غزل ۱۰۸ دیوان علامه حسن زاده آملی
این غزل در اوائل محرم سال ۱۴۰۸ ه.ق توسط علامه حسن زاده آملی رضوان الله سروده شده است.
غزل ۱۰۸ دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی
و قرآن و تو خود هر دفترى خواهى گزین زانکه لااکراه فى الدین است حکم عقل و دین
ره بکوى یار بردم بى نشانى از کسى سر به دست دوست دادم در جهانى پیش از ین
دردها دیدم ندیدم هیچ دردى چون فراق مر مرا زین درد باشد اشک و آه آتشین
و هم ظاهر بین چه داند آنچه را مى یابدش روح قدسى در مقام قرب رب العالمین
بحث مفهومى چه سودى بخشدت بى علم عین سایه بینى و ندانى رتبت حق الیقین
عقل ره پیمود اما از بزوغ و از افول عشق فریادش بر آمد لااحب الافلین
یکدل و دلدار دارى در صراط مستقیم راههاى دیگر است و دیوها اندر کمین
حسن صورت را نگر در صنعت ماء مهین هم بصورت آفرین و هم بصورتآفرین
در رحم بودى جنین و آمدى در این جهان این جهان با آن جهان هم در مثل باشد جنین
سیر آفاقى چه باشد گر ندارى انفسى بى حضور دل چه مى خواهى ز تعفیر جبین
زیج و اسطرلاب و ربع و لبنه و ذات الحِلَق یعنى اندر عرصه سمع الکیانى ذره بین
بعد از این دست من و دامان آن رشگ پرى زین سپس چشم من و احسان آن حسنآفرین
با حسن از درس عشق و عاشقى می گو سخن حیف باشد خوردن حنظل بجاى انگبین
اوائل محرم سال ۱۴۰۸ ه.ق
غزل کعبه امید با نوای استاد صمدی آملی
این صوت احتمالا برای سال 1385 هست.
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامهنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر وارد شوید
نظرات کاربران 1
برای ثبت نظر باید وارد سایت شوید.
ورود / ثبتنامالهی فداتون بشم اقا جانم