جلسه 3 00:50 آمل مسجد 1376/2/19

جلسه سوم شرح مراتب طهارت

ظاهر و باطن عالم بر یکدیگر تاثیر می گذارند، تفاوت بین مال و روزی، طهارت روزی مادی را تنظیم و روزی معنوی را زیاد می کند، آلودگی در نظام عالم راه ندارد

صوت جلسه سوم طهارت
دانلود
برچسب‌ها و موضوعات
مباحث
کلیپ‌ها و رسانه‌های مرتبط
جلسه سوم شرح مراتب طهارت
جلسه سوم شرح مراتب طهارت دانلود
راز آیه «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» استاد صمدی آملی، جلسه سوم طهارت، سال ۱۳۷۶
تاثیر طهارت بر افزایش رزق مادی و معنوی استاد صمدی آملی، طهارت ۳، ۱۳۷۶
تاثیر طهارت بر افزایش رزق مادی و معنوی دانلود
نغمات داودی ۳، باز سیمای دلم را تور هاست دانلود
ابر-واژه-جلسه-سوم-طهارت
ابر واژه جلسه سوم طهارت دانلود
اینفوگرافی-جلسه-سوم-طهارت
اینفوگرافی جلسه سوم طهارت دانلود
ابر واژه‌ها
چکیده بیانات

استاد صمدی آملی در جلسه سوم طهارت با استناد به رساله شریف «وحدت از دیدگاه عارف و حکیم»، درباره مراتب طهارت و ارتباط آن با رزق ظاهری و معنوی سخن گفتند. ایشان بیان کردند که طهارت ارواح و قلوب موجب مزید رزق معنوی و پذیرش عطایای الهی است و طهارت صورت و ظاهر نیز در تنظیم رزق حسی تأثیر دارد؛ ازاین‌رو، هم طهارت ظاهری لازم است و هم طهارت باطنی.

استاد در ادامه به ارتباط میان عالم ظاهر و عوالم باطن اشاره کردند و توضیح دادند که این عوالم بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند؛ همان‌گونه که میان بدن انسان و روح او نیز رابطه‌ای متقابل وجود دارد. اعمال انسان در عالم طبیعت می‌تواند بر عوالم باطن اثر بگذارد و این ارتباط، اهمیت مراقبت از رفتار و پاکی انسان را نشان می‌دهد.

ایشان سپس درباره حقیقت رزق و تفاوت آن با مال سخن گفتند و توضیح دادند که رزق مادی متناسب با نیاز و ظرفیت بدن انسان تنظیم می‌شود. بدن، نظام و اندازه مشخصی برای نیازهای طبیعی خود دارد؛ اما انسان به دلیل ناآگاهی از همه اسرار و جزئیات بدن خویش، نمی‌تواند به‌طور کامل و دقیق برای آن برنامه‌ریزی کند. ازاین‌رو، برنامه‌ریزی نادرست و بی‌توجهی به نیازهای واقعی بدن می‌تواند مشکلاتی به وجود آورد.

استاد صمدی آملی تأکید کردند که طهارت، تنظیم‌کننده رزق ظاهری و موجب افزایش رزق معنوی است. رزق ظاهری به اندازه نیاز بدن مربوط می‌شود، اما جان انسان ظرفی معنوی است که با دریافت علم و معارف، وسعت بیشتری پیدا می‌کند. ایشان این حقیقت را با تعبیر «لا یقفی نفس» بیان کردند؛ یعنی نفس انسان با دریافت علوم و معارف، آمادگی بیشتری برای پذیرش معارف بالاتر می‌یابد. برای روشن شدن این موضوع، مثال دانش‌آموزی مطرح شد که با آموختن مطالب هر پایه، برای ورود به پایه بالاتر آماده می‌شود.

در بخش دیگری از جلسه، استاد به اهمیت پاکی و طهارت در زندگی روزمره اشاره کردند و این پرسش را مطرح ساختند که چگونه می‌توان بدون توجه به طهارت، انتظار برخورداری از آثار آن را داشت؟ در این نگاه، طهارت تنها یک امر ظاهری نیست، بلکه با تنظیم رزق و رشد معنوی انسان نیز ارتباط دارد.

ایشان همچنین با اشاره به زندگی حیوانات، بر ضرورت یادگیری از طبیعت تأکید کردند. حیوانات متناسب با ظرفیت بدن خود غذا می‌خورند و لانه‌هایشان را به اندازه نیاز می‌سازند. استاد با این مثال‌ها یادآور شدند که انسان نیز باید در امور معیشتی و خانه‌سازی، اندازه نیاز واقعی خود را رعایت کند و از زیاده‌خواهی بپرهیزد.

در ادامه، حکایت بایزید بسطامی و کشاورز و مثال انبار ارزن و کبوتر مطرح شد تا اهمیت صبر و شتاب نکردن در سیر و سلوک روشن شود. همچنین با اشاره به ابیاتی از الهی‌نامه، بر اظهار نیاز و فقر انسان در پیشگاه خداوند توجه داده شد.

استاد در پایان بر اعتماد و اطمینان به خداوندِ رازق تأکید کردند و فرمودند که تردید در وعده الهی و تکیه صرف بر زور بازو برای افزایش مال، انسان را از توجه به حقیقت رزق دور می‌کند. انسان باید در کنار تلاش متناسب با نیازهای زندگی، به غذای روح خود نیز توجه داشته باشد؛ زیرا همان‌گونه که جسم به غذای مادی نیاز دارد، روح نیز با علم، معرفت و طهارت رشد می‌کند.

نکات کلیدی
نکات کلیدی جلسه سوم طهارت
۱. طهارت ارواح و قلوب موجب مزید رزق معنوی و پذیرش عطایای الهی به شایستگی است؛ همان‌گونه که در آیه شریفه آمده است: «يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»؛ از جایی که گمان نمی‌کند روزی‌اش می‌دهد.
۲. هم طهارت ظاهری لازم است و هم طهارت باطنی؛ طهارت صورت و بدن با رزق حسی ارتباط دارد و طهارت روح و قلب، زمینه‌ساز رزق معنوی است.
۳. میان عالم ظاهر و عوالم باطن ارتباط برقرار است و این دو بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند؛ همان‌گونه که میان بدن انسان و روح او نیز رابطه و تأثیر متقابل وجود دارد.
۴. اعمال انسان در عالم طبیعت می‌تواند بر عوالم باطن اثر بگذارد؛ از همین رو در متن به این نکته اشاره شده است که گناهان مردم می‌تواند موجب غضب آسمانی‌ها و دوری فرشتگان از آن محیط شود.
۵. رزق با مال یکسان نیست. رزق ظاهری انسان به اندازه نیاز و ظرفیت وجودی بدن تنظیم می‌شود و نباید تمام زندگی را صرف جمع‌آوری مال بیشتر کرد.
۶. درباره نعمت‌ها در روز قیامت سؤال می‌شود؛ در متن، آیه شریفه «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» و روایت امام صادق علیه‌السلام درباره نعمت مورد سؤال، یعنی اهل‌بیت علیهم‌السلام، مطرح شده است.
۷. بدن انسان مانند کارخانه تنظیم رزق مادی است؛ نیازهای طبیعی آن نظام و اندازه‌ای دارد و انسان به همه اسرار و جزئیات بدن خود احاطه علمی ندارد تا بتواند برای آن برنامه‌ریزی کاملاً صحیحی انجام دهد.
۸. برنامه‌ریزی خودسرانه برای بدن، بدون شناخت نیازها و ظرفیت‌های آن، می‌تواند مشکلاتی پدید آورد؛ در جلسه تأکید می‌شود که تنظیم رزق بدن باید با توجه به نظام طبیعی و نیازهای واقعی آن باشد.
۹. طهارت، تنظیم‌کننده رزق ظاهری و موجب افزایش رزق معنوی است. در جلسه توضیح داده می‌شود که بدن به اندازه نیاز مادی خود رزق می‌خواهد، اما نفس انسان ظرفیت نامحدودی برای دریافت علم و معارف دارد.
۱۰. نفس ناطقه انسانی با دریافت علوم و معارف، وسعت بیشتری پیدا می‌کند؛ برخلاف ظرف مادی که ظرفیت محدودی دارد، جان انسان با دریافت غذای علمی برای پذیرش معارف بیشتر آماده می‌شود. این معنا در متن با تعبیر «لا یقفی نفس» بیان شده است.
۱۱. همان‌گونه که کودک با آموختن در کلاس اول برای ورود به کلاس بالاتر آماده می‌شود، جان انسان نیز با دریافت علم توسعه می‌یابد و ظرفیت بیشتری برای فراگیری معارف پیدا می‌کند.
۱۲. در جلسه بر اهمیت طهارت و پاکی بدن تأکید شده است؛ انسان باید به پاکی ظاهری خود توجه داشته باشد و نمی‌تواند در حالی که به طهارت بی‌اعتناست، انتظار آثار طهارت و رزقِ «مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» را داشته باشد.
۱۳. در امور معیشتی می‌توان از حیوانات درس گرفت؛ حیوان به اندازه ظرفیت بدن خود غذا می‌خورد و برای خانه‌سازی نیز به اندازه نیازش لانه می‌سازد، نه بیشتر از آنچه برای زندگی لازم دارد.
۱۴. در متن، خانه‌سازی بیش از اندازه نیاز یکی از نمونه‌های برهم خوردن تناسب در معیشت معرفی شده است؛ زندگی و امکانات باید متناسب با نیاز واقعی تنظیم شوند، نه بر پایه زیاده‌خواهی.
۱۵. حکایت بایزید بسطامی و کشاورز با مثال انبار ارزن و کبوتر، به‌عنوان یادآوری برای صبر در سیر و سلوک مطرح می‌شود؛ نباید انتظار داشت همه مراحل و نتایج معنوی یک‌باره حاصل شوند.
۱۶. در فراز نقل‌شده از الهی‌نامه، گریه به‌عنوان زبان کودک بی‌زبان توصیف می‌شود؛ این بیان بر نیاز انسان به اظهار فقر و نیاز خود در پیشگاه خداوند تأکید دارد.
۱۷. اطمینان به خداوندِ رازق در تنظیم رزق اهمیت دارد. در جلسه تأکید می‌شود که انسان باید خدا را صادق بداند و با تردیدهایی مانند «شاید بدهند و شاید ندهند»، اعتماد خود را مخدوش نکند.
۱۸. انسان نباید تمام توان و وقت خود را صرف به‌دست‌آوردن مال بیشتر کند؛ در جلسه یادآوری می‌شود که همان‌طور که جسم به غذا نیاز دارد، روح نیز غذای خود را می‌خواهد و غذای روح با غذای جسم متفاوت است.
۱۹. جمع‌بندی جلسه این است که طهارت، هم در تنظیم رزق ظاهری نقش دارد و هم زمینه افزایش رزق باطنی و معنوی را فراهم می‌کند؛ بنابراین توجه به پاکی ظاهر و باطن و اعتماد به خداوند رازق، هر دو اهمیت دارند.
 
 

 

 

متن کامل بیانات

بسم الله الرحمن الرحيم

در مورد طهارت و مراتب طهارت و پاکی، حضرت آقا در رساله‌ی شریف «وحدت از دیدگاه عارف و حکیم» فرمایشاتی را پیاده کرده‌اند که عنوان همین رساله را متن مباحث‌مان قرار می‌دهیم:

 «مراتب طهارت: در مراتب طهارت گوییم که طهارت ارواح و قلوب موجب مزید رزق معنوی و قبول عطایای الهیه علی ما ینبغی است و «یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ )سوره طلاق/آیه4(». و طهارت صورت ـ به حکم تبعیت عالم صُوَر مر ارواح را در وجود و احکام ـ مُستلزم مَزید رزق حِسی است. لذا هم طهارت ظاهره باید و هم طهارت باطن.» 

 طهارت و پاکی در بدن را اثر و تأثیری است و طهارت در مرتبه‌ی روح را اثر و تأثیری دیگر. در نظام عالم بین نشأه‌ی ظاهر که عالم طبیعت است با عوالم وجودی مافوق که عالم فرشته‌های الهی و مجردات است ارتباط برقرار است، که هر اندازه این ارتباط تنگ‌تر شود، در همدیگر تأثیر بیشتری می‌کنند، مثل این که در باب گناهان فرموده‌اند: «اگر مردم گناه کنند آسمانی‌ها بر زمین غضب خواهند کرد و فرشته‌ها در آن محیط قدم نخواهند گذاشت.» که تمام این‌ها دلالت دارد بر این که بین این عالم و عوالم باطن ارتباط است. هر اندازه این‌جایی‌ها عمل می‌کنند آن‌جاهایی‌ها تأثیر می‌پذیرند، و هر اندازه آن‌جاهایی‌ها اثر می‌کنند این‌جاهایی‌ها تأثیر می‌پذیرند. بدین بیان بین بدن انسان و بین روح انسان هم رابطه است.

گاهی می‌بینید بدن‌تان سالم است اما چون غمی از ناراحتی دوست به شما روی آورده و یا این که چون در شهری غریب شده‌اید و آن دوری شما را نگران کرده، بدن شما هم کِدِر و پَژمُرده شده است. و در مقابل هنگامی که از دیدن دوست یا رفیق خوشحال می‌شوید می‌بینید که در آن لحظه بدن شما نیز از شادی روح شما، مبهتج است که این از جمله تأثیرات روح در بدن است. گاهی از جنبه‌ی روحی نه راحتید و نه ناراحت، نه شادید و نه غمگین، امّا چون به بدن شما ضربه‌ای وارد شده و زخم گردیده، این مریضی بدن باعث تأثیر در روح شما می‌شود و آن را نیز منفعل می‌کند، که این از تأثیرات بدن در روح است.

 «عالَم» نیز بدن و روحی دارد، که روح عالَم «باطن» است و بدنِ عالَم «ظاهر» اگر ظاهرِ بدنِ عالَم کاری انجام دهد که مطابق با طبع عالَم نباشد، باطنِ عالَم نیز تأثیر می‌پذیرد و مُتأَثّر می‌شود. پس تأثیر و تأثّر بین ظاهر عالم و بین باطن عالم یک امر مسلّمی است. در مورد طهارت نیز فرموده‌اند: «اگر روح و جان ما طهارت پیدا کند رزق معنوی زیاد می‌شود.چه این‌که اگر جسم ظاهری ما طاهر باشد، رزق حسّی و مادی ما هم زیاد می‌شود. » پس هر کسی روزی و مال هم می‌خواهد باید پاک و طاهر باشد.

 
رزق و روزی غیر از مال مادی است. در روایات فرموده‌اند: «روزی و رزق، مقسوم است.» یعنی روزی هر کسی تقسیم شده است. در باطن عالَم روزی را برای افراد به مقدار وسعت وجودی هر شخصی ـ‌چه در امور مادی و چه در امور معنوی‌ـ تقسیم کرده‌اند، که اگر شخصی بیش از آن اندازه‌ی معیّن پرسه بزند و مانند مورچه مال به دست بیاورد، آن مقدار دیگر روزی‌اش نیست بلکه فقط مالی است که به دست آورده است، زیرا مال به دست آوردن، غیر از روزی به دست آوردن است. «روزی» آن مقداری را می‌گویند که شخص برای زنده ماندن به آن محتاج است. (همانند تنفس که بدن فقط آن مقدار لازم را جذب می‌کند نه بیش‌تر و نه کم‌تر از آن را)، همانند این‌که فردی خانه‌ای به طول هزار متر مربع برای خود بسازد در حالی که فقط به قسمتی از آن برای زندگی کردن نیازمند باشد. در این صورت، باطن عالم این خانه‌ی هزار متری را منزل آن فرد نمی‌داند، بلکه فقط آن مقداری که شخص برای زندگی به آن نیاز دارد را منزل او می‌داند و مابقی را اضافه به حساب می‌آورد. همان طور که در باطن نظام عالم، میزان عمر هر شخصی معیّن شده است، به همان مقدار هم رزق و روزی او تنظیم شده است.

وقتی کودکی به دنیا می‌آید و پستان مادر به دهانش گذاشته می‌شود آن مقداری که از شیر می‌مکد رزقش است و مابقی که از دهانش می‌ریزد رزق کودک نیست. بنابراین رزق و روزی هرگز کم نمی‌آید. امکان ندارد کسی صدسال زنده باشد امّا خداوند روزی هشتاد سال او را تأمین کند و بیست سال دیگر را بدون روزی باشد.

 حضرت آقا در عبارت فرمودند: «طهارت ارواح و قلوب، موجب مزید رزق معنوی و قبول عطایای الهیه علی ما ینبغی است.» در لفظ «علی ما ینبغی» سِرّ فراوانی وجود دارد. یعنی آن مقداری که سزاوار یک شخص است به او می‌دهند و آن مقدار نیز من حیث لا یحتسب است و هرگز به حسابش نمی‌آورند. در سوره‌ی تکاثر نیز آمده است: ﴿ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ﴾، در آن‌جا از نعمت‌هایی که به شما داده‌ایم، سؤال می‌کنیم. امام صادق علیه‌السلام در ذیل این آیه فرمودند: منظور از این آیه این نیست که در روز قیامت از غذاهایی که به ما داده‌اند سؤال می‌کنند که چرا این غذاها را خورده‌اید؟ زیرا دور از شأن خدا است که انسان را محتاج به غذا بیافریند، سپس در انتها او را به خاطر نعمتی که مصرف کرده، بازخواست کند.

در ادامه امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: آن نعمتی که در روز قیامت از شما سؤال می‌کنند، ما اهل بیت هستیم. در آن‌جا به شما می‌گویند: ما اهل بیت را برای شما فرستادیم، و سپس می‌پرسند: شما با آن‌ها چه کردید؟
رزق اگر به مقدار ظرفیت جسمانی شخص باشد مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ است و هرگز آن را مورد حسابرسی قرار نمی‌دهند. بنابراین یکی از لطایف معنای مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ این است که: خداوندی که موجودی را می‌آفریند و آن را محتاج به غذا خوردن قرار می‌دهد، باید به مقدار احتیاجش به او رزق و روزی برساند و الاّ سزاوار نیست خدایی که علّت موجودات است موجودی را بیافریند و به مقدار احتیاجش به او غذا نرساند و او را از نرساندن روزی بمیراند. مگر در جایی که مدّت عمر شخصی پایان پذیرد و خداوند او را به واسطه‌ی نرساندن روزی بمیراند که آن بحث دیگری است.

طهارت، روزی ظاهری انسان را نیز تنظیم می‌کند. اگر کسی پاک باشد خداوند متعال کاری می‌کند که او به مقدار روزی ظاهری خود و زن و فرزندانش کار انجام دهد و مرزوق گردد و هرگز خود را در برابر دیگران به واسطه‌ی طلب روزی کوچک
نکند، که این همان روزی مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ است و هرگز خداوند آن را به حساب انسان نمی‌نویسد. ولی اگر کم‌تر از آن کار کند و جسمش را در گرسنگی اندازد معلوم است که تنبل است و او را مورد محاسبة قرار می‌دهند که چرا کم کردی؟ ما که به تو قوّت و جوانی دادیم، چرا به دنبال کار نرفتی تا جسمت را اداره کنی؟ و اگر بیش از آن مقدار معین نیز وقت خودش را برای روزی ظاهری صرف کند باز از او می‌پرسند که چرا وقت را تلف کردی؟ زیرا ما تو را فقط برای این نیافریدیم که شبانه روز پرسه بزنی و برای جسمت غذا تهیه کنی؟ برای این‌که تو روحی داشتی و روح تو هم غذا می‌خواست و غذای روح با غذای جسم فرق می‌کند.
انسان باید روزی را مطابق با کارخانه‌ی الهی که همان بدن مادی‌اش می‌باشد تنظیم کند. جسم انسان همانند شکمش که دیگ بدن اوست، محدود می‌باشد که خودش برای مقتضیات و احتیاجات خود برنامه‌ی منظمی دارد. خداوند متعال کارخانه‌ی جسم انسان را به گونه‌ای آفرید که به هنگام گرسنگی، خود اعلام نیاز می‌کند و می‌گوید: گرسنه‌ام و غذا می‌خواهم و اگر شما هم به مقدار احتیاجش به او غذا دهید و سیرش کنید، در همان حین خود او به شما اعلام سیری و رفع نیاز می‌کند، که این همان روزی مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ است. امّا قبل از این‌که شکم گزارش گرسنگی دهد، انسان حق غذا دادن به او را ندارد زیرا آن مقدار روزی‌اش نبوده و همین طور بعد از اعلام سیر شدن هم، انسان حق غذا دادن را ندارد زیرا شکم، خود اعلام بی‌نیازی کرده است. آن مقدار از مال که علی ما ینبغی است، روزی انسان است. لذا علاوه بر گرسنگی و سیری، بدن انسان خودش خستگی و خواب و مریضی را نیز اعلام می‌کند. و از آن‌جا که بدن صادق است در شبانه روز آنچه را که به واقع مورد احتیاجش است به من و شما اعلام می‌کند. باید بگذاریم تا بدن مطابق با بافتی که خدا برایش قرار داده است به ما گزارش دهد. اگر مطابق با گزارش و فرمان او عمل کنیم، هرگز گرفتار نمی‌شویم.
یکی از دلایل عمده‌ی بیشتر امراض و ناراحتی‌های جسمانی‌مان این است که خودمان برای بدن‌مان سه وعده غذا تنظیم کرده‌ایم. برنامه‌ای که انسان برای شکمش می‌گذارد حاکم بر شکم می‌شود، لذا بدن مقهور انسان می‌گردد و از آن‌جا که ما نمی‌دانیم به چه مقدار غذا نیاز داریم و قدرت برنامه‌ریزی آن را نیز نداریم، و همچنین از جزئیات آلات قوای جسمانی‌مان هم بی‌خبریم بدین ترتیب با برنامه‌ریزی خود مشکلات عدیده‌ای را برای بدن‌مان می‌آفرینیم. برنامه‌ریزی بدن را باید به دست خود بدن سپرد در غیر این صورت رزقی که به دست آمده، بی‌طهارت خواهد بود.

رزق با طهارت آن است که از ناحیه‌ی طبیعت بدن تنظیم شده باشد. انسانی که از جسم و بدن خود بی‌اطلاع باشد هرگز نخواهد توانست برای آن برنامه ریزی دقیق و صحیحی داشته باشد. همانند شخصی که یک موتور کشاورزی را از کارخانه‌ای خریداری کرده است. این شخص هیچ وقت نمی‌تواند بگوید: «از آن‌جا که من مالک این موتور هستم، هرگونه که خواستم برای آن برنامه‌ریزی کرده و از آن استفاده خواهم نمود و هر زمان خواستم در آن روغن می‌ریزم، ولو این‌که باک آن از روغن پر بوده باشد.» کسی می‌تواند مدّعی برنامه‌ریزی درست و صحیحی برای یک مصنوع باشد که اولاً به تمامی جزئیات آلات و ادوات آن مصنوع احاطه‌ی علمی داشته و ثانیاً به تمام اسرار جَعل یکایک آن‌ها علم فکری و شهودی داشته باشد.

بدین ترتیب از آن‌جا که انسان هرگز قادر به رسیدن به تمام اسرار تکوینیّات که از جمله‌ی آن‌ها بدن اوست نمی‌باشد، لذا هیچ‌گاه قادر به برنامه ریزی صحیحی برای نازل‌ترین مراتب وجودش هم که جسم طبیعی اوست نخواهد بود. چرا که تمام اسرار مکنونات را ذات الهی تشکیل داده و محدود را توان احاطه به نامحدود نیست. فافهم!

حال ببینیم آیا بین طهارت و تنظیم رزق نیز، رابطه‌ای حقیقی برقرار است یا نه؟ ببینیم چرا در روایات فرمودند: اگر طهارت ظاهری داشته باشید مطابق با رزق شما، به شما روزی می‌دهیم و اگر طهارت باطنی داشته باشید، رزق شما توسعه پیدا می‌کند؟ این‌ها از جمله مسایلی است که باید در مباحث عرفانی مطرح شود.

طهارت، هم تنظیم کننده‌ی رزق ظاهری است و هم موجب افزایش رزق معنوی. امّا طهارت هرگز رزق مادی را زیاد نمی‌کند. برای این‌که بدن که کارخانه‌ی تنظیمی حق است بیش از مایحتاج رزق مادی خویش نیازی ندارد تا طلب کند. لذا رزق مادی به مقدار ظرفیت هر بدنی تنظیم شده و به او داده می‌شود. امّا در معرفت نفس راجع به جان انسان فرمودند: «نفس ناطقه‌ی انسانی ظرفی است که هر چه در او غذای علم بریزید، به مقدار همان غذا وسیع می‌شود.»

شما اگر یک ظرف مادی داشته باشید که به مقدار یک لیتر آب در آن جا بگیرد، بعد از ریختن یک لیتر آب در آن، پر خواهد شد و دیگر پذیرای مقدار بیشتری نخواهد بود و اگر هم بیشتر از ظرفیتش در آن آب بریزید، از ظرف سرازیر می‌شود. امّا جان انسان که ظرف معنوی است قابلیت آن را دارد که به محض اخذ غذا، که علوم و معارف است، وسیع‌تر گشته و خواهان بیشتر از آن گردد.
وقتی فرزندان‌تان را به سال اوّل دبستان بردید و معلّم در طی یک سال، غذای علم را در جان کودک شما ریخت، می‌بینید که ظرفِ جان او توسعه پیدا کرده و تحمّلمش بیشتر می‌شود و در سال آینده از شما می‌خواهد که او را به کلاس بالاتری ببرید. زیرا در این مدّت جان او وسیع‌تر گردیده و آماده‌ی ورود به کلاس بالاتر شده است. برخلاف زمانی که شما بخواهید از همان ابتدا او را وارد کلاس دوم ابتدایی کنید خواهید دید او هرگز تحمّل چنین کلاسی را نخواهد داشت. نفس انسان به گونه‌ای است که هر چه در آن علوم و معارف بریزید به همان مقدار وسیع‌تر می‌شود که این را به مقام «لا یقفی نفس» تعبیر می‌فرمایند.

خلاصه این‌که طهارت تنظیم‌کننده‌ی رزق ظاهری و موجب ازدیاد رزق باطنی است. دلیل آن نیز این است که چون در رزق ظاهری، بدنِ مرزوق، محدود است طهارت، وضو و پاکی، این مقدار رزق را تنظیم کرده و به مقداری که معلوم و مقسوم اوست در مقام دل و جانش به او می‌رساند، و از آن‌جا که نفس غیرمتناهی است و هر چه بیشتر مرزوق گردد بیشتر طلب می‌کند، لذا طهارت موجب زیادی رزق در مرتبه‌ی ظاهر نیز هست. تا آن‌جا که نفسِ طهارت، موجب تأمین رزق زن و فرزند و مهمان‌های فرد طاهر نیز می‌گردد. برخلاف افرادی که دائماً بدن‌شان بی‌طهارت است و یا وضو ندارند. چنین اشخاصی دائماً گرفتارند. مگر می‌شود انسانی شب تا به صبح با بدن جُنُب بخوابد و فردای آن شب نیز از خدا طلب غذای مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ کند؟ چنین فردی مجبور است برای فراهم کردن غذا، با هزاران زحمت به دنبال به دست آوردن مال برود.

لذا در دستورهای خاص می‌فرمایند که سالک حق ندارد بعد از جنابت با بدن جنب بخوابد. به جز در یک مورد و آن هم زمانی است که زن و شوهر پس از مجامعت انزال می‌کنند، که در این صورت بهتر آن است که زن و مرد حداقل تا دو ساعت عورت خود را نشویند و برای غسل به حمام نروند. در غیر این صورت، شخص جُنُب باید هر چه سریع‌تر این نجاست را از خودش برطرف کند.
عالَم آنچنان پاک است که هرگز در نظام هستی نجاست راه ندارد. نگاهی به نظم نظام عالم کنید. درختان را ببینید که چه قدر پاکند. آنچنان دقیق تنظیم شده‌اند که اگر بخواهی به او آب ندهی و یا این‌که بیش از اندازه به او آب بدهی می‌خشکد. همچنین اگر به حیوان خانگی‌ات غذا ندهی مریض می‌شود و می‌میرد. امّا اگر بیش از مقدار لازمش غذا در اختیارش قرار دهی او فقط به مقدار ظرفیت وجودی خود برمی‌دارد و می‌خورد. هیچ حیوانی نیست که نسبت به ظرفیت غذایی بدن خود بی‌تفاوت باشد و به آن ضربه وارد کند. به تعبیری باید غذا خوردن را از حیوانات آموخت. همچنین غیر از غذا خوردن، کارهای دیگری نیز هست که انجام آن‌ها را باید از حیوانات بیاموزیم؛ همانند خانه ساختن و لانه درست کردن. حیوانات را ببینید که چگونه لانه می‌سازند. آن‌ها همیشه لانه‌های خود را به اندازه‌ای می‌سازند که فقط بتوانند جوجه‌های خود را در آن به دنیا آورند و آن‌ها را اداره کنند نه بیش‌تر و نه کم‌تر.

ما در امر خانه سازی باید پرندگان و لانه‌سازی آن‌ها را معیار خود قرار دهیم. ایران ما با تمام امکاناتی که دارد می‌تواند ده برابر جمعیت فعلی را نیز در خود جا دهد و هرگز دچار مشکل نگردد، به شرط این‌که ما به اندازه‌ی نیاز خود خانه سازی داشته باشیم نه بیش‌تر. امّا متأسفانه همیشه همّت بر این بوده که چندین برابر نیاز خود خانه‌سازی کنیم. لذا اگر جمعیت ایران، نصف جمعیت فعلی هم بشود، می‌بینید باز هم کفایت نخواهد کرد.

ما در امور معیشتی خود باید از حیوانات بهره بگیریم. چرا که حیوانات می‌توانند درس‌های بستری را به ما بیاموزند ایشان حتی به انبیا و اولیای عظام نیز درس داده‌اند. به عنوان مثال جناب بایزید بسطامی سال‌های سال در سیر و سلوک بودند، سال‌های متوالی بر ایشان گذشت امّا هیچ چیز برای‌شان متمثّل نشد و به آنچه می‌خواستند نرسیدند. روزی اندوهگین شده و سر به بیابان گذاشتند. در بین راه کشاورزی را دیدند که زمین را شخم می‌زند. بایزید با خود گفت به پیش او می‌روم و با او هم صحبت می‌شوم تا شاید کمی از ناراحتی‌ام کم شود. همین که به او رسید، آن کشاورز به او گفت: بایزید نگران نباش که چرا نرسیدی و بدان اگر این‌طور در نظر بگیری که انباری به وسعت این عالم وجود داشته که در آن پُر از دانه‌ی ارزن باشد و روزانه کبوتری یک دانه‌ی ارزن را مصرف کند و بخورد و به شما بگویند شما باید آن‌قدر صبر کنی تا انبار بدین ترتیب چندین بار خالی و پر شود آن وقت شما به نتیجه می‌رسی صبر کن که به نتیجه خواهی رسید.آری ز هر بازیچه رمزی توان یافت.

حضرت آقا در الهی‌نامه می‌فرمایند: «الهی گریه، زبان کودک بی‌زبان است. آنچه خواهد از گریه تحصیل می‌کند. پس از کودکی راه کسب را به ما یاد داده‌ای.»
می‌بینید که چه طور یک عالِم چندین سال در حوزه‌ی علمیه درس خوانده، از گریه‌ی یک کودک درس می‌گیرد و می‌فرماید: خدایا تنها زبان کودک گریه است، اگر گرسنه، تشنه و یا مریض است، تنها با زبان گریه این نیاز خود را به مادر ابلاغ می‌دارد، و هرگز با کلام ظاهری خواسته خود را به مادر اعلام نمی‌کند، پس از همان کودکی راه کسب روزی را به ما آموخته‌ای که فقط باید با گریه از خداوند طلب روزی مادی و معنوی کنیم.

مُنتهی عزیز من! به نکته‌ای باید توجّه کامل داشته باشیم و سعی کنیم آن را در جان خود پیاده نماییم و آن این‌که خدا را صادق بدانیم و به او اطمینان کنیم. اگر بگوییم: «معلوم نیست! شاید از آن طرف به ما بدهند و شاید هم ندهند» کار را خراب کرده‌ایم.
آنچه که رزق ظاهری را تنظیم می‌کند، طهارت است و آن در صورتی ناظم امور است که مخلوق، به خالقِ رازقش اطمینان داشته باشد. خداوند نیز می‌فرماید: تو پاک باش من خودم روزی‌ات را می‌دهم.

حال اگر انسان غیر از این عمل کند و «شاید» و «ممکن» را در دل خود راه دهد و به دنبال کسب مال بیش‌تر حرکت کند تا مالش افزون گردد، در این صورت است که برنامه‌ی تنظیمی خود را خراب کرده و باید خود مسؤول کارهایش باشد. این‌جاست که می‌بینید می‌کوشد و شبانه روز جان را به لب می‌آورد امّا باز یکی را دارد ده تا را ندارد. تنها دلیل چنین نتیجه‌ای عدم اطمینان به پروردگار است. او خواسته فقط یه زورِ بازوی خود متکی بوده و سعی کرده است برنامه‌هایش را خودش تنظیم کند. خدای متعال نیز او را رها کرده و می‌فرماید: حال که چنین می‌خواهی برو و خودت برنامه‌هایت را تنظیم کن.

روضه خوانی و عزاداری شب سوم ماه محرم.

والحمدلله رب العالمین

 

 

در حال بارگذاری تالار گفتگو...

نظرات کاربران 1

برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.

ورود / ثبت‌نام
  • ک
    کاربر ناشناس 6 روز پیش

    خداخیرتان دهد ممنون عالی بود

یادگیری
گالری
بیشتر