و حفظش نماید، فرو رفتن در آب صاف و گشودن چشم در داخل آن است.در تفسیر «نور الثقلین»، حدیث ۱۲۷ این است: «فی کتاب علل الشرایع بإسناده إلی ابن عباس قال: قال رسول الله ﷺ: افتحوا عیونکم عند الوضوء لعلّها لا تری نار جهنم.» (یعنی در هنگام وضو چشمانتان را بگشایید تا بدین طریق چشمان تان از آتش جهنم برحذر باشد.)، جهنم، عینِ رمد و عمی و سایر امراض آن است. أعاذنا الله و إیاکم منها.
برای اینکه بحث وضو را دنبال کنیم، نکتهی ۷۳۵ «هزار و یک نکتهی» حضرت مولی روحی فداه را تلاوت میکنیم تا بعد به شرح و بیان آن بپردازیم. در نکتهی مذکور آمده است: «فی ترک الأطیاب فی شرح الشهاب (حدیث ۲۲۹): امتی الغُرِّ المُحَجَّلُونَ یومَ القیامةِ مِن آثارِ الوضوء.» گفت پیغمبر ﷺ: امت من روی سپید و دست و پای سپید باشند از اثر دست و روی شستن بدان که ایزد تعالی چون نماز را واجب کرد نخواست که بندگان وی به دنیا آلوده، به خدمتش آیند؛ لذا ایشان را فرمود که وضو کنند و با این چهار عضو مخصوص کرد؛ زیرا آدم اول روی به درخت گندم کرد و به پای برفت و به دست از درخت گندم باز کرد و بر سر نهاد و بر حوا آورد. این چهار عضو گناهکار را فرمود: شستن به گاه خدمت.
جناب رسول الله ﷺ فرمودند: وقتی نماز را واجب کرد، دید که بندگانش آلودهاند؛ لذا دستور داد که بندگان قبل از ورود به نماز، اول روشن گردند و سپس وارد منطقهی روشنایی (صلوة) شوند. بنابراین، اگر حق مشرف به زیارت نماز را ندارد، چون نماز پاک است و حقیقت آن تماماً طهارت است، کسی که وضو ندارد وجودش تاریک است و کسی که تاریک باشد حق ملاقات با نماز را که نور است، نخواهد داشت.پیامبر ﷺ فرمود: خداوند وضو را واجب نمود؛ زیرا نخواست بندگانش با بدن آلوده وارد نماز شوند؛ زیرا بنده به دنیا آلوده است و شبانهروز در این آلودگی به سر میبرد. نتیجه اینکه انسان با وضو گرفتن خود را آماده میسازد برای ورود در منطقهی نورانی دیگری به نام نماز.
در روایت فرمودند: وقتی دیدیم حضرت آدم علیه السلام رو به دنیای آلوده کرد، برای تطهیر او در هنگام نماز دستور دادیم که صورت خود را بشوید. و از آنجا که با پا به طرف دنیا رفت، به او امر کردیم که پایت را نیز باید بشویی. و در ادامه چون با دست از آن درخت کسب و کار، میوه و روزی زن و فرزند را کند و آن را بر سر گذارد و برای حوائجش آورد، به او دستور دادیم که دست و سر خویش را هم شست و شو کن.جنابعالی هم که به طرف کشاورزی و کارمندی و کسب و کارت میروی در حقیقت با صورت خود به طرف دنیا رو کردهای. وقتی رو به طرف دنیا و شجرهاش نمودی، باید در هنگام نماز صورت را بشویی؛ زیرا که صورت تو دنیایی را زیارت کرده است که همواره آلوده میباشد. وقتی به طرف دنیا روی آوردی قطعاً با پا به طرف آن میروی؛ پس در هنگام وضو، پایت را نیز باید مسح کنی تا پاک شود.
در ادامهی روایت فرموده است که: «و به دست از درخت گندم باز کرد.» تو نیز هنگامی که به محل کارت رفتی، مطمئناً با دست کارهایت را انجام خواهی داد، پس در وضو دستهایت را هم باید بشویی. «و بر سر نهاد و بر حوا آورد.» وقتی که رفتی و زحمت کشیدی و خون جگر خوردی و صبح تا به غروب کار کردی، مقداری را که حاصل کارت است به عنوان احترام و عرض ادب روی سرت میگذاری و تقدیم همسر و منزلت میکنی، پس در هنگام وضو، سرت را هم باید مسح کنی.
حاصل کلام اینکه: دل به دنیا دادهای و رو به آن کردهای، پا به سوی دنیا بردهای و دست و سرت را نیز به واسطهی آن آلوده کردهای. بنابراین از پا تا به سر، به دنیا آلودهای. حال اگر میخواهی به نماز رو کنی، باید وضو بگیری تا این وضو تو را تطهیر کند و بعد از آن در پیشگاه خداوند حاضر شوی و یکپارچه در طهارت باشی.حاصل آن که دنیا اشتغال است و نماز توجه، و توحد با تعلق سازگار نیست. پس از وحدت به سوی کثرت رجوع کن و از کثرت به سوی وحدت روی بنما تا از دنیا به نماز برسی که این عرضی بود مختصر از موقعیت و جایگاه وضو در نظام عالم.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدسِر و حکمت وضو، استاد صمدی آملی، ۱۳۷۶
مربوط به این جلسهدر مجلس قبل روایتی از جناب پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل گردید که اگر اجازه فرمایید لطیفهی در آن روایت را دنبال کنیم. حضرت فرمودند: چون امت من به واسطهی رو کردن به دنیا آلوده میشوند و خداوند نیز شایسته نمیداند که ایشان با آلودگی به زیارت نماز مشرف شوند. لذا دستور فرمود که ابتدا دست و روی خود را بشویند و سپس به طرف نماز بروند. از این لطیفه معلوم میشود که وضو راهی برای طهارت از آلودگی است. انسان در اجتماع با بسیاری از افراد در ارتباط است در نتیجه قهراً همانند حضرت آدم رو به طرف آنان خواهد کرد و به محض رویارویی مطمئناً آلوده خواهد شد. چه بسا انسان با یک دعا خواندن حال خوشی پیدا میکند اما همین که از منزلش بیرون آمد و در اجتماع قرار گرفت، به محض نگاه کردن به چهرهی مردم این حال خوش از او گرفته میشود که این آلودگی را خودِ جانِ انسان به انسان گزارش میدهد و اعلام سقوط میکند. اما فرمودهاند: وضو از بهترین راههای بر طرف نمودن آلودگیِ قهریِ در محیط است.
از آنجا که انسان در اجتماع آدمی مسلک بوده و همیشه با دیگران در ارتباط است، لذا همیشه آلودگیهای اجتماع دامنگیرش خواهد بود. به عنوان مثال زمانی که فردی یک مال دزدی شده را به شما میفروشد اگر چه شما هم ندانید آن شخص این متاع را از چه راهی تهیه کرده است، با این حال باز آثار تکوینی آن مال را نمیتوان برطرف نمود. حال اگرچه از جنبه فقهی به ما بگویند: چون پولی را که در مقابل آن متاع پرداخت نمودهاید مالک بودهاید، پس در برابر آنچه به دست آوردهاید نیز مالک هستید، اما تا زمانی که از این متاع استفاده میکنید همچنان آثار تکوینی آن ادامه خواهد داشت. مثلاً میبینید تا زمانی که آن لباس خرید شده را بر تن دارید روحیهی حاکم قبلی خود را نداشته و حال نماز خواندن و خلوت کردن را ندارید. چه بسا گاهی با یک خوردن و نوشیدن درخانهی دیگران یا با یک قدم زدن و رفت و آمد در اجتماع و با یک نگاه کردن به چهرهی مردم، آن اثر مطلوب معنوی از بین برود و باز برگرداندن حالی که از دست رفته خیلی مشکل است. وضو و طهارت تمام اثرات این آلودگی را برطرف میکند و انسان را نورانی مینماید.
عزیزان! کار شما نیز عبادت است. لذا صبح که به سوی مزرعه و محل کارتان میروید، قبل از آن وضویی بگیرید و رو به قبله «یا الله» بگویید و سپس به راه بیافتید. چرا که بیوضو نمیتوان عبادت کرد، همچنان که بیوضو نمیتوان به نماز روی آورد و یا بیاحترام رو سوی خانهی کعبه کرد و حج به جای آورد. زیرا مزرعه و محل کارتان، کعبه؛ و قطرات عرقی که در آنجا از جبین و بدنتان سرازیر میشود، کفارهی گناهان شما است. هر مقدار که در حین کار عرق میریزید، خودتان را صاف میکنید. پس هر صبح که برای کار برمیخیزید وضویی بگیرید و بعد از آن نوزده بار «بسم الله الرحمن الرحیم» به عدد حروف این آیهی مبارکه تلاوت کنید تا آن «وضو» تطهیرتان کند و آن «بسم الله» آفات و بلیات و شعلههای اشتعالات جهنمی دنیا را از شما دور نماید. این قدر به زور بازوی تان متکی نباشید، رزق را باید از جای دیگر بدهند همچنان که جناب رسول الله صلیاللهعلیهوآله میفرمایند: «دُم علی الطهاره یوسع رزقک.»{ ابن فهد فاری، مصباح الانس، ص ۱۱.} شما دائماً اهل طهارت و پاکی باشید، رزقتان وسیع خواهد شد. انشاءالله عرض خواهیم کرد که اصلاً یکی از راههای به دست آوردن روزی، وضو است.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدراه عقل یا راه دل
استاد صمدی آملی، طهارت ۲، ۱۳۷۶
مربوط به این جلسهدل» بر خلاف «فکر» بسیار رقیق است. به عنوان مثال اگر دوستی دهها بار به انسان بد کند باز انسان در مقام تفکر با خود میگوید: «چون او دوستم بود و من هم رفیق اویم، این بار هم عیبی ندارد ... من که نمیتوانم با او قهر کنم.» و بدین ترتیب خود را قانع میکند تا این که مبادا به خاطر حرکت او کینهای در دلش پدید آید. ولی دل را نمیتوان قانع کرد. زیرا آنچه که روی آوردن دوبارهاش بعد از برگشتن از کسی، کار مشکلی است؛ لذا راه دل گرچه نزدیکترین راه است اما بسیار باریک و تاریک و پر زحمت است. راه فکر مسیرش طولانی و پر پیچ وخم است اما در عین حال طریقش بسیار آسانتر است. در مقابل، راه دل نزدیک است، چون به محض این که «دل» به حق توجه کند او نیز میآید و جای میگیرد. اما آنقدر رقیق و باریک است که به کوچکترین آلودگی، «حق» میرود. زیرا حتی میشود که به محض این که «دل» به حق توجه کند او نیز میآید و جای میگیرد. اما آنقدر رقیق و باریک است که به کوچکترین آلودگی، «حق» میرود. زیرا حق میخواهددر دل آشیانه کند و از آنجا که او واحد است، لذا برای خود در دل شریک نمیپذیرد. چنان که امام صادق علیهالسلام فرموده است: «القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله غیر الله.» {صدوق (ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی)، جامع الاخبار} و نفرمود: العقل حرم الله، فکر حرم خدا نیست زیرا چه بسا انسان در مرحلهی فکر هم با خدا باشد و هم با غیرخدا برخلاف دل که یا باید با خدا باشد و یا با غیر خدا.
حضرت استاد علامه-روحی فداه- در باب هفتم دفتر دل حدیث مذکور را چنین به نظم در آوردهاند:
بیا بشنو حدیث عالم دل ز صاحبدل که دل حق راست منزل
امام صادق آن بحر حقایق چنین در وصف دل بودهاست ناطق
که دل یکتا حرم باشد خدا را پس اندر وی مده جا ماسوا را
در شرح ابیات فوق چنین گفتهایم: در دل مؤمن جا برای غیر نیست، زیرا دلِدار مؤمن غیور است که با تجلی غیرش غیری را در جهان دل مؤمن نگذارد.
سِرّ اینکه در دل مومن غیر حق را جایی نیست آن است که او با غیرت الهی و ظهور عزّت و سطوت و عظموت حق در همه کلمات وجودی که محلّ تجلّی انوار حقهاند، به یک وجود لایتناهی وصول یافته است که سلطان وحدت شخصی سعی و صمدی وجود واجب را نظارهگر است که «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ». {حدید/4}
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدخیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست
ابیاتی تقدیم به حضرت علامه حسن زاده آملی
ابیاتی از حافظ شیرازی تقدیم به علامه حسن زاده آملی
خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست
نسیمِ مویِ تو، پیوندِ جانِ آگهِ ماست
به رَغمِ مدّعیانی که منعِ عشق کنند
جمالِ چهرهٔ تو، حجّتِ موجّهِ ماست
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدرمز مهم قصهی حضرت ابراهیم در قرآن کریم | استاد صمدی آملی
جلسه اول طهارت | اردیبهشت ۱۳۷۶
مربوط به این جلسهبه عنوان مثال در حدیثی از صادق آل محمد علیهمالسلام میخوانیم که آقا فرمودند:
«حیوانات صور و مثل اعمال شما هستند.» این حکمِ حکیم صادر از لسان عصمت، مبین بسیاری از حقایق در آیات و روایات خواهد بود. فیالمثل باید دید هر یک از انواع اربعهی مذبوحه که عبارت بود از کرکس و اردک و طاووس و خروس، حاوی چه خصایصی است که در آیهی شریفه امر به ذبح آنها شده است. به تعبیر دیگر هر یک از این حیوانات بیانگر چه خلق و خوی زشتی هستند که حق متعال به پیغمبر خود دستور ذبح و نابودی آنها را صادر مینماید.
با مطالعه و تأمل در خصوصیات این حیوانات دانسته میشود که هر کدام از اینها حاوی صفاتی هستند که وجود آنها در انسان، رذیله به حساب آمده و او را مستحق عقاب خواهد ساخت. مثلاً صفت بارز خروس شهوترانی است که وجود آن که نشانهی افراط در شهوت است و در انسان رذیله به شمار میآید و یا این که خصوصیت غالب بر طاووس میل به زر و زیور و نقش و نگار و زیبایی و تجملات دنیایی و کبر و خودخواهی است که باز هم وجود آن در انسان از خصایص ناپسند به شمار میآید. همچنین است صفاتی چون لاشخورى و مردهخواری که به ترتیب، در حیواناتی چون اردک و کرکس نمود بیشترى دارد و هر یک از آنها در انسان، مانع از رسیدن او به کمالات لایق انسانی میشود. لذا باید هر یک از این صفات را در خود کشت تا بالهای طیران به عالم قدس گشوده شود.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید
جدول مشخصات کامل دوازده امام و برخی اینفوگرافی های چهارده معصوم علیهمالسلام
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید
۱۵ شهریور ۱۴۰۳ ، ۱ ربیع الاول ۱۴۴۶
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویددفتر اعمالت را ورق بزن علامه حسن زاده آملی
تاکید علامه حسن زاده آملی به محاسبه و مراقبه
یکی از دستورات شرع مقدس ما محاسبه است. یکی مراقبه است.
محاسبه یعنی ما هر شب یک وقتی دفتر اعمال خودمان را ورق بزنیم. به حساب بنشینیم
خوب ما آنوقت که امروز گذشته، پا شدیم وضو گرفتیم، نماز صبح خواندیم، خوب اینکه خوب بود الحمدلله،
بعد رفتیم سر مغازه، کارمون، مزرعهمون، گاومون، زندگیمان، تجارتمان، اینها که خوب بود الحمدلله.
چکار داشتم آنجا آن امضای شبهناک را بکنم، استغفرالله ربی و اتوب الیه، بار الها دیگه من اینجور امضاها نمیکنم.
محاسبه، که دفتر اعمال وجودی خودت را، شب و روزی یک وقت برای خود قرار بدهید، به حساب بنشینید!
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید«به وقتش!!!»؛ حقیقت انسان در میدان امتحان استاد صمدی آملی
بیانات گوهربار و عرشی استاد صمدی آملی درباره «به وقتش!!!»؛ حقیقت انسان در میدان امتحان
به وقتش!!!
نماز میخونه ها، اما به وقتش !!!
فلانی خیلی نماز خونه! خوبه، صبر کن، به وقتش ببینیم چجوری میشه؟
در مازندران میگویند این کلاغ سیاه و سفید که از کلاغ رسمی یکم کوچکتر است
میگن این خیلی مظلوم هست کمآزاره، یکی گفت کشکها را آفتاب بدید
مظلومیتش معلوم میشه، حالا معلوم میشه که چقدر دزده!
چون ایشون عجیب به کشک علاقهمند هست، کشک را هم میدانید وقتی میخواهند دوغ را به کشک درست کنند
باید گردش کنند و بگذارند یکجایی که خشک بشود، وقتی میگذارند بالای پشتبام که خشک بشود ایشان میآید. هی میدزده میبرد.
گفت همین که گفتی اینقدر مظلوم است حالا ببین چقدر داره دزدی میکنه!
به وقتش !!!
آقا به وقتش اگه خوب بودیم خوبه ها، سینه میزنیم، اما به وقتش میبینی که نخیر امتحان درست در نمیاد.
یادتون باشه! شب نهم محرم، به وقتش !!!
یادتون باشه!
این به وقتش را تابلو کنید اصلا!
فلانی نماز شب خوان عجیبیه، خیلی خوب، چشم، إِنَّا لاَ نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً
اما به وقتش!!!
یک گذرگاهی پیش بیاد، ببینیم نماز شبش اینجا جواب میده یا نه!
به وقتش!!! این به وقتش خطرناکه!
گاهی استاد ما {علامه حسنزاده آملی} میفرمود: الان در درس، هم شما خوب هستید هم من از شما خوبتر،
اما صبر کنید انشاءالله به وقتش ببینیم چوری هستیم!؟
به وقت ناگهان میبینی گرگ درنده است!
اِ عجب، اینکه اینقدر مظلوم بود که چجور درنده شده است!
به وقتش دروغگویه!
به وقتش میبینی پنهانکاره! به وقتش میبینی کارها میکنه.
به وقتش !!! به وقتش !!! به وقتش !!!
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدرمز موفقیت انسان در حضور در اجتماع با همه مهربان باش استاد صمدی آملی
دائما طاهر باش و به حال خویشتن ناظر باش، عیوب دیگران را ساتر باش، استاد صمدی آملی
دائماً طاهر باش و به حال خویشتن ناظر باش
عیوب دیگران را ساتر باش
با همه مهربان باش و از همه گریزان باش
این رمز موفقیت یک انسان است که در اجتماع زندگی کند
در عین حالی که در متن اجتماع هم هست، با همه گروههای مختلف اجتماع هم بر اساس ضرورت زندگی
روابط اجتماعی هم دارد، اما در عین حال خودش را در مقام توحید هم مشاهده باید بکند،
با اجتماع همه باشه اما در عین حال از همه گریزان باشه
این از همه گریزان باشه، یکی از مصادیق همه خودش هم هست
نه تنها از همه مردم گریزان هست به سوی حق متعال، که خدای متعال در قرآنش امر فرمود به ما
فَفِرُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۖ، از همه فرار کنید به سوی حق متعال
چون اگر همه با خدای متعال باشند و شخص خودش هم با خدای متعال باشد
قطعا شری پیش نمیآید، اما به هر حال چون خلقاند، حدود دارند و هرکسی باید در حد خودش قدم بردارد
و نوعاً از غیر معصومین سلام الله علیهم اجمعین میبینیم که اشتباهات و خطاها و تجاوز از حدود رخ میدهد.
و لذا به ما امر فرمود: فَفِرُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۖ
یکی از خصائص اهل ایمان حقیقی اینست که دائماً از مردم در حال فرار به سوی حق متعالاند.
اما معنایش این نیست که اجتماع را رها کند، دلسوزی نکند، مهربانی نداشته باشد.
با مردم انس و الفت نگیرد در راه خیر، با آنها همگام نباشد، روابطش را از مطلق اجتماع قطع کند.
بعد در یک گوشهای حالت رهبانیت بگیرد بگوید که من از همه فرار کردهام، به خدای متعال پناه بردهام. این نیست!!!
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدابد در پیش داریم علامه حسن زاده آملی
روایت علامه حسنزاده آملی از تأمل عمیق علامه طباطبایی در معنای «اَبَد در پیش داریم» و مسئولیت انسان در برابر خدا
آن حالات خوشم از یادم نمی رود، در محضر حضرت آقای طباطبایی به قلم هم آوردم
به نظم و نثر هم آوردم، که مثلا در دیوان من است که:
ابد در پیش داری ای برادر ادب را کن شعار خود سراسر
این ها را مرحوم علامه طباطبایی به دهان ما گذاشت
خدا شاهده در محضرش بودیم، حرف ابد پیش آمده، دیدم اصلا مثل یک آدم و زن فرزند مرده به فکر فرو رفته
اصلا بیچاره شد از این لفظ ابد، هستیم که هستیم که هستیم، این هستیم را بی نهایت بکش.
یعنی تا خدا خدایی می کند، این تا، آخر ندارد، لفظ نداریم می گوییم تا
داری چه کار می کنی؟ با خلق خدا، با عائله؛ با زن و فرزند، با دین خدا، دین خدا که ناموس خداست.
مستحضر هستید من اجازه نمی دهم به اشخاص حرف گناه را بزنند، می گم چرا این حرفها
دین خدا ناموس خداست، آن کسی که حرف گناه به زبان می آورد یعنی من به ناموس خدا خیانت کردم. چرا؟
بفرمایید من چه کنم که بهتر بشوم؟ چه کنم که به مقامات عالی تر نائل شوم، گناه و این حرفها چیه؟ آن را با خدایت در میان بگذار
خدا نکند، پیش نیارد، عقل به جایی نرسد، شیطان سوار نشود.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدسیره علامه حسن زاده آملی (ره) در زیارت حضرت معصومه (س) و مقامات بلند آن حضرت
توصیهها و حالوهوای علامه حسنزاده آملی در زیارت حرم حضرت معصومه(س)
نوعا، اعلب، اکثر، بگم همیشه هم گزاف نگفتم
می روم قم به زیارت بی بی حضرت معصومه
خواهر امام هشتم ما سلام الله علیها، بله روح مطهرشون گوه
دیگه روی بچگیمون، در و دیوار را می بوسم و این شعر را می خوانم
اقبل ارضا سار فيها جمالها فكيف بدار دار فيها جمالها
بله آن شاعر عرب می گه که من آن زمینی را می بوسم که شترانش از آنجا عبور کرده اند
تا چه رسد به آن خانه ای که جمالش در آنجا ظهور نموده
من این شعر را می خوانم بعد به ایشان عرض می کنم که بی بی جان:
با زبانی که با خدا داریم مطایبه می کنیم، می گم این کار خدا خیلی خیلی خوب شده
جای هیچ اعتراضی نیست، خدا را ناز می کنم که این کار چقدر خوب شده:
بی بی حضرت معصومه سلام الله علیها ایشان 19 ساله بودند که در قم وفات کردند
و نه اینکه فقط و تنها ایشان دختر امام هفتم هست و خواهر امام هشتم هست و عمه ی حجت خدا هست
اینها به جای خود، اما خود این خانم، این بزرگوار، این دختر 19 ساله:
در میان فرزندان امام هفتم ما دو نفر نمونه بودند، چشمگیر، یکی حجت خدا بود امام هشتم که صاحب عصمت و امام است
دیگر همین دختر 19 ساله، ایشان از آن نبوغش، از آن فطرتش، بینشش، درایتش خانم عجیبی بود. همین دختر 19 ساله.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدمهم ترین دعای شب قدر استاد صمدی آملی در ماه رمضان 1444 فروردین 1402
دعای زیبای استاد صمدی آملی در شب قدر رمضان 1444
استاد صمدی آملی در شب قدر ماه رمضان 1444:
مهم ترین دعایی که ما در این قرآن به سر داریم،
خیر و سعادت جوان های عزیز ماست.
که سرمایه ما هستند، امید ما هستند،
نسل پاک شیعه امام علی ایرانی ماست.
در جهان شیعه امام علی فارسی زبان، به خصوص ایرانی همیشه یک افتخار برای مکت شیعه بودند.
و ما وظیفه داریم شیعیان امام علی در ایران را روی به سوی تعالی ببریم.
هر کاری، هر فعلی، هر چیزی که باعث تضعیف شیعه امام علی در ایران بشه باعث می شه ما در آینده ضرر سنگینی ببینیم.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید
نظرات کاربران 0
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید