پیامی از استاد صمدی آملی به مخاطبین
۵ شهریور ۱۴۰۱
این پیام در ضیافتواره عشق (یادواره شهدای خوشواش) در تاریخ ۵ شهریور ۱۴۰۱ از استاد صمدی آملی در حال پخش زنده گرفته شد.
پیامی از استاد صمدی آملی به مخاطبین در ضیافتواره عشق (یادواره شهدای خوشواش) در تاریخ ۵ شهریور ۱۴۰۱ :
انشاءالله خیر ببینید
ما دعاگوی مخاطبین هستیم از دل و جان
انشاءالله بتوانند توفیق پیدا کنند
مکتب امیرالمومنین و شیعه امیرالمومنین را به خوبی توسعه بدهند انشاءالله.
.........
علی علی آقا جان ما به تیر محبتت دلهایمان زخمی شده
خوب تیر محبتت به دل ما نشسته، این تیری که تو زدی چه مزه داره، این زخمی که تو بزنی چه مزه داره،
علی علی، علی علی
رسول الله فرمود هرجا مشکل گیر کردی، ناد علی
داد بزنید بگید علی
جزا عین عمل است
علامه حسن زاده آملی: عمل ما عین پاداش ما است.
متن بیانات علامه حسن زاده آملی:
عمل ما، عین پاداش ما است.
آقا جنابعالی نفرمایید ما از این مجلس آمدنمان چه بهرهای بردیم؟ از رفتن سر کلاس چه استفادهای بردیم؟ همینها که شنیدیم، همین اندازه که پیش آمدیم، همین اندازه که بذر گرفتیم، همینقدر که آب حیات گرفتیم، همین معنا عین پاداش ماست عین عمل ماست.
جناب خواجه نصیرالدین طوسی مثالی میزنند، میفرمایند: «این انگشت زغال، آبدار، خیس، نمور، رطوبی»؛ این را که پهلوی آتش گذاشتی، این زغال با این اوصاف تو که آتش نمیگیرد که! یواشیواشیواش باید کمال همنشین در وی اثر کند، باید رطوبتش گرفته بشود، رطوبتها که حاجب بودند، مانع بودند، برکنار میروند، کمکم میبینی دارد داغ میشود، بعد حرارت در او نفوذ میکند، کمکم کمکم میبینی آتشش به دیار او افتاده،
آنچنان آتش به دیارش افتاده، این زغال سیاهِ ظلمانیِ نمورِ رطوبیِ خیسشده در آب، حالا ماشاءالله زبان درآورده، میگوید: «من آتشم.»
دقت کنید، یه چند صباحی صبر کنید، آمدید درست عرض کنید: الهی آمدم، تا ببینید که چه موجود نورانی میشوید، و خدای صادقالوعد به ما فرمود: «مَنْ جَاهَدَ فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا».
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدنکات مهم تربیت فرزندان از منظر استاد صمدی آملی
خانه را بهشتِ فرزندانمان کنیم؛ پناهگاه محبت و اخلاق
متن بیانات استاد صمدی آملی:
مسائل اخلاقی امروز ما، محتاج زندگی ماست. ما بنا داریم باید با همدیگر انسانی زندگی کنیم.
پدر، مادر، در منزل، در محیط، زبانشون، الفاظتون جوری نباشه، حرف رکیک چرا؟ خوب حرف درست بزنیم، الفاظ رو درست ادا کنیم.
میبینید قرآن رو از اول تا آخرش یک حرف، یک کلمه رکیک تو قرآن نیست.
همهش داره خب نظام هستی رو برای من و شما بررسی میکنه.
تازه اونجایی هم که خیلی اوقات خدا میخواهد به تعبیر خودمونی، تلخ بشه، ناراحت بشه، «أَلَم نَخْلُقْكُمْ مِّن ماء مَّهِینٍ».
مسائل اخلاقی رو مراعات کنیم.
ما الان در بحرانیم. ما تو بحران دشمنانمونیم. دشمنان ما رو محاصره کردند.
کشور ما رو محاصره کردند، نمیبینید دور در دور مرزهای ما همهاش دشمن چیده شد؟ همهاش دشمنه.
اینا شبانهروز ماهوارهها، اینترنتها، کامپیوتر همینجور داره بد، فحش، ناسزا، عکسهای نامربوط، فیلمهای نامربوط همینجور دارن توی سر ما میریزند، توی اجتماع ما میریزند.
دیروز تانک تی-۷۲ بود تو شلمچه قلب بچههای ما رو هدف میگرفت، سه راهی مرگ یکیک را شهید میکرد، ریزریز میکرد، تیکه تیکه میکرد.
امروز به صورت عکسها، ماهواره، فیلمها اینا به سوی قلب ایمان جوانهای ما به نشانه رفت.
و همینجور داره روزبهروز بچههای ما رو میزنه، جوانهای ما رو میزنه.
این دیگه حالا جا باقی نمیمونه که یه پدر و مادر شیعه و مسلمان هم در منزل بخواد بازم او حرف رکیک به بچه بزنه دیگه چی جامونده؟
خب او هم که بزنه من و تو هم بزنیم این بچه پس کی باید اصلاح بشه؟
اینترنت که داره همینجور شبانهروز ذهن بچهها و جوانهای ما رو خراب میکنه، حالا شما پیران یه عدهای هستید حوصله اینترنت ندارید، بالاخره جوانه، درس خونده، کامپیوتر درس میخونه، باید شبانهروز با کامپیوتر سروکار داشته باشه.
همینجور از بیرون بچههامون دارن بمباران میشن، جانهایشون، روانشون، حالا اینجا دیگه باز حالا جا مونده که توی پدر و مادر هم تو خونه حرف رکیکبزنی؟
دیگه حالا جا مونده واقعاً؟ بداخلاقی کنی؟
پدر عزیز! تو در منزل، کانون محبت منزلی باید شوهر، فرزندان دور تو طواف کنند در محبت.
اگه تو هم بخوای بداخلاقی کنی، خب این دختر منزل، این پسر منزل، منزل میشه یک جهنم،
این فردا میره در میره از این جهنم در میره دیگه بابا، یه جوری میشه، حالا میره یا تو یک جهنم دیگر میافته یا تو بهشت میافته،
خلاصه از اینجا در بریم، از این از این منطقه بیرون بریم، اینجا زهر مار شده، اینجا الان یک پارچه آتشه.
هر جا آدم بخواد شبانهروز غذا بخوره، همه غذاها آتشه، سر سفره آتشه، خوابیدن آتشه، کار کردن آتشه، سلام کردنها همه آتشه، از اینجا در برم، کجا بره؟ یا میره تو یک جهنم دیگر گاهی آدم حوصلهاش میآد میخوام برم اصلاً جهنم.
گاهی متعارف ما هم می گویند میخوام برم گورستون.
خب مثل قبرستون بره، چیکار کنه؟
از اینجا در برم بابا، برم یک جهنم دیگر، خلاصه این جهنم نباشم.
الان جای دیگر رفتم هم میدونم پدر نیست، حالا یا فامیل، یا دوست، یا دشمن، یا غیر، خلاصه پدر نیست، مادر نباشه.
باید آنچنان خانهها را متدینین چادر بسر، باید آنچنان خانه را شما مأمن قرار دهید که فرزند شما وقتی از منزل بیرون رفت، دلش برای خونه تنگ بشه، میخواد که تا ظهر توی مدرسه باشه،
چطوره الان یه بچه کوچکِ شما ۶ ساله رو میخوای ببری برای دبستان، برای آمادگی، میبینی که تا ظهر طاقت نداره، باید او را ببری، چه بسا باید پیشش هم باشی، این الان چقدر تو کانون گرم دامن مادر عزیزه، میبینی مادر رو رها بکن نیست، چنگش زده، ولش نمیکنه.
بعد تا ظهر هم میخواهن توی مهدکودک او رو نگهش بدارند نمیمونه، برم، دلم برای مامان تنگ شده،
همین بچه میبینید دوره ابتدایی که اومده، راهنمایی که میاد، میره برنمیگرده، حالا مادر هرچی میخواد بره پیداش کنه پیداش نمیشه، چیکار کردی برنمیگرده؟
تو اگه اینجا را کانون محبت درست میکردی، دل او با دل تو، همونجوری که در اون دوران شیرخوارگی بود، هیچ خانومی رو تحویل نمیگرفت جز تو را، اگر اون محبت رو تو دلش ادامه میدادی، الان هم تو رو رها نمیکرد، پس چرا داره میره؟
چرا کم کردی؟ چرا خونه رو محبت قرار نمیدید؟ اینا رو میگن صلهرحم.
نه اینکه حتماً، پدر عزیز! اگر آمدی، این یک لقمه روزی خدا را به کسب حلال آوردی، با تمام حقیقت به این فرزندت خورانیدی، این شکمی که کسب حلال، مال حلال در این شکم است، این شکم، این انسان، این فرد، این فرزند محبت پیدا میکند، این تو رو دوستت داره.
اما ببینه پدر لاابالی است، هرچی بیاره بده به خورد فرزند، فرزند بیمحبت میشه، آن کسی که باید دوستیها را برقرار کند، از راه حرام دوستی برقرار نمیشه.
با فرزندان صلهرحم کنید. مربی فرزندید، خدا شما رو مربی قرار داد.
شما رو به خدا گریه میکنید. محض رضای خدا، خانوادههاتون را حفظ کنید.
اخلاقمون را، برنامههامون را. میخوانم چشم، مصیبت میخوانم اما واقعاً من مصیبتم، این مصیبتهای اجتماعی است.
نباید ما خدایناکرده بداخلاق باشیم.
نمیگم بالاخره انسان است، بالاخره فرازونشیب پیش میآید، تند میشه، نمیگم نمیشیم، میشیم.
من الان به شما بالای منبر بگم، بگم خودم تو خونه تند میشم مگه میشه؟ آدم تند میشه.
یه وقتی از کوره در میره، یه وقتی ناراحت میشه، صحنهای رو دوست نداره ببینه.
چه بسا برای بچه زحمت میکشی این بچه شاید زحمتها رو بازم هدر میداد، خستهتر میشه، اینا همه برای آدم پیش مییاد.
یا اینکه بالاخره در محیط زندگی یه حرف بی جا.
اما یه جوری باید بکنیم ما بمونیم امام حسین را، به تعبیر آقامون گریههای صادقانه کنیم.
درس معرفت نفس را صادقانه بخوانیم.
قرآن رو صادقانه بخوانیم، آنچه روایات میگن صادقانه بخوانیم.
اخلاقمون را، کردارمون را، رفتارمون را.
خدا رو ناظر ببینیم، اگه سختیای در زندگی پیش آمده، دست به دامن الهی بشیم، بار الها! دیگه داریم با دست خودمون جهنم درست میکنیم، یه جوری این جهنم ما رو به بهشت تبدیل کن:
«رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ».
پشیمون بشیم، توبه کنیم، خوشاخلاق باشیم، بچههای ما، دخترهای ما، فرزندان عزیز ما، خانه رو براشون مأمن قرار بدهیم، پناهگاه قرار بدهیم، بگذارید اینا در خانه از ناحیه من و شما خدا ببینند.
خدا در دلشون محبوبشون بشه، دوست پیدا کنند خدای متعال را، زمینه گمراهیشون را فراهم نکنیم.
```
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویددیدار حضرت استاد صمدی آملی از مادر شهید ولیالله کارگر
این دیدار در تاریخ ۹۸/۱/۵ در روستای چندر محله آمل میباشد. مادر شهید کارگر در تاریخ ۴ آذر ماه ۱۴۰۰، به فرزند شهیدش پیوست.
دیدار حضرت استاد صمدی آملی از مادر شهید ولیالله کارگر در تاریخ ۹۸/۱/۵ در روستای چندر محله آمل.
🌷و خدایی که در این نزدیکی است.
🔸#شهید « ولی الله کارگر » از خانواده ای فقیر ساکن روستای چندر محله از دهستان لیتکوه آمل بود .
وی در ابتدا کارگری ساده بود و سپس به سپاه می رود، ایشان از اعضای شورای پایگاه محل بود؛
سه و ماه نیم قبل از ۶بهمن یکدفعه ایشان اسلحهی m1 پایگاه که ۵ تیر بیشتر نداشت دستش بود و به طرف میخران می رفت. از میانبرهایی رفت که به سمت جنگل امام زاده عبدالله علیه السلام بود.
در همین زمان کمونیست ها در این جنگل مخفی شده بودند و قصد حمله به شهر آمل را داشتند که سه گروه بودند در کل بیش از ۲۰۰ نفر جمعیت داشتند(۱۸ آبان ۱۳۶۰).
🔹#شهید متوجه می شود به طرف نیروهای جنگل تیری شلیک می کند و به معنای واقعی خدا تیر را به هدف اجابت کرد و تیر به فرمانده این گروه بهنام اکبر سحابی که گروه پیشرو به سمت آمل در حرکت بودند میخورد؛ فرمانده که کشته شد ، آنها بی مهابا شلیک کردند و « ولی الله کارگر »شهید می شود.
🔸کمونیست ها بعد از این حادثه که بصورت اتفاقی و بدون برنامه رخ داده بود، می ترسند و به گروه های دیگر اعلام می کنند که عملیاتشان لو رفته و به عقب برمی گردند. با این عقب نشینی تعداد زیادی از کمونیست ها از ادامه کار منصرف شدند و در نهایت تعدادشان پس از ۲، ۳ ماه در۶بهمن ۱۳۶۰ به نصف رسید.
🔹قبل از این درگیری، نیروهای سپاه از وجود کمونیست ها در جنگل و سازماندهی شان خبر چندانی نداشتند و معلوم نبود اگر در ۱۸ آبان ، خداوند شهید کارگر را وسیله قرار نمی داد، چه بر سر شهر آمل و مردمانش می آمد!
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویددعای سلامتی امام زمان علیه السلام
با نوای استاد صمدی آملی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
اَللهمَّ کُن لولیَّک الحُجةِ بنِ الحَسَنِ
صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلی ابائهِ
فی هذهِ السّاعةِ، وَ فی کُلّ ساعَة
وَلیّا وَ حافظاً وقائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً
حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتّعَهُ فیها طَویلاً
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدثواب چیست؟
معنای ثواب درکلام استاد صمدی آملی
دستورهایی که در مفاتیح الجنان آمده است، همه آن دستورها را مصدّر میفرمایند به کلمه ثواب.
میگویند اگر این دعا را به این مقدار از وقت بخوانی، یا اینکه در فلان عدد، در فلان زمان، در فلان مکان بخوانی، این مقدار ثواب دارد.
این لفظ ثواب را باید دنبال کرد که معنای او چیست.
اما در کتابهای عرفانی، حرف از ثواب پیدا نمیفرمایی.
در کتابهای عرفانی میفرماید که فلان آقا، من این عمل را انجام دادم، برای من اینجور تمثّل حاصل شد.
هر دویشان درست میگویند.
برای اینکه در کتاب مفاتیح الجنان، به منزله اینکه ادعیه را از ائمه نقل میفرماید و احیاناً روایاتی که در باب آن دعاها هست راجع به ثوابشان نقل میکنند، تا اینکه این بذرها را شما در جانتان بکارید، ببینید آن نحوه ثوابی که در سرّتان برمیخیزد چیست.
اما در کتابهای عرفانی، معمولاً عارف میگوید من این دستورات را که فرمودهاند انجام دادهام و از انجام این دستورات، این نتائج برای من حاصل شده است.
که وقتی میگوید این نتیجه برای من حاصل شد، باید خواننده گرامی بداند که این نتیجه به مطابق ظرفیت و جدول وجودی آن عارف جلوه کرده است.
به مقدار قابلیت آن آقایی که این دستورات را انجام داده است بر او، حقتعالی از ماورای طبیعت تجلی کرد. که این تجلیات به منزله آن ثوابی است که ایشان از این اعمال به دست آورده است.
پس اگر عارف میگوید من این تمثلات برای من حاصل شد، و اگر در مفاتیح الجنان و دیگر کتابهای ادعیه مثل «اقبال» سید ابنطاووس، «عدة الداعی» ابنفهد و دیگر کتابها، «مصباح» جناب کفعمی و «صحیفه سجادیه» اگر حرف از ثواب ادعیه پیش آمده است، این به این معناست که با همدیگر تقارن دارند. ثوابی که برای این دعا نوشته شده، آن آقا میگوید من این دعا را انجام دادهام، خواندهام، آن ثواب برای من به این صورت جلوه کرد.
و این جلوه هم به مطابق ظرفیت اوست.
پس در آن کتابهای ادعیه رمز کلی را میدهند.
میگویند هر کسی به این دعا تلبّس بفرماید، برای او برکاتی تحت عنوان لفظ ثواب فرمودهاند حاصل میشود.
اما عارفان میگویند ما انجام دادهایم و همچو ثوابهایی که فرمودهاند، برای ما به این تمثلات حاصل شده است.
اما این تذکر را باید توجه داشت که برای هر کسی هر چه حاصل شده است، به مقدار ظرفیت وجودی اوست؛ بر اساس جدول اوست.
کسبوکاری که داره، شغلهایی که افراد، اشخاص در مسیر زندگی دارند، پدر و مادرهایی که داشتند، نطفههایشان را این پدر و مادر منعقد فرمودند، مزاج ایشون، غذاهای ایشون، محیط اطراف، معاشرتهایی که با افراد، اشخاص داره، اینها همه در تمثلات دخیله.
همه در رنگ دادنِ جدول وجودی شخص دخالت دارند.
که شخص از تمامی این ناحیهها رنگ میگیرد و بر اساس این رنگهایی که گرفته است، آن ادعیهای را که میخواند، از جدول وجودیاش به مطابق این رنگهایی که داره برای او جلوه میکند.
حالا اگر کسباش حلال باشه، خب البته آن تمثلات براش صافیه.
اگر خدای ناکرده کسب حلال نباشه، جدول وجودی بسته میشه، محل ظهور تمثلات نمیشه.
ولذا سالیانی ادعیه رو میخواند و برای او تمثلات که در قوه خیال او، در قوه عاقله او، در لوح جان و نفس ناطقه او ظهور بفرماید، ظهور نمیکند، نمییابد.
همچو نیست که آن ادعیه بیاثر باشند، بلکه دعا اثر میکند، اما جدول وجودی او نمیتواند آنچه را که باید ظهور بدهد، آنها رو ظهور بدهد.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید24 دستور اول حدیث نکاح
آداب انعقاد نطفه و زمان های مناسب بچه دار شدن از رسول الله (ص)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على ابن ابى طالب (عليهما السلام ) چنين سفارش كرد و فرمود:
امالى شيخ صدوق ، مجلس 84 حديث اول
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على ابن ابى طالب (عليهما السلام ) چنين سفارش كرد و فرمود:
((يا على چون عروس را به خانه تو آرند وقتى نشست كفش او را بكن و پايش را بشوى و آبش را به در خانه ات بريز كه چون چنين كنى خداوند از خانه ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد و هفتاد هزار رنگ بركت در آن در آورد و هفتاد هزار رحمت بر تو فرو فرستد كه بر سر عروس بگردد تا بركت آن به هر گوشه خانه ات برسد. و خداوند عروس را از جنون و خوره و پيسى امان دهد كه به او رسند مادامى كه در آن خانه است .
سپس فرمود:
اى على عروس را در هفته نخستين از خوردن شيرها و سركه و گشنيز (سبزى امزنا) و سيب ترش باز دار زيرا كه زهدان از اين چار، سرد و نازاينده گردد؛ و بوريا در گوشه خانه به از زن نازاينده است . اگر عروس بر سركه خوردگى خون حيض بيند هيچگاه به خوبى از آن پاك نگردد. و گشنيز آن خون را در درونش بشوراند و زايمان را بر وى دشوار گرداند. و سيب ترش آن را از آمدن باز بدارد و بيمارى بر وى گردد.
سپس فرمود:
1- اى على در هنگام جماع سخن مگو مبادا كه فرزند گنگ و لال گردد.
2- و به عورت زن (در حين جماع ) نگاه نكن كه سبب نابينايى فرزند شود.
3- و با شهوت زن ديگرى در خاطرات با زنت جماع مكن كه فرزند مخنث آيد.
4- و ايستاده با زنت جماع مكن كه از كار خران است و اگر فرزندى آيد در فراش كميز ميزنده شود. (يعنى بول كننده .)
5- اول و ميانه و آخر ماه مجامعت مكن كه ديوانگى و خوره و گيجى بسوى فرزند شتابند.
6- بعد از ظهر جماع مكن كه اگر فرزندى آورد قيچ (لوچ و دوبين ) شود و شيطان به لوچ بودن انسان شاد است .
7- كسى كه با زن خود در بستر جنب است قرآن نخواند مى ترسم آتشى از آسمان فرود آيد و هر دو را بسوزاند.
8- جماع مكن جز آنكه خودت دستمالى داشته باشى و زنت نيز پارچه ديگر كه با يك پارچه خود را پاك نكنيد كه شهوت بر شهوت افتد كه مايه دشمنى بين شما مى شود و پس شما را به جدايى و طلاق كشاند.
9- در شب عيد فطر جماع مكن كه اگر فرزندى آيد بسيار شرور گردد.
10- در شب عيد اضحى (قربان ) جماع مكن كه فرزند شش انگشت يا چهار انگشت آيد.
11- زير درخت باردار جماع مكن كه فرزند جلاد و آدمكش و كدخدا آيد.
12- در مقابل آفتاب و نور آن جماع مكن اگر آنكه هر دو با روپوش باشند كه اگر فرزندى آيد دائما در سختى و فقر باشد تا بميرد.
13- ميان اذان و اقامه جماع مكن كه اگر فرزندى آيد خونخوار گردد.
14- اگر زنت باردار شد بى وضو با او جماع مكن كه فرزند كوردل و بخيل آيد.
15- در نيمه شعبان جماع مكن كه فرزند، شوم و با خال چهره آيد.
16- در آخر ماه دو روز از آن مانده جماع مكن كه فرزند گمركچى و كمك كننده ظالم آيد و جمعى از مردم بدست او هلاك شوند.
17- بر سر پشت بامها جماع مكن كه فرزند منافق و رياكار و بدعت گزار آيد.
18- چون قصد سفر دارى در شب آن جماع مكن كه فرزند ولخرج آيد، رسول خدا اين آيه را خواند (سوره اسراء /30) براستى مبذرين برادران شياطين باشند.
19- چون در سفر رفتى تا سه شب جماع مكن كه فرزند كمك كننده ظالم و ستمگر بر عليه تو شود.
20- در ساعت اول شب با زنت جماع نكن كه اگر فرزندى آيد، بسا باشد كه جادوگر و دنيا طلب در آيد.
📚منبع : کتاب انشاء صورت انسانی، استاد صمدی آملی
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدراز آیه «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»
استاد صمدی آملی، جلسه سوم طهارت، سال ۱۳۷۶
مربوط به این جلسهدر سورهی تکاثر نیز آمده است: ﴿ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ﴾، در آنجا از نعمتهایی که به شما دادهایم، سؤال میکنیم. امام صادق علیهالسلام در ذیل این آیه فرمودند: منظور از این آیه این نیست که در روز قیامت از غذاهایی که به ما دادهاند سؤال میکنند که چرا این غذاها را خوردهاید؟ زیرا دور از شأن خدا است که انسان را محتاج به غذا بیافریند، سپس در انتها او را به خاطر نعمتی که مصرف کرده، بازخواست کند.
در ادامه امام صادق علیهالسلام میفرمایند: آن نعمتی که در روز قیامت از شما سؤال میکنند، ما اهل بیت هستیم. در آنجا به شما میگویند: ما اهل بیت را برای شما فرستادیم، و سپس میپرسند: شما با آنها چه کردید؟
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدتاثیر طهارت بر افزایش رزق مادی و معنوی
استاد صمدی آملی، طهارت ۳، ۱۳۷۶
مربوط به این جلسه«اگر روح و جان ما طهارت پیدا کند رزق معنوی زیاد میشود.چه اینکه اگر جسم ظاهری ما طاهر باشد، رزق حسّی و مادی ما هم زیاد میشود. » پس هر کسی روزی و مال هم میخواهد باید پاک و طاهر باشد.
رزق و روزی غیر از مال مادی است. در روایات فرمودهاند: «روزی و رزق، مقسوم است.» یعنی روزی هر کسی تقسیم شده است. در باطن عالَم روزی را برای افراد به مقدار وسعت وجودی هر شخصی ـچه در امور مادی و چه در امور معنویـ تقسیم کردهاند، که اگر شخصی بیش از آن اندازهی معیّن پرسه بزند و مانند مورچه مال به دست بیاورد، آن مقدار دیگر روزیاش نیست بلکه فقط مالی است که به دست آورده است، زیرا مال به دست آوردن، غیر از روزی به دست آوردن است. «روزی» آن مقداری را میگویند که شخص برای زنده ماندن به آن محتاج است. (همانند تنفس که بدن فقط آن مقدار لازم را جذب میکند نه بیشتر و نه کمتر از آن را)، همانند اینکه فردی خانهای به طول هزار متر مربع برای خود بسازد در حالی که فقط به قسمتی از آن برای زندگی کردن نیازمند باشد. در این صورت، باطن عالم این خانهی هزار متری را منزل آن فرد نمیداند، بلکه فقط آن مقداری که شخص برای زندگی به آن نیاز دارد را منزل او میداند و مابقی را اضافه به حساب میآورد. همان طور که در باطن نظام عالم، میزان عمر هر شخصی معیّن شده است، به همان مقدار هم رزق و روزی او تنظیم شده است.
وقتی کودکی به دنیا میآید و پستان مادر به دهانش گذاشته میشود آن مقداری که از شیر میمکد رزقش است و مابقی که از دهانش میریزد رزق کودک نیست. بنابراین رزق و روزی هرگز کم نمیآید. امکان ندارد کسی صدسال زنده باشد امّا خداوند روزی هشتاد سال او را تأمین کند و بیست سال دیگر را بدون روزی باشد.
حضرت آقا در عبارت فرمودند: «طهارت ارواح و قلوب، موجب مزید رزق معنوی و قبول عطایای الهیه علی ما ینبغی است.» در لفظ «علی ما ینبغی» سِرّ فراوانی وجود دارد. یعنی آن مقداری که سزاوار یک شخص است به او میدهند و آن مقدار نیز من حیث لا یحتسب است و هرگز به حسابش نمیآورند.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویددستورالعمل غسل و نماز توبه یکشنبههای هر ماه
این دستورالعمل را پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از حضرت جبرئيل در معراج گرفته اند
💠 استاد صمدی آملی:
🌺 دستور العمل نماز توبه یکشنبه های هر ماه
زمان : از اذان صبح تا اذان مغرب
🔸 اول، غسل به نیت توبه روز یکشنبه؛
🔹وضو به نیت نماز توبه( حتی اگر وضو دارید)
🔸بعد، نیت نماز توبه ، چهار رکعت نماز پشت سر هم بدون قنوت و تشهد؛
🔹در هر رکعت، یک مرتبه حمد و سه مرتبه توحید و معوذتین( سوره فلق و ناس) را یک بار، بخوانید و بعد رکوع و دو سجده؛
رکعت دوم و سوم و چهارم مانند رکعت اول
🔸در پایان دو سجده در رکعت چهارم ، تشهد و سلام
🔹بعد نماز ، هفتاد بار استغفرالله ربّی و اتوبُ اِلیه؛
بعد، یک بار( حوقله) لا حَول و لا قوة الّا بِا الله العَلیّ العَظیم بگویید؛
بعد، بگویید: "یا عزیز یا غفار اغفرلی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین والمؤمنات فانّه لا یَغفر الذّنوبَ الّا انت"؛
و تا آخر اذکار ، اصلا بدن را تکان ندهید.
🔸بعد از نماز، هفت فرشته نازل میشوند.
🔹اولی میگوید؛ انشاءالله یکشنبه آینده توفیق بشود که دوباره نماز بخوانید.
🔸دومی میگوید؛ بر اهل تو و ذریّه تو مبارک باشد.
🔹سومی میگوید؛ تمام دشمنانت از تو راضی باشند.
🔸چهارمی میگوید؛ مرگت بر اساس ایمان هست.
🔹پنجمی میگوید؛ پدر و مادرت از تو راضی میشوند هر چند غضب داشته باشند و بلکه، پدر و مادرت هم بخشیده می شوند و روزیت در دنیا و آخرت وسعت مییابد.
🔸وفات، صد سکرات دارد.
بعد جبرئیل میگوید؛ من با ملک الموت نازل می شوم که سَکرات، کمتر شود.
🔹این دستورالعمل را پیامبر(ص) در معراج از جبرئیل گرفتند.
✅ جلسه بیست و نهم؛ شب عید سعید فطر ۱۴۴۵ (ه.ق)؛ ۲۱ فروردین ۱۴۰۳ (ه.ش)
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدخاطره ای شنیدنی از استاد صمدی آملی درباره شهید حجت الله نعیمی
سلسله جلسات امامت، ۱۵ مهر ۱۴۰۵
متن خاطره استاد صمدی آملی از شهید حجهالله نعیمی:
«بله، سال فکر کنم اوایل ۶۷ بود یا اواخر ۶۶ که دیگه داشت کمکم جنگ به پایان میرسید. توی شلمچه، تیپ ۲ لشکر ۲۵ کربلا خدمت عزیزان بودیم. ما هم این طلبه تماشاگر، چیزی که دستمون برنمیآمد. نه جنگجو بودیم، نه رزمنده بودیم،. همینجوری بین دوستان بودیم، عشق و علاقه و اینها بود.
خدا رحمت کنه، یه عزیز داشتیم بعداً توی عملیات بازپسگیری جزیره مجنون، شمالی و جنوبی توسط عراقیها، ایشون اگر اشتباه نکنم توی جزیره مجنون شهید شده؛ شهید حجتالله نعیمی. بله، بچه آمله. پدر بزرگوارشون هم هنوز ظاهراً در قید حیات تشریف دارند، مرد محترم. همه خانوادههای شهدا و اینها محترمند، آره.
اینجا میرفتیم شلمچه، اون ایام بارون هم بود، همین نزدیکیها پشت کانال ماهی مستقر بودیم، یعنی نیروها اونجا خط دوم، این سنگر اطلاعات بود. آقای شهید نعیمی فکر کنم مسئول بچههای اطلاعات این بخش توی خط شلمچه بود، خیلی خط سختی هم بود. این عکسشوت الان با لباس غواصی توی والفجر ۸ به عنوان غواصه، اما اونجا توی شلمچه خطنگهدار بود تا بعد قضایای پیش اومد و اینها. آره.
ما حالا غروب میآمدیم، چون خب آملی بود، دوست ما بود و با هم اینجا همشهری بود، میشناختیم. بعد من اومدم که غروب نماز جماعت رو توی سنگر اطلاعات لشکر، تیپ ما میخوندیم که اینها سنگرشون بود. بله، اومد. یه دندون جلوش شکسته بود. یه مقداری میخندید، یه چیز... بله، بعد رسید و حالا بارون اومده بود، گلا جوری شد ما همه چکمه داشتیم، تقریباً گلا تا ساق پا رو، این چکمهها رو گلهای زرد چسبیده بود و چسبندگی داشت، تا زانو را گرفته بود. دیگه همینجوری به زور پا رو از لا به لای گلا با چکمه بیرون میکشیدیم!
بله، رسیدم و حجت جان رسید به من خندید، گفت: «حاجآقا! نمیه بریم، همین آقا جون {علامه حسن زاده} را برداریم بیاریم؟ همینجا تو سنگر خبر از آن سمت بیاره، از سمت دشمن خبر ها را به ما بده، آخه خیلی سخته برین به دست نفوذ کنیم و اطلاعات از پشت خط دشمن بیاریم» خب شلمچه بود دیگه، خطش خیلی حساس بود. گفت: «نمیتونیم. بریم آقا رو برداریم بیاریم!» بله، اینطور. میخندید، یه چیز خاصی... خیلی جوان پاکی بود. نامزدم داشت طفلی، شهید شد. آره. خداوند ایشون و همه شهدای عزیز دیگر رو بر درجاتشون بیافزاید.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویداثبات نا متناهی بودن عالم ماده و طبیعت
علامه حسن زاده آملی تنها فیلسوف و عارف جهان اسلام است که نا متناهی بودن عالم ماده و طبیعت را اثبات کردند.
هرچه علم جلوتر میرود، یک سؤال عجیبتر میشود:
آیا عالم ماده واقعاً انتهایی دارد؟
علامه حسنزاده آملی سالها پیش نامتناهی بودن ابعاد عالم ماده و طبیعت را اثبات کرد؛
و امروز، پیشرفت علم بیش از پیش ما را با عظمت و بیکرانگی جهان روبهرو میکند...
فلاسفه و دانشمندان بزرگ جهان اسلام مانند ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا هر سه قائل به تناهی ابعاد عالم ماده بودند. و دلایل بسیاری بر تناهی ابعاد آورده بودند که حضرت علامه حسن زاده آملی رضواناللهتعالیعلیه تنها فیلسوف و عارف جهان اسلام است که تمامی دلایل تناهی ابعاد را رد کردند و اثبات کردند که عالم ماده و طبیعت مانند عوالم مثال و ملکوت نا متناهی است.
البته در بین دانشمندان غربی، دانشمندان زیادی نا متناهی بودن ابعاد عالم طبیعت را اثبات کردند مانند:
لوکرتیوس (Lucretius)، فیلسوف رومی و پیرو اپیکور: عالم را دارای فضای نامتناهی و ماده نامتناهی میدانست. پژوهشهای فلسفی درباره او این را صریحاً گزارش میکنند.
اپیکور (Epicurus) نیز در سنت اتمگرایی، به نامتناهی بودن عالم و تعداد نامتناهی اتمها باور داشت؛ لوکرتیوس این دیدگاه را بسط داد.
دموکریتوس (Democritus) نیز در همین سنت، عالم را نامتناهی میدانست.
جوردانو برونو (Giordano Bruno) حتی صریحتر از اینهاست: او معتقد بود عالم فیزیکی/جسمانی از نظر امتداد نامتناهی است و در فضای نامتناهی، عوالم بیشمار وجود دارند. دائرةالمعارف فلسفه استنفورد صراحتاً میگوید برونو «physical universe» را دارای infinite extent میدانست.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدراه عقل یا راه دل
استاد صمدی آملی، طهارت ۲، ۱۳۷۶
مربوط به این جلسهدل» بر خلاف «فکر» بسیار رقیق است. به عنوان مثال اگر دوستی دهها بار به انسان بد کند باز انسان در مقام تفکر با خود میگوید: «چون او دوستم بود و من هم رفیق اویم، این بار هم عیبی ندارد ... من که نمیتوانم با او قهر کنم.» و بدین ترتیب خود را قانع میکند تا این که مبادا به خاطر حرکت او کینهای در دلش پدید آید. ولی دل را نمیتوان قانع کرد. زیرا آنچه که روی آوردن دوبارهاش بعد از برگشتن از کسی، کار مشکلی است؛ لذا راه دل گرچه نزدیکترین راه است اما بسیار باریک و تاریک و پر زحمت است. راه فکر مسیرش طولانی و پر پیچ وخم است اما در عین حال طریقش بسیار آسانتر است. در مقابل، راه دل نزدیک است، چون به محض این که «دل» به حق توجه کند او نیز میآید و جای میگیرد. اما آنقدر رقیق و باریک است که به کوچکترین آلودگی، «حق» میرود. زیرا حتی میشود که به محض این که «دل» به حق توجه کند او نیز میآید و جای میگیرد. اما آنقدر رقیق و باریک است که به کوچکترین آلودگی، «حق» میرود. زیرا حق میخواهددر دل آشیانه کند و از آنجا که او واحد است، لذا برای خود در دل شریک نمیپذیرد. چنان که امام صادق علیهالسلام فرموده است: «القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله غیر الله.» {صدوق (ابو جعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی)، جامع الاخبار} و نفرمود: العقل حرم الله، فکر حرم خدا نیست زیرا چه بسا انسان در مرحلهی فکر هم با خدا باشد و هم با غیرخدا برخلاف دل که یا باید با خدا باشد و یا با غیر خدا.
حضرت استاد علامه-روحی فداه- در باب هفتم دفتر دل حدیث مذکور را چنین به نظم در آوردهاند:
بیا بشنو حدیث عالم دل ز صاحبدل که دل حق راست منزل
امام صادق آن بحر حقایق چنین در وصف دل بودهاست ناطق
که دل یکتا حرم باشد خدا را پس اندر وی مده جا ماسوا را
در شرح ابیات فوق چنین گفتهایم: در دل مؤمن جا برای غیر نیست، زیرا دلِدار مؤمن غیور است که با تجلی غیرش غیری را در جهان دل مؤمن نگذارد.
سِرّ اینکه در دل مومن غیر حق را جایی نیست آن است که او با غیرت الهی و ظهور عزّت و سطوت و عظموت حق در همه کلمات وجودی که محلّ تجلّی انوار حقهاند، به یک وجود لایتناهی وصول یافته است که سلطان وحدت شخصی سعی و صمدی وجود واجب را نظارهگر است که «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ». {حدید/4}
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدخیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست
ابیاتی تقدیم به حضرت علامه حسن زاده آملی
ابیاتی از حافظ شیرازی تقدیم به علامه حسن زاده آملی
خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست
نسیمِ مویِ تو، پیوندِ جانِ آگهِ ماست
به رَغمِ مدّعیانی که منعِ عشق کنند
جمالِ چهرهٔ تو، حجّتِ موجّهِ ماست
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدرمز مهم قصهی حضرت ابراهیم در قرآن کریم | استاد صمدی آملی
جلسه اول طهارت | اردیبهشت ۱۳۷۶
مربوط به این جلسهبه عنوان مثال در حدیثی از صادق آل محمد علیهمالسلام میخوانیم که آقا فرمودند:
«حیوانات صور و مثل اعمال شما هستند.» این حکمِ حکیم صادر از لسان عصمت، مبین بسیاری از حقایق در آیات و روایات خواهد بود. فیالمثل باید دید هر یک از انواع اربعهی مذبوحه که عبارت بود از کرکس و اردک و طاووس و خروس، حاوی چه خصایصی است که در آیهی شریفه امر به ذبح آنها شده است. به تعبیر دیگر هر یک از این حیوانات بیانگر چه خلق و خوی زشتی هستند که حق متعال به پیغمبر خود دستور ذبح و نابودی آنها را صادر مینماید.
با مطالعه و تأمل در خصوصیات این حیوانات دانسته میشود که هر کدام از اینها حاوی صفاتی هستند که وجود آنها در انسان، رذیله به حساب آمده و او را مستحق عقاب خواهد ساخت. مثلاً صفت بارز خروس شهوترانی است که وجود آن که نشانهی افراط در شهوت است و در انسان رذیله به شمار میآید و یا این که خصوصیت غالب بر طاووس میل به زر و زیور و نقش و نگار و زیبایی و تجملات دنیایی و کبر و خودخواهی است که باز هم وجود آن در انسان از خصایص ناپسند به شمار میآید. همچنین است صفاتی چون لاشخورى و مردهخواری که به ترتیب، در حیواناتی چون اردک و کرکس نمود بیشترى دارد و هر یک از آنها در انسان، مانع از رسیدن او به کمالات لایق انسانی میشود. لذا باید هر یک از این صفات را در خود کشت تا بالهای طیران به عالم قدس گشوده شود.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویددفتر اعمالت را ورق بزن علامه حسن زاده آملی
تاکید علامه حسن زاده آملی به محاسبه و مراقبه
یکی از دستورات شرع مقدس ما محاسبه است. یکی مراقبه است.
محاسبه یعنی ما هر شب یک وقتی دفتر اعمال خودمان را ورق بزنیم. به حساب بنشینیم
خوب ما آنوقت که امروز گذشته، پا شدیم وضو گرفتیم، نماز صبح خواندیم، خوب اینکه خوب بود الحمدلله،
بعد رفتیم سر مغازه، کارمون، مزرعهمون، گاومون، زندگیمان، تجارتمان، اینها که خوب بود الحمدلله.
چکار داشتم آنجا آن امضای شبهناک را بکنم، استغفرالله ربی و اتوب الیه، بار الها دیگه من اینجور امضاها نمیکنم.
محاسبه، که دفتر اعمال وجودی خودت را، شب و روزی یک وقت برای خود قرار بدهید، به حساب بنشینید!
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید«به وقتش!!!»؛ حقیقت انسان در میدان امتحان استاد صمدی آملی
بیانات گوهربار و عرشی استاد صمدی آملی درباره «به وقتش!!!»؛ حقیقت انسان در میدان امتحان
به وقتش!!!
نماز میخونه ها، اما به وقتش !!!
فلانی خیلی نماز خونه! خوبه، صبر کن، به وقتش ببینیم چجوری میشه؟
در مازندران میگویند این کلاغ سیاه و سفید که از کلاغ رسمی یکم کوچکتر است
میگن این خیلی مظلوم هست کمآزاره، یکی گفت کشکها را آفتاب بدید
مظلومیتش معلوم میشه، حالا معلوم میشه که چقدر دزده!
چون ایشون عجیب به کشک علاقهمند هست، کشک را هم میدانید وقتی میخواهند دوغ را به کشک درست کنند
باید گردش کنند و بگذارند یکجایی که خشک بشود، وقتی میگذارند بالای پشتبام که خشک بشود ایشان میآید. هی میدزده میبرد.
گفت همین که گفتی اینقدر مظلوم است حالا ببین چقدر داره دزدی میکنه!
به وقتش !!!
آقا به وقتش اگه خوب بودیم خوبه ها، سینه میزنیم، اما به وقتش میبینی که نخیر امتحان درست در نمیاد.
یادتون باشه! شب نهم محرم، به وقتش !!!
یادتون باشه!
این به وقتش را تابلو کنید اصلا!
فلانی نماز شب خوان عجیبیه، خیلی خوب، چشم، إِنَّا لاَ نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً
اما به وقتش!!!
یک گذرگاهی پیش بیاد، ببینیم نماز شبش اینجا جواب میده یا نه!
به وقتش!!! این به وقتش خطرناکه!
گاهی استاد ما {علامه حسنزاده آملی} میفرمود: الان در درس، هم شما خوب هستید هم من از شما خوبتر،
اما صبر کنید انشاءالله به وقتش ببینیم چوری هستیم!؟
به وقت ناگهان میبینی گرگ درنده است!
اِ عجب، اینکه اینقدر مظلوم بود که چجور درنده شده است!
به وقتش دروغگویه!
به وقتش میبینی پنهانکاره! به وقتش میبینی کارها میکنه.
به وقتش !!! به وقتش !!! به وقتش !!!
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدرمز موفقیت انسان در حضور در اجتماع با همه مهربان باش استاد صمدی آملی
دائما طاهر باش و به حال خویشتن ناظر باش، عیوب دیگران را ساتر باش، استاد صمدی آملی
دائماً طاهر باش و به حال خویشتن ناظر باش
عیوب دیگران را ساتر باش
با همه مهربان باش و از همه گریزان باش
این رمز موفقیت یک انسان است که در اجتماع زندگی کند
در عین حالی که در متن اجتماع هم هست، با همه گروههای مختلف اجتماع هم بر اساس ضرورت زندگی
روابط اجتماعی هم دارد، اما در عین حال خودش را در مقام توحید هم مشاهده باید بکند،
با اجتماع همه باشه اما در عین حال از همه گریزان باشه
این از همه گریزان باشه، یکی از مصادیق همه خودش هم هست
نه تنها از همه مردم گریزان هست به سوی حق متعال، که خدای متعال در قرآنش امر فرمود به ما
فَفِرُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۖ، از همه فرار کنید به سوی حق متعال
چون اگر همه با خدای متعال باشند و شخص خودش هم با خدای متعال باشد
قطعا شری پیش نمیآید، اما به هر حال چون خلقاند، حدود دارند و هرکسی باید در حد خودش قدم بردارد
و نوعاً از غیر معصومین سلام الله علیهم اجمعین میبینیم که اشتباهات و خطاها و تجاوز از حدود رخ میدهد.
و لذا به ما امر فرمود: فَفِرُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۖ
یکی از خصائص اهل ایمان حقیقی اینست که دائماً از مردم در حال فرار به سوی حق متعالاند.
اما معنایش این نیست که اجتماع را رها کند، دلسوزی نکند، مهربانی نداشته باشد.
با مردم انس و الفت نگیرد در راه خیر، با آنها همگام نباشد، روابطش را از مطلق اجتماع قطع کند.
بعد در یک گوشهای حالت رهبانیت بگیرد بگوید که من از همه فرار کردهام، به خدای متعال پناه بردهام. این نیست!!!
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدابد در پیش داریم علامه حسن زاده آملی
روایت علامه حسنزاده آملی از تأمل عمیق علامه طباطبایی در معنای «اَبَد در پیش داریم» و مسئولیت انسان در برابر خدا
آن حالات خوشم از یادم نمی رود، در محضر حضرت آقای طباطبایی به قلم هم آوردم
به نظم و نثر هم آوردم، که مثلا در دیوان من است که:
ابد در پیش داری ای برادر ادب را کن شعار خود سراسر
این ها را مرحوم علامه طباطبایی به دهان ما گذاشت
خدا شاهده در محضرش بودیم، حرف ابد پیش آمده، دیدم اصلا مثل یک آدم و زن فرزند مرده به فکر فرو رفته
اصلا بیچاره شد از این لفظ ابد، هستیم که هستیم که هستیم، این هستیم را بی نهایت بکش.
یعنی تا خدا خدایی می کند، این تا، آخر ندارد، لفظ نداریم می گوییم تا
داری چه کار می کنی؟ با خلق خدا، با عائله؛ با زن و فرزند، با دین خدا، دین خدا که ناموس خداست.
مستحضر هستید من اجازه نمی دهم به اشخاص حرف گناه را بزنند، می گم چرا این حرفها
دین خدا ناموس خداست، آن کسی که حرف گناه به زبان می آورد یعنی من به ناموس خدا خیانت کردم. چرا؟
بفرمایید من چه کنم که بهتر بشوم؟ چه کنم که به مقامات عالی تر نائل شوم، گناه و این حرفها چیه؟ آن را با خدایت در میان بگذار
خدا نکند، پیش نیارد، عقل به جایی نرسد، شیطان سوار نشود.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدسیره علامه حسن زاده آملی (ره) در زیارت حضرت معصومه (س) و مقامات بلند آن حضرت
توصیهها و حالوهوای علامه حسنزاده آملی در زیارت حرم حضرت معصومه(س)
نوعا، اعلب، اکثر، بگم همیشه هم گزاف نگفتم
می روم قم به زیارت بی بی حضرت معصومه
خواهر امام هشتم ما سلام الله علیها، بله روح مطهرشون گوه
دیگه روی بچگیمون، در و دیوار را می بوسم و این شعر را می خوانم
اقبل ارضا سار فيها جمالها فكيف بدار دار فيها جمالها
بله آن شاعر عرب می گه که من آن زمینی را می بوسم که شترانش از آنجا عبور کرده اند
تا چه رسد به آن خانه ای که جمالش در آنجا ظهور نموده
من این شعر را می خوانم بعد به ایشان عرض می کنم که بی بی جان:
با زبانی که با خدا داریم مطایبه می کنیم، می گم این کار خدا خیلی خیلی خوب شده
جای هیچ اعتراضی نیست، خدا را ناز می کنم که این کار چقدر خوب شده:
بی بی حضرت معصومه سلام الله علیها ایشان 19 ساله بودند که در قم وفات کردند
و نه اینکه فقط و تنها ایشان دختر امام هفتم هست و خواهر امام هشتم هست و عمه ی حجت خدا هست
اینها به جای خود، اما خود این خانم، این بزرگوار، این دختر 19 ساله:
در میان فرزندان امام هفتم ما دو نفر نمونه بودند، چشمگیر، یکی حجت خدا بود امام هشتم که صاحب عصمت و امام است
دیگر همین دختر 19 ساله، ایشان از آن نبوغش، از آن فطرتش، بینشش، درایتش خانم عجیبی بود. همین دختر 19 ساله.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدمهم ترین دعای شب قدر استاد صمدی آملی در ماه رمضان 1444 فروردین 1402
دعای زیبای استاد صمدی آملی در شب قدر رمضان 1444
استاد صمدی آملی در شب قدر ماه رمضان 1444:
مهم ترین دعایی که ما در این قرآن به سر داریم،
خیر و سعادت جوان های عزیز ماست.
که سرمایه ما هستند، امید ما هستند،
نسل پاک شیعه امام علی ایرانی ماست.
در جهان شیعه امام علی فارسی زبان، به خصوص ایرانی همیشه یک افتخار برای مکت شیعه بودند.
و ما وظیفه داریم شیعیان امام علی در ایران را روی به سوی تعالی ببریم.
هر کاری، هر فعلی، هر چیزی که باعث تضعیف شیعه امام علی در ایران بشه باعث می شه ما در آینده ضرر سنگینی ببینیم.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدهدیه امام حسین علیه السلام به ایرانیان | استاد صمدی آملی | اربعین ۱۴۴۸
افاضات استاد صمدی آملی در مشایه نجف به کربلا | موکب اهالی فلسطین | مرداد ۱۴۰۵
هدیهای که امام حسین علیه السلام به ایرانیها دادند:
ـ در روز سوم عاشورا عمر سعد با ۴۰۰۰ نیروی نظامی به کربلا آمد، حسین علیه السلام مگر به جنگ آمده که تو به جنگش داری میروی؟ حسین علیه السلام فقط با ۶۶ زن و بچه آمده بود... آی دنیا چرا نمیفهمید؟ امام حسین علی اصغر سه ساله را آورده طهورا و صفورا و رقیهی سه ساله، صبورای یک ساله را آورده، آیا اینها را برای جنگ میآورند؟
ـ شهربانو دختر پادشاه ایران امپراطوری پرویز دو روز قبل از اینکه جنگ شود بی بی فاطمه زهرا را در خواب میبیند, حضرت فاطمه سلام الله علیها به او میگوید دختر من تو اسیر میشوی و تو را به مدینه میبرند و در بالای سکوی اسیران می برند. (در آن زمان رسم بود که اسیران را میبردند و افرادی میآمدند و به اسیران میگفتند هر کس را دوست دارید به ازدواج او درآید) حضرت فاطمه به شهربانو گفت ر میان جمع پسر من حسین میآید و تو به ازدواج او درآی.
ـ عین چیزی که حضرت فاطمه سلام الله علیها در خواب برای شهربانو تعریف کرد اتفاق افتاد و وقتی از او پرسیدند کدام از این جوانها را میخواهی او حسین علیه السلام را انتخاب کرد. آقا با شهربانوی عزیز ازدواج میکند و این خانم مادر امام زین العابدین و ۹ امام بعد از او می شود.
ـ در روز سوم عاشورا عمر سعد با ۴۰۰۰ نیروی نظامی به کربلا آمد، حسین علیه السلام فرمودند گر من به کربلا هم نمیرفتم مرا میکشتند. امام حسین علیه السلام آمد کربلا تا عمر سعد بیاید کربلا و ایران را فتح نکند. در جواب آن محبتی که حضرت شهربانو به امام حسین علیه السلام کرد و مادر ۹ امام بعد از ایران شد، امام حسین علیه السلام هم نگذاشتند پای عمر سعد ملعون و جنایتکار به ایران باز شود و علما و شیعیان را قتل عام کند. ایران و تمام علمای ایران همه مدیون مادر امام زین العابدین هستند، همه مدیون امام حسین علیه السلام هستیم که این جرثومه فساد را برده کربلا و نگذاشته پایش به ایران باز شود. تا ریشه ی شیعیان و علمای ایران را بزند.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدشروع مسیر عشق استاد صمدی آملی اربعین 1444 شهریور 1401
استاد صمدی آملی - مرز شلمچه - اربعین 1444 - شهریور 1401
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدرمز فهم قصههای قرآن کریم
استاد صمدی آملی، جلسه اول طهارت، سال ۱۳۷۶
مربوط به این جلسهاین نکته به عنوان رمزی در فهم قصههای قرآن کریم است و آن اینکه: هر چه را در قرآن میخوانید از قصهی حضرت آدم علیهالسلام که اولین قصهی سورهی بقره است، گرفته تا حضرت موسی علیهالسلام، حضرت ابراهیم علیهالسلام، حضرت عیسی علیهالسلام، حضرت نوح علیهالسلام و دیگر انبیای عظام، بدانید که اینها فقط صرف پرداختن به یک داستان نیست، بلکه رمز این قصهها در قرآن آن است که هر کسی بخواهد از حیوان بودن به درآید و به مقام انسانیت برسد، باید مسیری را طی کند که در این مسیر همانند پیغمبران دچار حوادث و موانع شود و با مشکلاتی برخورد کند.
مثلاً اگر کسی از امشب بگوید: خدایا میخواهم بیایم تا تمام آنچه را که فرمودی عمل کنم، از فردایش خواهد دید که مشکلی برایش پیش آمده است، همانند مشکل حضرت آدم علیهالسلام؛ یک حادثهای برای او اتفاق افتاده است، همانند حادثهی حضرت موسی علیهالسلام؛ یک واقعهای برای او رخ داده است، همانند واقعهی حضرت عیسی علیهالسلام و ... خداوند نیز در قرآنش میفرماید: اگر در مسیر انسانیت مشکلی شبیه مشکل حضرت آدم علیهالسلام پیدا کردی اینگونه حلش کن، و یا اگر شبیه حضرت موسی دچار مشکل شدهای راه حل آن اینگونه است. به تعبیر دیگر، وقایع قرآن مربوط به مورد خاص نیست که تا قرآن همانند کتاب قصه و داستان تلقی گردد، بلکه قصص قرآنی و نقل وقایع و حوادث مهم در امور مختلف برای شرح و بیان اطوار وجودی انسان و شئون مختلف اوست. یعنی قرآن از بدو تا ختم، تفسیر انفسی انسان است.
نتیجهی کلام این که ما نمیپنداریم قرآن یک داستانی گفته که حضرت آدمی بود، این حضرت آدم در یک بهشتی زندگی میکرد، به او گفته بودند به گندم نزدیک نشو و او هم نزدیک شد و از آن خورد و از بهشت بیرونش کردند، تا از آن به بعد سؤالهای فراوانی پدید آید که مثلاً: آدم ابتدا در کجا بود؟ چگونه او را ساختند؟ آن بهشت در کجا بود؟ چگونه به گندم نزدیک شد؟ مگر در بهشت گندم و جو هم وجود دارد؟ و مگر آنجا ممنوعیتی هم هست؟ چرا از آنجا بیرونش کردند؟ و دهها سؤال دیگر... سرّ تمام این سؤالاتی که برای افراد پیش میآید این است که خیال کردهاند قضیهی حضرت آدم و مانند آن صرفاً به عنوان پرداختن به یک قصه در قرآن است و حال آنکه این عرض کردیم اینگونه نیست، بلکه همهی قصص قرآنی بیان اطوار وجودی انسان در سیر تکاملی او است که سفرنامههای انبیا در مقام شهود حالات ما است، وگرنه انسانهای کامل همانند سفرای الهی منزه از خطا و اشتباهاند. و این لطیفه را روح دیگری است که برای اهل آن با تدبر تام معلوم است که انسان کامل را روی به جانب حق است که مظهر اسماءالله است و چهرهای به جانب خالق است که اطوار وجودی آنها را به آنها نشان میدهد تا در مسیر تکامل، شوق به کمال یابند. فافهم!
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدهیچ کار نداری که کی داره تو این جمع سینه میزنه
💎 حُسنِ حَسَن ۵۰۹ 💎
اینجا مال امام حسینه!!!
هیچ کار نداری که کی داره اینجا سینه می زنه
قاتله، مقتوله، خوبه بده
به هیچکس ربطی نداره، به هیچکس ربطی نداره
اینجا مال امام حسینه
اینجا مال امام حسینه!!!
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدمعجزه شفای یک بیمار صعبالعلاج توسط دو دختر گمنام حضرت اباعبدالله الحسین
روایتی شنیدنی از معجزه شفای یک بیمار صعبالعلاج توسط دو دختر گمنام حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام؛ صفورا و طهورا.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید💟 اینجا مال امام حسینِ | استاد صمدی آملی 💟
خوشواش، محرم سال ۱۴۰۴ هجری شمسی
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدگزارش تصویری مراسم دعای عرفه و عید قربان
برداشت کوتاهی از مراسم دعای عرفه و عید قربان استاد صمدی آملی، خرداد ۱۴۰۵
💠گزارش تصویری مراسم روز عرفه و عید قربان 💠
🔹خرداد ۱۴۰۵
🔸حسینیه قائم آل محمد(ص) چندرمحله آمل
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدسخنرانی علامه حسن زاده در بزرگداشت ملا حسینقلی همدانی
کنگره بزرگداشت یکصدمین سال وفات آخوند همدانی، در روزهای ۱۹ و ۲۰ مرداد ۱۳۷۳ش هجری شمسی در شهر همدان برگزار شد.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدو سلام بر آنها که در دیدار اندک اند، و در یاد بسیار
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید
نظرات کاربران 0
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید