استاد صمدی آملی، طهارت ۳، ۱۳۷۶
مربوط به این جلسه«اگر روح و جان ما طهارت پیدا کند رزق معنوی زیاد میشود.چه اینکه اگر جسم ظاهری ما طاهر باشد، رزق حسّی و مادی ما هم زیاد میشود. » پس هر کسی روزی و مال هم میخواهد باید پاک و طاهر باشد.
رزق و روزی غیر از مال مادی است. در روایات فرمودهاند: «روزی و رزق، مقسوم است.» یعنی روزی هر کسی تقسیم شده است. در باطن عالَم روزی را برای افراد به مقدار وسعت وجودی هر شخصی ـچه در امور مادی و چه در امور معنویـ تقسیم کردهاند، که اگر شخصی بیش از آن اندازهی معیّن پرسه بزند و مانند مورچه مال به دست بیاورد، آن مقدار دیگر روزیاش نیست بلکه فقط مالی است که به دست آورده است، زیرا مال به دست آوردن، غیر از روزی به دست آوردن است. «روزی» آن مقداری را میگویند که شخص برای زنده ماندن به آن محتاج است. (همانند تنفس که بدن فقط آن مقدار لازم را جذب میکند نه بیشتر و نه کمتر از آن را)، همانند اینکه فردی خانهای به طول هزار متر مربع برای خود بسازد در حالی که فقط به قسمتی از آن برای زندگی کردن نیازمند باشد. در این صورت، باطن عالم این خانهی هزار متری را منزل آن فرد نمیداند، بلکه فقط آن مقداری که شخص برای زندگی به آن نیاز دارد را منزل او میداند و مابقی را اضافه به حساب میآورد. همان طور که در باطن نظام عالم، میزان عمر هر شخصی معیّن شده است، به همان مقدار هم رزق و روزی او تنظیم شده است.
وقتی کودکی به دنیا میآید و پستان مادر به دهانش گذاشته میشود آن مقداری که از شیر میمکد رزقش است و مابقی که از دهانش میریزد رزق کودک نیست. بنابراین رزق و روزی هرگز کم نمیآید. امکان ندارد کسی صدسال زنده باشد امّا خداوند روزی هشتاد سال او را تأمین کند و بیست سال دیگر را بدون روزی باشد.
حضرت آقا در عبارت فرمودند: «طهارت ارواح و قلوب، موجب مزید رزق معنوی و قبول عطایای الهیه علی ما ینبغی است.» در لفظ «علی ما ینبغی» سِرّ فراوانی وجود دارد. یعنی آن مقداری که سزاوار یک شخص است به او میدهند و آن مقدار نیز من حیث لا یحتسب است و هرگز به حسابش نمیآورند.
شعر زیبا درباره حبیب بن مظاهر، محرم ۱۴۱۸ ، اردیبهشت ۱۳۷۶
مربوط به این جلسهباز سیمای دلم را تور هاست باز در نای وجودم شورهاست
کیست امشب در تکلم با من است با من است این یار شیرین یا من است
کیست امشب شور حالم میدهد وعدهٔ صبح وصالم میدهد
حبیب پاشو از کوفه برو. برو کربلا کمک زینب و امام حسین
کیست امشب شور حالم میدهد وعدهٔ صبح وصالم میدهد
چند کوشی بر مداوا ای طبیب درد من باشد غم روی حبیب
درد من باشد غم روی حبیب.
چه خوب است حالا که نود سال سن کردهام، حالا که سختی و گرمی روزگار گذراندهام،
این آخر عمرم بروم این محاسن سفید پیرمردم را با خون سَرم خضاب کنم.
بوده هر شب ورد ذکرم با حبیب یا حبیبی یا حبیبی یا حبیب
سینهام مشتاق پیکان بلا پیر عشق من حبیب کربلا
حسین جان، حسین جان
گرچه حبیب ابن مظاهر پیرمرد است،اما جواندل است، زندهدل است.
اون جوانمردی که آمد پیر عرش عاشق،اما عاشق شمشیر عشق
تشنه اما از همه سیرابتر پیر اما از همه شادابتر.
به یاد شب عاشورا میافتد انسان، وقتی حبیب ابن مظاهر و زهیر ،شب عاشورا گرد خیمهٔ حسین دارند نگهبانی میدهند.
ای قربان این پیرمرد زندهدل کربلا.
در شب عاشورا جوونها هم خندانند، حنا دارند میبندند، همه خندانند و شادابند.
زهیر شوخی میکند، حبیب مطایبه میکند، دارد خوشحالی میکند.
زهیر اینقدر خوشحالی چرا؟ حبیبم اینقدر خوشحالی چرا؟
چرا خوشحال نباشیم که داریم پیش پای حسین فاطمه قربانی میشویم،
تشنه اما از همه سیرابتر پیر اما از همه شادابتر
آنچنان گردیده محو روی دوست که ز شوق او نمیگنجد به پوست
ساخته از آتش و خون ساز و برگ جنگ را کرده بهانه بحر مرگ
دست از جان شسته قید تن زده دوست گشته بر صف دشمن زده
پیش تیر و نیزه و شمشیر و سنگ بر لبش باگ رجز در حال جنگ
کی گروه از محبت بینصیب من حبیبم من حبیبم من حبیب
بعضی هم نقل کردن روز عاشورا ،حبیب ابن مظاهر وقتی موقع اذان ظهر شد
آمد نزد اباعبدالله،
عرض کرد: آقا جان اذان ظهر.
آقا فرمود: خدایت رحمت کند.
بایستین نماز بخوانیم.
مثل اینکه این عاشق سفر تیر بلای حسین است.
آقای ایستاد به نماز، حبیب ابن مظاهر، پیرمرد نود ساله بیشتر، ایستاد جلو حسین.
آقای من به من اجازه بده آقا تیر ها به سویت روانه میکنه
من جلوت بایستم ،مبادا تیرها به بدن امام حسین فاطمه برخورد کند
حسین جان، حسین جان، حسین جان
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدخاطرهای شنیدنی از دیدار حاج آقا کاوه آملی علامه حسنزاده آملی با ایشان؛
دستورالعمل زیارت امام رضا (علیهالسلام)
توصیههای عارفانه حضرت علامه حسنزاده آملی
مقدمه و ماجرای هدیه دستخط
بسم الله الرحمن الرحیم. خاطره چهلم از کنار مضجع شریف و نورانی حضرت حجة مولانا امام رضا (روحی و روح العالمین لهم الفداء) که با همه فقر و نداریم، نیابةالزیارة همه دوستان و عزیزان هستم. این خاطره را محضر عزیزان بیان میکنم.
در خاطره ۳۵ وعده داده شد دستورالعملی که آقاجان در باب زیارت حضرت رضا (روحی فدا) در قبال هدیه دستخط حضرتش فرموده بودند را محضر دوستان عزیز بیان کنم؛ لذا شرح آن دستورالعمل نوری را حسن ختام این خاطرات قرار داده و این دفتر را به پایان میبرم که: «پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقیست».
چهارم فروردین بود که تابلوی دستخط شریف و مبارک حضرت رضا (روحی فدا) را محضر آقاجان تقدیم داشتم (سال ۹۱ در خاطره ۳۵ به طور مبسوط شرح داده شد). چون آقاجان دلشان میخواست که آن دستخط نورانی را بدون قاب داشته باشند تا زیارتش کنند و ببوسند، قرار شد یک نسخه بدون قاب محضرشان تقدیم نمایم. فردای آن روز، پنجم فروردین بود؛ به محضر باهرالنورشان مشرف شدم و یک نسخه بدون قاب تقدیم داشتم. چقدر بر آن بوسه زدم! دست کشیدند، به سر و صورت خویش کشیدند، بر سینه خودشان چسباندند و به روی سر گذاشتند.
خواستم از حضورشان مرخص شوم، فرمودند: «به پاس هدیهای که آوردی که سبب روشنایی چشمان و شادی جانمان گردید، دقایقی بنشین تا نکاتی در باب زیارت حضرت ثامنالحجج (روحی فدا) عرض نمایم.» خیلی خوشحال شدم. عرض کردم: فدای شما آقاجان، لطف میفرمایید، به چشم؛ با دل و جان و همه وجود در محضر و خدمت شما هستم. واقعاً نه تنها با دو گوشم بلکه همه اعضا و جوارحم گوش شدند؛ طوری که بعد از گذشت سالها همچنان دقیق و بیکموکاست یادم هست، گویا آن فرمایشات نوری و عرشی بر لوح جانم حک شد.
بخش اول: دستورالعملهای زیارت حضرت رضا (علیهالسلام)
آقاجان فرمودند:
۱. انس با زیارتنامه و روزهداری قبل از سفر
سعی کن با زیارتنامه حضرت انس داشته باشی؛ حداقل هفتهای یک بار هم که شده در منزل زیارتنامهشان را بخوان، به خصوص زیارت روز چهارشنبه که در مفاتیح نیز آمده است.
هرگاه قصد زیارت حضرت نمودی، تا مشرف شدن اگر فرصت و زمان داشتی، ۳ روز قبل از حرکت روزه بگیر. اگر به یکباره تصمیم به زیارت گرفتی و فرصت نبود، وقتی مشهد مشرف شدی آنجا اگر فرصت بود ۳ روز روزه بگیر یا حداقل یک روز را هم که شده روزه بگیر. اگر سفرت کمتر از ۱۰ روز بود، یک روز را از خوردن و آشامیدن امساک کن؛ نیت روزه نگیر، اما همچون روز عاشورا که روزه گرفتن جایز نیست، بهتر است که از آب و غذا امساک کنی.
۲. آداب غسل زیارت و صدقه
از منزل که حرکت میکنی، غسل زیارت به جا آور؛ غسل زیارتی که همه انبیا، اولیا، حضرت رسول و دیگر ائمه طاهرین (سلام الله علیهم) و ملائکةالله را نیز نیت کن. چرا که در آن مضجع شریف و نورانی تنها حضرت رضا (روحی فدا) را زیارت نمیکنیم، بلکه خیل عظیمی از انبیا و اولیا و دیگر ائمه طاهرین (سلام الله علیهم اجمعین) و ملائکه حافظین که غیر قابل شمارشند را زیارت میکنیم. هنگام غسل همه آن ذوات مقدسه را مد نظر داشته باش که این نشان ادب است.
هنگام حرکت، جدای از رفع خطر در طول سفر که صدقه میدهی، مبلغی هم به جهت زیارت حضرت صدقه بده. تعداد روزی که در مشهد هستی نیز به جهت و نیت زیارت حضرت صدقه بده. صدقهای هم از جهت اینکه مقیم مشهد شدی و نیز غسلی هم از این جهت که غسل اقامت در مشهد، این را هم داشته باش.
۳. مراقبتهای مسیر و اذکار تشرف
در طول مسیر از حرفها و سخنان نسنجیده و نامربوط احتراز کن. سعی کن مشغول به صلوات بوده باشی یا ذکر شریف «یا ستار العیوب» و «یا غفار الذنوب» را تا حال و نشاط داری بیان کن.
برای تهیه اسکان (مسافرخانه یا هر جای دیگر) سعی کن به حرم مطهر خیلی نزدیک نبوده باشد (البته اگر عذری نیست)، تا هرگاه خواستی از اسکان به زیارت مشرف شوی، پیاده و قدمزنان و با طمأنینه و با سلام و صلوات و ذکر شریف «لا اله الا الله» و اذکار دیگر مشرف شوی؛ به خصوص با تکرار این دعا که:
«یا بَدیُ و یا بَدیع، یا قَوِیُّ و یا مَنیع، یا عَلِیُّ و یا رَفیع، صَلِّ عَلی مَن شَرَّفتَ الصَّلاةَ بالصَّلاةِ عَلَیه»
تکرارش کن و با این حال و با این اذکار به سمت حرم مشرف شو.
۴. آداب حضور در حرم مطهر و پوشش مناسب
سعی کن تا جایی که امکان دارد قبل از هر وعده که به زیارت مشرف میشوی غسل زیارت کن. اگر صبح مشرف شدی قبل از تشرف غسل کن، اگر بعد از ظهر مشرف میشوی باز غسل کن، اگر شبهنگام قبل از سحر مشرف میشوی باز هم غسل کن. یعنی در هر نوبت با لباسی طاهر و تمیز، با سر و وضعی مرتب و منظم مشرف شو.
مبادا با پیراهن آستینکوتاه و یا لباسهای منزلی و راحتی مشرف شوی، چرا که در آن مضجع مبارک و نورانی چشمهای فراوانی تو را نظارهگر است، تمام حالات و سکنات را دقت دارند و کمترین بیادبی را برنمیتابند. به مقدار و اندازه بیادبی از حقیقت و روح زیارت کم میکنند؛ آن انوار قدسی مأمور به این امر هستند.
گرچه حضرت امام رضا (روحی فدا) امام رئوف هستند، لکن بخشش و عنایت رحیمیهشان به مقدار ادب ظاهر است. البته بُعد رحمانیت حضرت برای همگان خواهد بود.
۵. زیارتنامهها، نمازها و ادعیه سفارشی
هرگز بدون اذن دخول وارد نشو. دستوراتی که در مفاتیح آمده به احسن وجه انجام بده. در باب زیارت که آمد، از جمله زیارت امینالله و زیارت جامعه کبیره را حتماً بخوان. حدالمقدور هر زیارتنامهای که میخوانی ایستاده بخوان.
نماز زیارت حضرت که دو رکعت هست، رکعت اول بعد از حمد سوره مبارکه یاسین و در رکعت دوم بعد از حمد سوره مبارکه الرحمن است را بخوان.
از جمله نمازهایی که حضرت امام رضا (روحی فدا) خیلی دوست دارند، نماز حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و نماز جعفر طیار (علیه السلام) است. در آن مضجع شریف حداقل یک بار هم که شده بخوان. کیفیت و نحوه به جا آوردن این دو نماز در مفاتیح آمده و شرحش توضیح داده شده است.
درباره نماز جعفر طیار سعی کنید در طول روزگار و زندگانی خودتان، ایام هفته، ماه و سال با آن انس داشته باشید. حداقل یک بار هم که شده در طول هفته به خصوص اگر فرصت شد در روز جمعه این نماز را بخوان، چرا که این نماز آثار و برکات زیادی دارد. نماز حضرت جعفر طیار (علیه السلام) نه فقط برای خواننده آن سبب نور و خیر و برکت میباشد، بلکه برای اهل خانوادهاش، پدر و مادرش، برادر، خواهر، همسر و ویژه فرزندانش (به خصوص در تربیت فرزند) تاثیر به سزایی دارد. چقدر خوب است که انسان برای برآوردن حاجات خود که نذر میکند، نذرِ به جا آوردن نماز حضرت جعفر طیار (علیه السلام) نماید.
۶. پرهیز از رفتارهای نامناسب در حرم
در حرم شریف چیزی نخور. هرگز در آن مضجع نورانی نخواب.
(توضیح راوی داخل پرانتز: در این سالهای اخیر تولیت محترم آستان قدس جهت رفاه زائران قسمتی از زیرزمین را در محدوده حرم اختصاص به استراحت و بیتوته شب زائران قرار داده؛ آن بحثش مجزا و مفصل است و فضای آن فرق میکند که اصلاً نوع کاربریاش برای این موضوع است؛ اینجا اشتباه نشود.)
بله، تا زمانی که حال و نشاط داری داخل حرم مشغول به زیارت باش. هر وقت احساس خستگی و کسالت نمودی و یا خوابت گرفت به محل استراحت خود برگرد. کیفیت زیارت مهم است نه کمیت آن، چرا که در همه اعمال کیفیت شرط است.
در هیچ جایی از صحن و سرا پا دراز نکن. از صحبتهای بیهوده بپرهیز. با صدای بلند نخند، بهتر این است که اصلا نخندی و در آن مضجع شریف محزون باش. هنگام نماز جایی از حرم باش که مضجع شریف حضرت روبهرو یا سمت چپ و راست تو بوده باشد، طوری نباشد که به حضرت پشت کنی.
۷. زیارت قبور علماء و بزرگان مدفون در حرم
در حرم شریف بزرگانی از علمای امامیه مدفونند؛ اکثراً آثاری ندارند، اما بعضی از بزرگان مثل شیخ بهایی، شیخ حر عاملی و بعضی دیگر قبور شریفشان مشخص است؛ روی سنگِ دیوارِ آن فضاهایی که مدفونند نام و نشانشان مشخص است. حتماً به زیارت قبورشان مشرف شو.
استاد عزیزم جناب حضرت شیخ محمدتقی آملی (رحمت الله علیه) در قسمت باغ رضوان نزدیک قبر شریف فقیه سبزواری مدفون هستند؛ محضر ایشان عرض ادب و ارادت نما، چرا که این بزرگان واسطه فیض و رحمتند و در محضر حضرت گاهی حتی شفاعت میکنند زائران را.
۸. سحرخیزی، قرائت قرآن و ذکر یونسیه
سعی کن حداقل یک ساعت یا سه ربع مانده به اذان صبح در حرم باشی. بهتر است که نافله شب بخوانی. در حالات حضرت آمده که هر سه روز یک ختم قرآن میدادند؛ تا توان و حال داری در حرم قرآن بخوان، به خصوص قبل و بعد از نافله شب.
بعد از آداب زیارت گوشهای خلوت اختیار کن، سر به سجده بگذار و ذکر یونسیه را زیاد تکرار کن:
«لا إلهَ إلّا أنتَ سُبحانَکَ إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ»
که اگر در دل شب بوده باشد خیلی بهتر است.
زیارتنامه دیگر ائمه (علیهم السلام) را حداقل یک بار هم که شده در حرم شریف بخوان، به خصوص زیارتنامه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و زیارت حضرت امام موسی بن جعفر و حضرت جواد و حضرت معصومه (سلام الله علیهم) را، و صلوات بر حجج طاهره را حتماً بخوان، به خصوص صلوات بر حضرت صدیقه طاهره را زیاد بخوان؛ این صلوات شریف که از حضرت امام حسن عسکری (روحی لهم فدا) بوده و در مفاتیح بعد از زیارت جامعه کبیره بیان شده است.
۹. مراعات حال همسفران و آداب معرفتی زیارت
اگر همسفر داری مراعات حال همسفر و نیز در آن مضجع نورانی مراعات حال دیگر زائران را بنما.
به نیت همه مؤمنین و مؤمنات و شیعیان و عالمان و پدران و مادران زیارت نما، مرا نیز یاد داشته باش و به نیت من نیز زیارت کن.
بدان هر زائری که مشرف میشود، آقاجان حضرت رضا (روحی فدا) به استقبالش میآید و هر زائری که از حریمش برمیگردد به سمت موطن خود، حضرت بدرقهاش میکند. طوری زندگی و رفتار کن که این استقبال و بدرقه را بچشی و یا حداقل حس کنی.
استاد عزیز و بزرگوارم حضرت الهی قمشهای (رحمت الله علیه) میفرمودند: همیشه با دعوت از جانب حضرت امام ثامنالحجج (روحی فدا) به زیارتش مشرف میشویم. البته همه زائران دعوتشده از جانب حضرت میباشند، لکن از دعوتشدگان، مهمانان ویژهای هستند. گاهی آن ذوات مقدسه مظهر رحمانیت و رحیمیت حق متعال هستند. ارتباط خود را با حضرت چنان کن که هنگام تشرف به مضجع شریف و نورانیاش، شأنی از شئون رحیمیهاش میزبان تو بوده باشد.
روز چهارشنبه که روز زیارتی حضرت هست، روزی هست که در زمان حضورشان در مرو بارعام و ملاقات عمومی داشتند، بدون هیچ حاجب و نگهبان. این سنت حضرت همچنان باقی است.
تا به ملائکپاسبان مشرف شدی و به مقصد رسیدی، مبادا به خاطر یک سری حاجات خاکیِ کمارزش و بیاهمیت پنداری که حاجتروا نشدی، که این عین بیادبی و جهالت محض است. بعضی عوامالناس بیادبند، میگویند ما که رفتیم هیچ گرهی از کار ما باز نشد، رفتیم یک و برگشتیم دو! پناه بر خدا، پناه بر خدا!
از جمله امور مهمی که سبب میشود ملائک به چشم و گوش و دل و جان انسان مهر بزنند و مانع ورودش به ملکوت عالم شوند، بیادبی به ساحت قدسی ائمه طاهرین به ویژه حضرت امام رضا (روحی فدا) میباشد. مبادا چنین پنداری داشته باشی، که پنداری بدتر و بیادبی و بیشرمی از این بیشتر و بالاتر سراغ ندارم.
زائرِ حجتِ خدا (روحی فدا) شدی، چه چیزی از این برتر و بالاتر و شریفتر؟ چگونه میتوان شکر این نعمت عظمی را به جا آورد؟ لذا در آن مضجع شریف جهت ارزانی این نعمت حتماً نماز شکرانه به جای آور و سجده شکر زیاد داشته باش که بدین نعمت ارزانی شدی. و خواستهای جز وجود مقدسش در حضور حضرتش نداشته باش؛ گرچه خود آن ذوات مقدسه فرمودند حتی نمک سفره خود را از ما بخواهید.
خب، یک سری حاجات مد نظر هست، لکن رشد و تعالی و متخلق شدن به صفات الهی و مشرف شدن به محضر نوری جناب انسان کامل مقدم بر همه حاجات بوده باشد؛ که این حاجات صرفاً با لقلقه زبان برآورده نمیشود، بلکه باید با تمام وجود و از لوح جان عامل به اوامرشان بوده تا وقتی محضرشان مشرف شدی و درخواست نمودی، إنشاءالله آن بزرگوار عنایت فرماید. خب، آنچه برایت لازم بود که در باب زیارت حضرت ثامنالحجج امام رضا (روحی فدا) بدانی و عمل کنی به عرض رسید.»
بخش دوم: راهکارهای درک مقام و شأن رحیمیه حضرت
با این فرمایش از آقاجان متوجه شدم که نکاتی که مد نظرشان بود به مقدار سطح معرفت و ظرفیتم که مرا تحمل آن بود بیان فرمودند. قطعاً دستورات شریفتر و لطیفتر و قویتر از این امور نیز میباشد که برای اهلش خواهد بود.
وقتی فرمایش آقاجان به پایان رسید، خیلی سپاسگزاری و تشکر نمودم و عرض کردم: آقاجان، حضرتعالی فرمودید طوری با حضرت امام رضا (سلام الله علیه) ارتباط داشته باشم که هرگاه به مضجع نورانیشان مشرف میشوم، حضرت با آن شأن رحیمیهاش حقیر را بپذیرند. با لطف و محبتی که فرمودید و این نکات نوری را که بیان داشتید، منت بر این کمترین تمام کنید؛ بفرمایید که چه اعمالی سبب توفیق بیشتر این امر خواهد بود؟ یعنی اینکه چگونه و با چه رفتار و اعمالی میتوان آن بُعد رحیمیه حضرت را درک کرد؟
همانطور که با لطف و محبت به حقیر نگاه میکردند، تبسمی نمودند و فرمودند:
«اینکه گفتند "نه خیمه نه خیمهجالسین" راست گفتند! اول که آمدی سریع خواستی برگردی، به قول خودت خواستی زیاد مزاحم نشوی، بعد از بیان این همه نکات و لطائف اشتهایت باز شد! چه اینکه از گذشته خوشاشتها بودی و به راههای مختلف مرا به حرف میآوردی. خوشم میآید طوری ورود میکنی که نمیشود به تو نگفت!
۱. رعایت ادب کامل در گفتار و رفتار
خب، در همین نکاتی که به عرض رسید چند عمل مطرح شد، دقت کن: اول اینکه عرض شد اهل ادب باش، مؤدب و عاقل. بزرگان فرمودند ادب نگه داشتن حد هر چیز است. ادب را در پوشش، گفتار، اعمال و رفتار خود مراعات کن، که در اعمال و اذکار و عبادات جای خود دارد. به تبع، اولاً باید در حد نهایت ادب را مراعات نمود. عاقل را اشاره کافیست. چقدر عالی فرمود:
از خدا خواهیم توفیق ادب / بیادب محروم ماند از لطف رب
میدانی که این لطف، لطف خفیه رحیمیه حضرت رب است. ظهور اسم شریف رب مظاهری دارد که آن سر حدات و عالیاش حضرات معصوم (روحی لهم الفداء) هستند، که حضرت امام رضا (روحی فدا) را در این امر حظی وافر و دستی گشاده است. (دو سه جمله دیگر نیز در مورد حضرت و شأنیت آن بزرگوار فرمودند که اجازه بفرمایید بگذرم.)
۲. انس با قرآن کریم و سحرخیزی
و عرض شد که حضرت (سلام الله علیه) هر سه روز یک ختم قرآن میدادند. حالا نه اینکه هر سه روز یک ختم قرآن بدهی، اما انس خود را با قرآن بیشتر و بیشتر کن. و اینکه اهل سحر باش.
۳. حسن خلق و انفاق به نیازمندان
از بهترین خصلتها که سبب جلب نظر رحیمیه صاحبان عصمت و ائمه اطهار (علیهم السلام) به ویژه حضرت امام رضا (سلام الله علیه) میشود، حسن خلق و انفاق (اعم از صدقه و قرضالحسنه) است که باعث گرهگشایی امور مادی و مالی بندگان خدا میشود. تا جایی که شرایط اقتضا میکند در این امر انفاق کوتاهی نکن. چیزی که انسان را در خیلی از خصوصیات نیک موفق میکند و اثر به سزایی دارد، انفاق است.
اگر میخواهی اهل عفو و بخشش باشی، دارای خلق نیکو و روزی گسترده چه در امور مادی و چه در امور معنوی و بالاتر از همه مورد عنایت آن ذوات مقدسه قرار بگیری تا آن بزرگواران تو را زیر چتر و خیمه خویش جا دهند، اهل انفاق باش. امامان، بلندهمت و بلندنظر هستند؛ انسانهای کوتاهفکر، بدخلق، کینهتوز و بخیل را در خیمه رحیمیه خویش راه نمیدهند.»
وقتی فرمایشات آقاجان به اینجا رسید، کمی مکث نمودند و فرمودند: «حالا راضی شدی؟ دانستی که از جمله جوازهای ورود به ساحت قدسیِ خفیهٔ رحیمیهٔ حضرت چه هست؟ این گوی و این میدان! تو و این شبانهروز و این امام رضا (روحی فدا).»
جمعبندی راوی و ارکان مشرب سلوکی علامه
قطعاً عزیزان مستحضرند که اساس مشی سلوکی آقاجان، ترک محرمات، عمل به واجبات، کسب حلال و دارا بودن صفات عالیه هست. گرچه در این دستورالعمل شریف، آقاجان مشخصاً صفات عالیه را نفرمودند، لکن از بیان خصلتها و روشها و منشها، کسب و استفاده از صفات عالیه مد نظر بوده که در کنار آن سه ویژگی، از ارکان مشرب سلوکیشان میباشد؛ تا حدی که این صفات عالیه را سبب به ثمر نشستن سلوک و به مقصد رسیدن سالک میدانند. چه اینکه حضرتش (روحی لهم الفداء) قریب به یک قرن چنین زندگانی و صاحب حیات طیبه بودند:
«وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ ۚ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا»
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدغزل کعبه امید با نوای استاد صمدی آملی
محبوب من که دائم هستم به گفتگویت معشوق من که دائم هستم به جستجویت آیا شود که روزی، روزی شود حسن را احسان گونه گون و الطاف نوبنویت بشنیده ام که خویت چون روی تست دلکش ای من فدای رویت ای من فدای خویت آیا شود که روزی با چشم خویش بینم آن قامت رسا و رخسارۀ نکویت ای که به لیله القدر کرّ و بیان بالا اسرار هر دو عالم گویند مو به مویت آیا شود که روزی تفتیده جان ما را از تشنگی رهایی زآب زلال جویت ای آستان قدست دارالسلام جانها بس کاروان که بسته بار سفر بسویت آیا شود که روزی این زار ناتوان را باری دهی ز لطفت پایی نهد به کویت ای شاهد دل آرا در بزم آفرینش وی شاهدان عالم مشتاق دید رویت آیا شود که روزی این عاشق وصالت دستی رساند اندر دامان مُشکبویت ای کعبه امید خوبان درگه عشق چون تو خدیو باشی خود آبرو خدویت آیا شود که روزی اندر برت حسن را گویی چه خوش رسیدی اینک به آرزویت
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدغزل آستانه عشق علامه حسن زاده آملی با نوای استاد صمدی آملی
اى نبُرده بکوى دلبر راه سوزى از شعْلههاى حسرت و آه لذّت ار هست عاشقان دارند از لقاى جمال آن دلخواه چه جمالى که پرتوى از وى به تجلّى در آمد و شُد ماه اى فرومانده از مقاماتت اى ز جاهت فتاده اندر چاه همه عالم بذات تو جمع است تو نه اى از جهان خود آگاه بمجاز این سخن نمیگویم بحقیقت نگفتهاى اللّه اى گرفتار نفس دون تا کى بایدت بود سخرۀ افواه واى بر تو اگر رها نشوى از کف این ستمگر گمراه آگه از درد خویشتن گردى چو رسیده است پیک حق ناگاه گر نهى سر به آستانۀ عشق ناامیدى ندارد این درگاه حسن از فطرت خُدادادش سخن نغز گوید و کوتاه
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدسِر و حکمت وضو، استاد صمدی آملی
مربوط به این جلسهشاخصهی مرتبهی طهارت را «وضو» تشکیل میدهد. در یک روایت آمده است که «الوضوء علی الوضوء نور». وضو گرفتن نور است. در روایتی دیگر آمده: «اگر شخص با وضویی قبل از اینکه وضویش را باطل کند، وضوی دیگری بگیرد، او نور بر نور افزوده است.» که «الوضوء علی الوضوء؛ نورٌ علی نور».بنابراین سعی کنید از جلسه بعد همه ان شاالله با وضو وارد جلسه شوید.
در نکتهی ۷۳۰ «هزار و یک نکته» حضرت مولی مکرّم آمده است:«شیخ رئیس در فصل دوم مقالهی اولی قانون در حفظ صحت عین گوید: «و ممّا یجلو العین و یحدّها الغوص فی الماء الصافی و فتح العین فی داخله.» یعنی: از جمله چیزهایی که جلا دهد چشم را و حفظش نماید، فرو رفتن در آب صاف و گشودن چشم در داخل آن است.در تفسیر «نور الثقلین»، حدیث ۱۲۷ این است: «فی کتاب علل الشرایع بإسناده إلی ابن عباس قال: قال رسول الله ﷺ: افتحوا عیونکم عند الوضوء لعلّها لا تری نار جهنم.» (یعنی در هنگام وضو چشمانتان را بگشایید تا بدین طریق چشمان تان از آتش جهنم برحذر باشد.)، جهنم، عینِ رمد و عمی و سایر امراض آن است. أعاذنا الله و إیاکم منها.
برای اینکه بحث وضو را دنبال کنیم، نکتهی ۷۳۵ «هزار و یک نکتهی» حضرت مولی روحی فداه را تلاوت میکنیم تا بعد به شرح و بیان آن بپردازیم. در نکتهی مذکور آمده است: «فی ترک الأطیاب فی شرح الشهاب (حدیث ۲۲۹): امتی الغُرِّ المُحَجَّلُونَ یومَ القیامةِ مِن آثارِ الوضوء.» گفت پیغمبر ﷺ: امت من روی سپید و دست و پای سپید باشند از اثر دست و روی شستن بدان که ایزد تعالی چون نماز را واجب کرد نخواست که بندگان وی به دنیا آلوده، به خدمتش آیند؛ لذا ایشان را فرمود که وضو کنند و با این چهار عضو مخصوص کرد؛ زیرا آدم اول روی به درخت گندم کرد و به پای برفت و به دست از درخت گندم باز کرد و بر سر نهاد و بر حوا آورد. این چهار عضو گناهکار را فرمود: شستن به گاه خدمت.
جناب رسول الله ﷺ فرمودند: وقتی نماز را واجب کرد، دید که بندگانش آلودهاند؛ لذا دستور داد که بندگان قبل از ورود به نماز، اول روشن گردند و سپس وارد منطقهی روشنایی (صلوة) شوند. بنابراین، اگر حق مشرف به زیارت نماز را ندارد، چون نماز پاک است و حقیقت آن تماماً طهارت است، کسی که وضو ندارد وجودش تاریک است و کسی که تاریک باشد حق ملاقات با نماز را که نور است، نخواهد داشت.پیامبر ﷺ فرمود: خداوند وضو را واجب نمود؛ زیرا نخواست بندگانش با بدن آلوده وارد نماز شوند؛ زیرا بنده به دنیا آلوده است و شبانهروز در این آلودگی به سر میبرد. نتیجه اینکه انسان با وضو گرفتن خود را آماده میسازد برای ورود در منطقهی نورانی دیگری به نام نماز.
در روایت فرمودند: وقتی دیدیم حضرت آدم علیه السلام رو به دنیای آلوده کرد، برای تطهیر او در هنگام نماز دستور دادیم که صورت خود را بشوید. و از آنجا که با پا به طرف دنیا رفت، به او امر کردیم که پایت را نیز باید بشویی. و در ادامه چون با دست از آن درخت کسب و کار، میوه و روزی زن و فرزند را کند و آن را بر سر گذارد و برای حوائجش آورد، به او دستور دادیم که دست و سر خویش را هم شست و شو کن.جنابعالی هم که به طرف کشاورزی و کارمندی و کسب و کارت میروی در حقیقت با صورت خود به طرف دنیا رو کردهای. وقتی رو به طرف دنیا و شجرهاش نمودی، باید در هنگام نماز صورت را بشویی؛ زیرا که صورت تو دنیایی را زیارت کرده است که همواره آلوده میباشد. وقتی به طرف دنیا روی آوردی قطعاً با پا به طرف آن میروی؛ پس در هنگام وضو، پایت را نیز باید مسح کنی تا پاک شود.
در ادامهی روایت فرموده است که: «و به دست از درخت گندم باز کرد.» تو نیز هنگامی که به محل کارت رفتی، مطمئناً با دست کارهایت را انجام خواهی داد، پس در وضو دستهایت را هم باید بشویی. «و بر سر نهاد و بر حوا آورد.» وقتی که رفتی و زحمت کشیدی و خون جگر خوردی و صبح تا به غروب کار کردی، مقداری را که حاصل کارت است به عنوان احترام و عرض ادب روی سرت میگذاری و تقدیم همسر و منزلت میکنی، پس در هنگام وضو، سرت را هم باید مسح کنی.
حاصل کلام اینکه: دل به دنیا دادهای و رو به آن کردهای، پا به سوی دنیا بردهای و دست و سرت را نیز به واسطهی آن آلوده کردهای. بنابراین از پا تا به سر، به دنیا آلودهای. حال اگر میخواهی به نماز رو کنی، باید وضو بگیری تا این وضو تو را تطهیر کند و بعد از آن در پیشگاه خداوند حاضر شوی و یکپارچه در طهارت باشی.حاصل آن که دنیا اشتغال است و نماز توجه، و توحد با تعلق سازگار نیست. پس از وحدت به سوی کثرت رجوع کن و از کثرت به سوی وحدت روی بنما تا از دنیا به نماز برسی که این عرضی بود مختصر از موقعیت و جایگاه وضو در نظام عالم.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدسِر و حکمت وضو، استاد صمدی آملی، ۱۳۷۶
مربوط به این جلسهدر مجلس قبل روایتی از جناب پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل گردید که اگر اجازه فرمایید لطیفهی در آن روایت را دنبال کنیم. حضرت فرمودند: چون امت من به واسطهی رو کردن به دنیا آلوده میشوند و خداوند نیز شایسته نمیداند که ایشان با آلودگی به زیارت نماز مشرف شوند. لذا دستور فرمود که ابتدا دست و روی خود را بشویند و سپس به طرف نماز بروند. از این لطیفه معلوم میشود که وضو راهی برای طهارت از آلودگی است. انسان در اجتماع با بسیاری از افراد در ارتباط است در نتیجه قهراً همانند حضرت آدم رو به طرف آنان خواهد کرد و به محض رویارویی مطمئناً آلوده خواهد شد. چه بسا انسان با یک دعا خواندن حال خوشی پیدا میکند اما همین که از منزلش بیرون آمد و در اجتماع قرار گرفت، به محض نگاه کردن به چهرهی مردم این حال خوش از او گرفته میشود که این آلودگی را خودِ جانِ انسان به انسان گزارش میدهد و اعلام سقوط میکند. اما فرمودهاند: وضو از بهترین راههای بر طرف نمودن آلودگیِ قهریِ در محیط است.
از آنجا که انسان در اجتماع آدمی مسلک بوده و همیشه با دیگران در ارتباط است، لذا همیشه آلودگیهای اجتماع دامنگیرش خواهد بود. به عنوان مثال زمانی که فردی یک مال دزدی شده را به شما میفروشد اگر چه شما هم ندانید آن شخص این متاع را از چه راهی تهیه کرده است، با این حال باز آثار تکوینی آن مال را نمیتوان برطرف نمود. حال اگرچه از جنبه فقهی به ما بگویند: چون پولی را که در مقابل آن متاع پرداخت نمودهاید مالک بودهاید، پس در برابر آنچه به دست آوردهاید نیز مالک هستید، اما تا زمانی که از این متاع استفاده میکنید همچنان آثار تکوینی آن ادامه خواهد داشت. مثلاً میبینید تا زمانی که آن لباس خرید شده را بر تن دارید روحیهی حاکم قبلی خود را نداشته و حال نماز خواندن و خلوت کردن را ندارید. چه بسا گاهی با یک خوردن و نوشیدن درخانهی دیگران یا با یک قدم زدن و رفت و آمد در اجتماع و با یک نگاه کردن به چهرهی مردم، آن اثر مطلوب معنوی از بین برود و باز برگرداندن حالی که از دست رفته خیلی مشکل است. وضو و طهارت تمام اثرات این آلودگی را برطرف میکند و انسان را نورانی مینماید.
عزیزان! کار شما نیز عبادت است. لذا صبح که به سوی مزرعه و محل کارتان میروید، قبل از آن وضویی بگیرید و رو به قبله «یا الله» بگویید و سپس به راه بیافتید. چرا که بیوضو نمیتوان عبادت کرد، همچنان که بیوضو نمیتوان به نماز روی آورد و یا بیاحترام رو سوی خانهی کعبه کرد و حج به جای آورد. زیرا مزرعه و محل کارتان، کعبه؛ و قطرات عرقی که در آنجا از جبین و بدنتان سرازیر میشود، کفارهی گناهان شما است. هر مقدار که در حین کار عرق میریزید، خودتان را صاف میکنید. پس هر صبح که برای کار برمیخیزید وضویی بگیرید و بعد از آن نوزده بار «بسم الله الرحمن الرحیم» به عدد حروف این آیهی مبارکه تلاوت کنید تا آن «وضو» تطهیرتان کند و آن «بسم الله» آفات و بلیات و شعلههای اشتعالات جهنمی دنیا را از شما دور نماید. این قدر به زور بازوی تان متکی نباشید، رزق را باید از جای دیگر بدهند همچنان که جناب رسول الله صلیاللهعلیهوآله میفرمایند: «دُم علی الطهاره یوسع رزقک.»{ ابن فهد فاری، مصباح الانس، ص ۱۱.} شما دائماً اهل طهارت و پاکی باشید، رزقتان وسیع خواهد شد. انشاءالله عرض خواهیم کرد که اصلاً یکی از راههای به دست آوردن روزی، وضو است.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شویدقرائت زیارت اربعین توسط استاد صمدی آملی
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید
نظرات کاربران 0
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید